به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 64

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دومی خیلی بهتر از اولب بود پخته تر بود.

    بعدشم یادت باشه هیچوقت رفتار و گفتارت منوط به واکنش های شوهرت نباشه.اگرم ناراحت شد داد زد عصبانی شد شما باید اعتماد بنفست را حفظ کنی و شرایط را مدیریت کنی استرس و اضطراب خودت را توی این موقیعت های کنترل کنی واقعا سخته مخصوصا اولاش هم باشی بدتر ولی کم کم عادت میکنی و قویتر میشی.

    انصافا خودت ببین الان آرامش بیشتری داشتی یا قبلت؟

    یادت باشه مظلوم شدی خوب بود ناراحتی خودت را نشان دادی حرفت را هم زدی ولی اینجا یکم چاشنی سیاست زنانه رفتار میکردی خودت را لوس میکردی و میگفتی:ولی بازم هرچی شوهر عزیز و نازنینم بگه کم کم شروع کن پله پله بری جلوتر سعی کن از همین روش در همه موارد استفاده کنی.

    ایشالله که دیگه مسئله ای پیش نیاد راستی دوتا مقاله گذاشتم تیو بخش مهارت های ارتباطی حتما بخونش جالبه در مورد انتقاد کردن.

    http://www.hamdardi.net/thread-41339.html#post404856

    http://www.hamdardi.net/thread-41340.html#post404857

    سعی کن ارتقاء بدی خودت را در بیان صحیح احساسات

    http://www.hamdardi.net/thread-41054.html

    مقاله بالا خیلی خوبه با دقت بخوان واقعا تاثیر گزاره
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  2. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    پاپیون (شنبه 17 بهمن 94), افراخانوم (شنبه 17 بهمن 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم خاله قزی و افراخونم عزیزم
    خاله قزی روشهای انتقاد رو خودم همیشه اینطور انجام میدم اول تعریف و تمجید بعد یدوه انتقاد خیلی ممنون
    ولی خیلی سخته خیلی
    میدونید همسر من اوایل خیلی خوب حرف میزد حتی توی دعوا دستم رو میگرفت و صحبت میکرد
    اما من خیلی پرخاشگر بودم و حرفای بدی میزدم کم کم اونم مثل من شد
    الان من دارم سعی میکنم بزارم کنار چون مادرم یبار شنیدو خیلی تند برخورد کرد باهام
    که مرد احترام می خوادو ازین حرفها
    الان قسم خوردم بهش بی احترامی نکنم
    دیروز بهش گفتم که بریم بیرون با لحن خیلی بدی گفت بدهکاره و فعلا ازش چیزی نخوام گفت باید بپذیرم این موضوع رو
    و گفت تا الان خیلی زیادی به حرفات گوش میدادم زیاد لوس شدی
    و خیلی حرفای بد دیگه با لحن بد
    منم نتونستم خودم رو کنترل کنم و ازین روش استفاده کنم از عصبانیت گفتم اگر قراره دیگه بهم محبت نکنی من نمی خوامت
    گفت می خوام صدسال منو نخوای که بخاطر یه حرفم اینو گفتی.. و دیگه حرفی نزدم

    میدونم حرفام اشتباه بود او کلی گفت و گفت و من با یه جمله همچیرو خراب کردم
    البته از فردا صبحش که بیدار شدیم با من خوب رفتار کرد انگار نه انگار که چیزی شده
    اما حس میکنم باهام سرده

    چقدر ضعیفم من اینهمه مطلب خوندم باز کار خودمو کردم
    فقط فرقش با قبل این بود که قبلا پرخاشگری میگفتم اندفعه با بغض و اروم این حرف رو گفتم همین !
    من خیلی بدم میدونم
    اما حرفهای اونم بد بود
    اگر میگفت ندارم میگفتم فدا سرت خودم یچی درست میکنم اما خیلی داد زد
    هرشب هرشب دعوا داریم..
    جفتمون خسته شدیم

  4. #3
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مقاله خطاهای شناختی رو بخون مخصوصا نکته دوم و پنجم.

    جملات آخرت خودت هم قبول داری حرف الکی زدی ببخشید رک میگم چرت نوشتی چیزی که خودتم قبول نداری.

