به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 34
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    انسانِ بنده خدا چه حیوان خنگیه. یکیش سرما می خوره، خجالت نمی کشه بیاد شرکت و بقیه رو مریض کنه، یکیش خجالت می کشه بهش بگه برو خونه که مبادا ناراحتش کنه. توی قیامت اولی کمتر از دومی شرمنده ی خالقش می شه.

    برای نفر بعد: نازنین، فلاسک، آسمان، ساده، پرتو

  2. 6 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 27 دی 00), Mvaz (سه شنبه 28 دی 00), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 29 دی 00), باغبان (سه شنبه 28 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (دوشنبه 27 دی 00)

  3. #22
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همراه مادر و خواهرم نازنین ، تصمیم گرفتیم بریم روستا پیش بی بی ،،،اونجا آسمون یه جوریه ،،، انگار ستاره ها و اجرام آسمانی نزدیکته ،،،
    رسیدیم و شب شد - بی بی خیلی پیر شده بود ولی هنوز اون طراوت چهره معصومش نمایان بود ،،،بعد شام با فلاسک چای و کوله باری سبک و ساده تصمیم گرفتم بزنم تو دل شب و آسمان شب روستا را تماشا کنم ،،،
    پرتو و درخشش نوری را دیدم ، نمی دونم از کجا آمده بود و کجا می رفت ،،،یادمه بی بی می گفت وقتی پرتو نوری را دیدی چشم هاتو ببند و یه آرزو کن .




    کبوتر- رودخانه - باغبان - gholam1234 - Mvaz
    ویرایش توسط باغبان : سه شنبه 28 دی 00 در ساعت 15:53 دلیل: تایپی

  4. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 29 دی 00), Mvaz (سه شنبه 28 دی 00), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 29 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (سه شنبه 28 دی 00)

  5. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    122
    Array
    در یکی از روزهای بهاری سه تا از رفقای صمیمی به نام آقای باغبان ، جناب ام واز و آقا غلام تصمیم گرفتند به زیارت امام رضا (ع) بروند . در بین راه رودخانه ای را دیدند که منظره ی زیبایی داشت و آنجا اتراق کردند و کمی استراحت کردند و بعد به سمت مشهد حرکت کردند و به زیارت امام رضا (ع) رفتند . حیاط حرم پر از کبوتر های زیبا بود که توجه این سه رفیق را به خود جلب کرده بود.


    اینترنت ، روستا ، شادی ، مهمان ، باران

  6. 4 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 29 دی 00), Mvaz (سه شنبه 28 دی 00), باغبان (سه شنبه 28 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00)

  7. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    اینترنت روستا قطع بود، بنابراین شادی و مهمانش رفتن زیر باران قدم زدن.

    سایه بان، نیتروژن، رمز، دکه، پاشنه

  8. 6 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 29 دی 00), Mvaz (سه شنبه 28 دی 00), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 29 دی 00), باغبان (سه شنبه 28 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (سه شنبه 28 دی 00)

  9. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    زیر سایه بانِ دکه ایستاد و سیگارشو با پاشنه کفشش خاموش کرد، رمز بمب نیتروژن رو فراموش کرده بود.

    سبز، واکسن، دریچه، قهوه، قسط

  10. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 29 دی 00), باغبان (چهارشنبه 29 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (چهارشنبه 29 دی 00)

  11. #26
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 04 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1399-12-20
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    16,987
    سطح
    83
    Points: 16,987, Level: 83
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 363
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,107

    تشکرشده 1,128 در 455 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    122
    Array
    ابتدا قهوه ام را خوردم و سپس قسطامو پرداخت کردم و بعد از آن رفتم دوز سوم واکسنم را بزنم ، خانم پرستار از داخل دریچه سبز رنگ واکسن رو بیرون آورد و به من تزریق کرد


    پولدار ، مهربان ، مترسک ، شبکه پویا ، کباب کوبیده
    ویرایش توسط طنین باران : چهارشنبه 29 دی 00 در ساعت 12:01

  12. 4 کاربر از پست مفید طنین باران تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 29 دی 00), میشل (چهارشنبه 29 دی 00), باغبان (چهارشنبه 29 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00)

  13. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    زمانیکه بچه بودم تا بزرگسالی اینقدر کار کردم تا پولدار بشم ولی الآن که سنی از من گذشته کارم اینه که هر روز از رستوران کباب کوبیده بگیرم و مثل بچه ها از برنامه های شبکه پویا لذت ببرم بخصوص مجموعه مترسک مهربان ... هیچ وقت از دستش نمیدم


    خشم..... انیمیشن.....دریا......طالع بینی.... سکوت

  14. 4 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    میشل (پنجشنبه 30 دی 00), باغبان (چهارشنبه 29 دی 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (پنجشنبه 30 دی 00)

  15. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    در سکوت به انیمیشن خشم دریا نگاه می کرد، اما چیزی نمی دید، کتاب طالع بینی هنوز توی دستش بود.

    شکلات، آهن، سکه، بیمارستان، کش

  16. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    باغبان (جمعه 01 بهمن 00), شمیم الزهرا (پنجشنبه 30 دی 00), طنین باران (پنجشنبه 30 دی 00)

  17. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    کودکی با چشمان اشک آلود پشت در بیمارستان در انتظار مادرش بود، رهگذری به خیال اینکه کودک فقیر است سکه ای به او داد، کودک با سکه شکولات خرید و همچنان پشت در آهنی بیمارستان منتظر مادرش بود که متوجه شد کش شلوارش شل شده

    حضرت فاطمه ع، کودک، قبر، آسمان، باران

  18. 3 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    Mvaz (شنبه 02 بهمن 00), باغبان (جمعه 01 بهمن 00), طنین باران (جمعه 01 بهمن 00)

  19. #30
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نام خدا
    السلام علیک یا حضرت فاطمه سلام الله علیه
    همیشه نوشته هایت را این جور شروع می کردی دخترم ،،،
    کودک من کجایی ،،،، الان روز دوم هست و من عاشقانه کنار قبر کوچکت هستم ،،،بیا با من مدارا کن ، دوباره در می زنم در را وا کن ،،،،در این آسمان و تو این باران دوباره با چشمات زندگیم را احیاء کن .




    ---------------
    آدم برفی - مسابقه - مادربزرگ - چای - کرسی
    ویرایش توسط باغبان : جمعه 01 بهمن 00 در ساعت 03:29

  20. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Mvaz (شنبه 02 بهمن 00), شمیم الزهرا (جمعه 01 بهمن 00), طنین باران (جمعه 01 بهمن 00)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.