به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 96 [ 10:40]
    تاریخ عضویت
    1396-11-07
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    102
    سطح
    2
    Points: 102, Level: 2
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    توهین و بد دهنی شدید خانمم داره منجر به طلاقمون میشه

    دوستان سلام
    خودم حدود 35 سال و خانمم 30 سال دارند. 6 سال قبل ازدواج کردیم و فعلا بچه نخواستیم. دکتری مکانیک دارم و پر تلاشم و حدود 10 ساعت در روز کارم یکنم و با وجود همکاری و قناعت خانمم که از ویژگی خوب ایشون هست، شرایط مالی نسبتا خوبی داریم که واقعا حیف است این همه تلاش را به باد فنا داد. خانمم در نوجوانی خواستگاری داشته که تا حدی 2طرفه همو میخواستند اما به لحاظ شرایط تحصیلی و اجتماعی اوشون، نهایتا تصمیمی احساسی نگرفت و خواسته انتخاب عقلانی تری بکند. پس از آشنایی با هم و حدود یکسال شناختف علاقه و احساسی ایجاد شد و نهایت با هم ازدواج کردیم. با هم راحت و صادقیم و سوابق و قضایای قبل یکدیگر رو میدونیم.
    به گفته خودشون علیرغم کار زیادم، به لحا مالی و احساسی کم نمیگذارم و واقعا هم سعی کردم همینطور باشه حتی در کارهای خونه و .. هم کمک میدهم. خیلی خانمم و زندگیمون، حس زنانه، سلیقه، آشپزی، ابتکار و محبتش رو دوست دارم اما بزرگترین مشکل که تا حد طلاق ما رو پیش برده، پرخاشگری و عصبانیت خانمم است. وقتی شرایط اوکی است و مهربون هست، همه چیز خوبه. آشپزی، صحبت ، محبت، احترام، تفریح، صمیمیت و ... اما سر مسائل کوچک که واقعا و گاها من متوجه نمیشم مثلاً: بیشتر خریدن در خرید منزل، محکم بسته شدن درب یخچال، فراموش کردن یک خریدی یا مسائل بزرگتر حرفهای خاله زنک هم عروس که خیلی چشم و هم چشم است (کمبودهایی هم دارد که البته من حق را به خانمم میدم چون واقعیت در ظاهر، سلیقه و آشپزی و ... خودش رو خیلی با خانمم مقایسه میکنه و خوب گفتنش خوب نیست، پایین تر هم هست و مدام همش تو فضای به رخ کشیدن آشپزی و برتری سلیقه و زرنگی و .. است) تا مسائلی چون اصرار مادرم بر بیشتر سر زدن به اونها و و ... که همه اینها ظرف 1 ثانیه میتونه خانمم را به اوج عصبانیت برسونه!! واقعا انفجار میشه و اخیرا شدید و شدیدتر شده و خیلی از این موضوع نگرانم!!!
    بعد دعوا هم اگر عذرخواهی نکنی یک مشکل، بکنی 100 تا مشکل که توهین میشنوی!! چیه؟ موس موس میکنی؟ خاک بر سرت!! بی عرضه!! دیدی دفعه قبل التماس کردی!! گذشت که نمیکنی، شخصیت نداری!! حالیت نیست!! نیخوامت!! دوستت ندارم!! از زندگیم برو بیرون!! من طلاق میخوام!!
    چند روز بعد هم که آشتی میکنیم، ابراز محبت و علاقه و نمیتونم ازت دور باشم!! تو زندگی منی!! بدون تو نمیتونم!! و نهایت منجر به این شده که اخیرا من هم بعد دعوا زیر بار نرم و معذرت هم نخوام!
    عصبانیت و توهین در حدی که اگر یک کلمه در هم دردی با ایشون اشتباه و جابجا بگم که حس کنه کمی غیر منصفانه گفتم، هر حرف و فحش و توهینی که اصلا فکرشو نکنید رو میگه. هرچیزی! که حتی فکرشو نکنید!!! به خودم و خانواده، توهین هایی که علاوه بر فحش، حس خورد شدن و تحقیر شدن میکنم ....
    ایشون قبل از نامزدی همین قدر بد عصبی میشد و گویا چند مورد گوشی موبایل و ظرف هم شکسته اما فکر می کردم چون فقط همین 1 مشکل را داریم با صبر و گذشتن من حل میشه که نشد!! هیچ!!!! من عصبی تر از اون شدم!
    همیشه میگم خانم اندازه تنبیه باید به اندازه خطا باشه. نمیشه کسی را بخاطر یک دزدی یا اشتباه کوچک، اعدام کرد؟؟!! قبول ، من خطا کردم پاسخش که شکستن و فحش به کل خانواده و توهین شخصیتی و تخریبی من نیست!!
    اینقدر به تعداد شده و شدید که حس میکنم تحمل اینها در سال های گذشته گذشت و صبوری نیست و قرار نیست چیزی تغییر کند و نه تنها تاثیر مثبتی نداشته بلکه حمل بر حماقت و بی عرضگی من میشود هر چند خانمم می دونه هر کاری را شروع کنم تا به جایی که میخوام نرسد، کار را رها نمی کنم و واقعا اگر تصمیم بر طلاق بشود دیگه برگشتی ندارد.
    تنها نکته مثبت این است که ظاهر را نگه میداریم و کسی از هیچ چیزی خبری ندراد!!
    من فردی هستم که
    از 10 سال قبل بین دوستان به حوصله زیاد، گذشت و سازگاری معروف بود و اهل توهین و درگیری فیزیکی نبودم و نیستم اما الان سر هر چیزی به خودم و خانوده شدید ترین توهین ها و فحش های خانوادگی میدهد و اخیرا چند ثانیه ای تحمل میکنم اما اینقدر ادامه میده تا حتما یک چیزی بشکنه!! از این نگرانم آخرین پرده بینمون هم پاره بشه و دستم به ایشون بلند بشه...
    حتی یک مرتبه اینقدر ادامه داد و من کوتاه اومدم که غیر ارادی برای اینکه دستم رو ایشون بلند نشه، مشت به درب و دیوار زدم و دست و آرنج خودم رو زخمی کردم...
    بدتر اینکه چون در بیشتر بحث ها دیر عصبی میشم و اهل مذاکره، صحبت، استدلال و توجیه هستم و این رفتارها اصلا در روحیات نیست و از این شخصیت جدید خودم به شدت بدم میاد و بلافاصله بعد از درگیری، از رفتار عجیب خودم چند برابر کلافه و عصبی میشم.
    اگر هم بعد از چند روز بخواهم بحث را باز کنم مشکل را بهتر بفهمم یا بگم عصبانی نشو تا در محیط آرام صحبت کنیم، قطعا مجدد دعوای شدید میشود و به این نتیجه رسیدم هرچند اشتباهه اما بحث را مجدد باز نکنیم
    ویرایش توسط Siavash63 : شنبه 07 بهمن 96 در ساعت 19:08


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.