    تا اینجاش خوب بودی قبول داری اول ها پرخاشگری میکردی خوب این برای مرد خوب نیست مرد نیاز به احترام تائید و تشویق داره نیاز داره جایگاهش مشخص بشه و توسط نزدیکترین فرد بهش محترم شناخته بشه شما بد رفتار کردی.
    انتظار نداشته باش زود جواب بگیری عجووووووووووووول هستی چقدر تو بابا یکم صبور باش خواهشا چقدر از خودت انتظارات و توقعات بالا داری تا همینجاشم خوب بودی پله پله باید بری جلو قدم به قدم

    دفعه بعدی یادت باشه روی شوهرت حساب باز نکن خوب, این یعنی اینکه رفتار و گفتار شما منوط به واکنش های شوهرت نباشه لطفا یکمدت فقط روی خودت کار کن همه تمرکزت روی خودت باشه.
    میگه پول ندارم خوب بهش بگو باشه عزیزم هرچی شما بگی کش نده بحث را این موقعیت فقط شما درش قرار نگرفتی مردها درسته با تحکم حرف میزنن ولی زود هم سرد میشن و میان جلو پیشقدم میشن تا از دل همسرشان در بیارن مثل رفتار صبح.

    غر غر کردن ممنوع
    گیر دادن ممنوع
    بحث طولانی ممنوع
    گریه کردن ممنوع
    توهین بی احترامی صدا بالا بردن ممنوع
    و مهمترین نکته منفی بافی ممنوعه

    تا اینجا خوب بودی خواهشا خرابش نکن برگرد برو مقالات مهارت های ارتباطی رفتار جراتمندانه اون تایپیک مهارت های کلامی زن وش وهر و و بخش مهارت های ارتباطی را کامل بخوان سیاست های زنانه فراموش نشه.

    این یادت باشه 55% توی یک زندگی مشترک رضایت باشه خوب محسوب میشه.اینقدر خودت را اذیت نکن مهم اینه پایدار باشی توی مسیری که داری طی میکنی امیدت به خدا باشه نماز و دعا فراموش نشه قرآن خواندن آرامت میکنه.

    ایشالله خبرهای بهتر
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  5. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    پاپیون (دوشنبه 19 بهمن 94)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    مقاله خطاهای شناختی رو بخون مخصوصا نکته دوم و پنجم.

    جملات آخرت خودت هم قبول داری حرف الکی زدی ببخشید رک میگم چرت نوشتی چیزی که خودتم قبول نداری.

    تا اینجاش خوب بودی قبول داری اول ها پرخاشگری میکردی خوب این برای مرد خوب نیست مرد نیاز به احترام تائید و تشویق داره نیاز داره جایگاهش مشخص بشه و توسط نزدیکترین فرد بهش محترم شناخته بشه شما بد رفتار کردی.
    انتظار نداشته باش زود جواب بگیری عجووووووووووووول هستی چقدر تو بابا یکم صبور باش خواهشا چقدر از خودت انتظارات و توقعات بالا داری تا همینجاشم خوب بودی پله پله باید بری جلو قدم به قدم

    دفعه بعدی یادت باشه روی شوهرت حساب باز نکن خوب, این یعنی اینکه رفتار و گفتار شما منوط به واکنش های شوهرت نباشه لطفا یکمدت فقط روی خودت کار کن همه تمرکزت روی خودت باشه.
    میگه پول ندارم خوب بهش بگو باشه عزیزم هرچی شما بگی کش نده بحث را این موقعیت فقط شما درش قرار نگرفتی مردها درسته با تحکم حرف میزنن ولی زود هم سرد میشن و میان جلو پیشقدم میشن تا از دل همسرشان در بیارن مثل رفتار صبح.

    غر غر کردن ممنوع
    گیر دادن ممنوع
    بحث طولانی ممنوع
    گریه کردن ممنوع
    توهین بی احترامی صدا بالا بردن ممنوع
    و مهمترین نکته منفی بافی ممنوعه

    تا اینجا خوب بودی خواهشا خرابش نکن برگرد برو مقالات مهارت های ارتباطی رفتار جراتمندانه اون تایپیک مهارت های کلامی زن وش وهر و و بخش مهارت های ارتباطی را کامل بخوان سیاست های زنانه فراموش نشه.

    این یادت باشه 55% توی یک زندگی مشترک رضایت باشه خوب محسوب میشه.اینقدر خودت را اذیت نکن مهم اینه پایدار باشی توی مسیری که داری طی میکنی امیدت به خدا باشه نماز و دعا فراموش نشه قرآن خواندن آرامت میکنه.

    ایشالله خبرهای بهتر
    سلام مجدد برادر دلسووزم
    دقیقا مورددوم و پنجم راجب من صدق میکنه و مورد هشتم برای همسرم
    خیلی دوست دارم این مقاله هارو براش بفرستم اما خوشحال نمیشه من نوشته ی زن بیخیال رو براش فرستادم
    ایمیل کردم البته فقط قسمت اخرش

    "
    دیر یا زود به این نتیجه میرسیم که نمی شود همه چیز و همه کس ایده آل ما باشد. نمی شود اختلاف نظر نباشد، اشتباه نباشد، و آدم هایی که به این نتیجه می رسند آدم های خوشبخت تری هستند.
    آدم هایی که ساده می گیرند و ساده می گذرند.
    هیچ چیز را بزرگ نمی کنند.
    بلدند زود فراموش کنند و ذهنشان را از یک موضوع اعصاب خرد کن خیلی سریع معطوف چیز دیگری می کنند. "

    بخاطر اینکه همچی رو سخت میگیره فرستادم وی عصبانی شد گفت کچی برای من فرستادی من خودم بلدم!
    گفتم خوشم اومد بنظرم قشنگ بود گفتم توام بخونی اما خیلی تند برخورد کرد
    خیلی مغروره و فکر میکنه همه چیز رو بلده
    اره من خیلی عجولم قبول دارم

    غرغر هیچوقت نمیکنم همیشه بهم میگه اینو که تاحالا ندیدم کسی مثل تو باشه غر نزنه
    گیرم که نمیدم خداروشکر
    بحث طولانی هم که از شما یاد گرفتم نکنم
    خیلی موفق بودم تو این مسله
    گریه ام که....میکنم سعی میکنم نکنم
    منفی بافی هم چشم

    بله بله قران من رو خیلی اروم میکنه
    جدی فقط 55%؟؟
    همسر من خیلی منفی باف تر از منه تا مثلا یه ناملایمتی پیش میاد میگه من ار خانوادم شانس نیووردم ازتوام شانس نیووردمو...
    واسه همین منم منفی باف شدم
    ولی می خوام نهایت سعی ام را بکنم

    دوستش دارم و ارزشش رو داره
    میام دوباره از رفتارهامون میگم اگر حوصله کنید و غلطهامو بگیرید
    باز هم ممنونتونم

  7. 2 کاربر از پست مفید پاپیون تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 20 بهمن 94), فدایی یار (سه شنبه 20 بهمن 94)

  8. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تا دلت بخواد حوصله و وقت دارم خیالت راااااحت فقط یک شرط داره پله پله جلو بری آرام و شمرده قدم برداری ناامید نشی و ایست نکنی

    این پست بانو فرشته مهربان را با دقت بخوان اگه یکبار خواندی مهم نیست دوباره بخوان ده بار خواندنی مهم نیست برای بار یازدهم بخوان اینقدر بخوان تا ملکه ذهنت بشه.



    وقتی از دیگران انتظار و توقع دا ری
    دو حالت پیش می آید ، 1 - برآورده میشود 2 - برآورده نمی شود

    نتیجه هر کدام از این حالات به نسبت توقعی که داری این است :

    1 - وقتی برآورده شود ، خیلی به حالت فرقی نمیکند و احساس درونیت معمولی خواهد بود ، چون انتظارش را داشته ای

    2 - اگر برآورده نشود ، سرخورده و غمگین میشوی ، چون انتظار و توقعی داشته ای که انجام نشده .

    وقتی از دیگران هیچ انتظار و توقعی نداشته باشی هم دو حالت پیش می آید :

    1 - دیگران در قبال شما وظیفه خود را به جا میاورند یا محبت های خارج از وظیفه بهت دارند .

    2 - کاری برای شما انجام نمیدهند و توجه ندارند .

    نتیجه آن :

    1 - در حالت اول ( برای بی توقعی ) چون شما هیچ انتظار و توقعی نداشته ای حتی اگر وظیفه ای در مقابلت داشته

    اند و به جا آورده اند ، برای شما لذت بخش است و گویی آنها هیچ وظیفه ای نداشته اند و محبت خاص بهت

    داشته اند .

    2 - در شکل دوم آن تاثیر تألم برانگیزی در شما بجا نخواهد گذاشت و شما حال و هوای عادی و معمول را

    خواهی داشت و سرخورده و غمگین نمیشوی چون انتظار و توقعی نداشته ای

    به نظرت کدامیک آرامش ما را در پی دارد و حتی به ما روحیه ای قوی می بخشد ؟؟

    شما در کدام وضعیتی ؟؟
    اگر به این نقطه برسی دیگه ایمیل برای شوهرت نمیفرستی.انتظارات خودت را پائین بیاور گرچه بسیار مشکله یعنی واقعا مشکلترین راهکار همدردی بنظر من بشخصه همینه ولی بهترین راهکار هم هست.ارزشش را داره

    غر نمیزنی گیر نمیدی این عالیه واقعا عالیه

    از خودت بیش از اندازه انتظار نداشته باش شما هنوز اول راه هستی.در مورد اون 55% خودت بشین ببین واقعا چند ردصد از زندگیت راضی هستی بهت قول میدم بالای 70% هستش.خوب پس جزو افراد خوشبخت هستی سعی کن نکات مثبت شخصیتی شوهرت را برای خودت بزرگ کنی.نکات منفی اش را تا میتوانی کوچک کن.

    مورد بعدی باید بهت تذکر بدم قرار نیست چون چه شوهرت یا مادر و پدر یا هر فرد دیگری یک مشکل داره به کل تعمیم بدیم.شما روی خودت فقط تمرکز میکنی از این به بعد.

    در آخر یادت باشه من خودم که هیچی از مشاوره نمی دانم فرشته مهربان و مدیر همدردی هم که از اساتید هستند یاد گرفتن تا وقتی خود فرد مقابل نخواد شما هیچ کاری نمیتوانی انجام بدی پس با این دیدگاه فرستادن ایمیل یا نشان دادن مقالات بیشتر باعث جبهه گیری طرف مقابل میهش سعی کن با بالا بردن خودت و قویتر شدن باعث بشی شوهرت هم از شما تاثیر بگیره این روش سختتره و مدت زمان بیشتر طول میکشه ولی روش درست اینه.

    تا اینجاش خیلی بهتر شدی ایشالله بهترم میشی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  9. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    فدایی یار (سه شنبه 20 بهمن 94), پاپیون (سه شنبه 20 بهمن 94)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    تا دلت بخواد حوصله و وقت دارم خیالت راااااحت فقط یک شرط داره پله پله جلو بری آرام و شمرده قدم برداری ناامید نشی و ایست نکنی

    این پست بانو فرشته مهربان را با دقت بخوان اگه یکبار خواندی مهم نیست دوباره بخوان ده بار خواندنی مهم نیست برای بار یازدهم بخوان اینقدر بخوان تا ملکه ذهنت بشه.



    اگر به این نقطه برسی دیگه ایمیل برای شوهرت نمیفرستی.انتظارات خودت را پائین بیاور گرچه بسیار مشکله یعنی واقعا مشکلترین راهکار همدردی بنظر من بشخصه همینه ولی بهترین راهکار هم هست.ارزشش را داره

    غر نمیزنی گیر نمیدی این عالیه واقعا عالیه

    از خودت بیش از اندازه انتظار نداشته باش شما هنوز اول راه هستی.در مورد اون 55% خودت بشین ببین واقعا چند ردصد از زندگیت راضی هستی بهت قول میدم بالای 70% هستش.خوب پس جزو افراد خوشبخت هستی سعی کن نکات مثبت شخصیتی شوهرت را برای خودت بزرگ کنی.نکات منفی اش را تا میتوانی کوچک کن.

    مورد بعدی باید بهت تذکر بدم قرار نیست چون چه شوهرت یا مادر و پدر یا هر فرد دیگری یک مشکل داره به کل تعمیم بدیم.شما روی خودت فقط تمرکز میکنی از این به بعد.

    در آخر یادت باشه من خودم که هیچی از مشاوره نمی دانم فرشته مهربان و مدیر همدردی هم که از اساتید هستند یاد گرفتن تا وقتی خود فرد مقابل نخواد شما هیچ کاری نمیتوانی انجام بدی پس با این دیدگاه فرستادن ایمیل یا نشان دادن مقالات بیشتر باعث جبهه گیری طرف مقابل میهش سعی کن با بالا بردن خودت و قویتر شدن باعث بشی شوهرت هم از شما تاثیر بگیره این روش سختتره و مدت زمان بیشتر طول میکشه ولی روش درست اینه.

    تا اینجاش خیلی بهتر شدی ایشالله بهترم میشی

    خیلی ممنون برادر مهربانم
    راستش این جمله ملکه ذهن من شده انقدر که استادم گفتتش مالی توقعی از کسی ندارم ولی توققع عاطفی دارم
    که خیلی دارم روش کار میکنم

    دیگه هم ایمیل ارسال کردن رو قطع کردم راست میگین کلافش کردم واقعا فکر کردم کارم خوبه نمیدونستم اثر منفی داره

    بله من فکر میکنم بالا 80% راضی هستم(اما دوست دارم بهترین باشم و هنوز جا دارم برای بهتر شدن)

    واقعا من اصلا نمیدونستم اینهمه مشکل از حرف زدن و منطقی بودنم هست
    یکبار تو اوج دعوا و دلخوری بهم گفت وقتی عصبانی ام فقط بگو باشه بس کن دلیلاتو اما من گفتم من الکی نمیگم باشه "هیچوقت"
    می خواستم حرف الکی نزده باشم ولی نمی دونستم واقعا این پیامدهارو داره...

    دیشب کلی حالش خوب بود منم کلی ازین سیاستها براش اومدم سر اونشب که گفت نمیبرمت و لوس شدی..
    اولش شروع کردم گفتم که میدونم خیلی خسته میشی تو خیلی زحمت میکشی برامون من اینو میفهمم و کلی حرفای عشقولانه
    بعدش گفتم من اونروز ( اون دعوامون رو یادتونه که بهش گفتم بریم بیرون ؟ بریم نمایشگاه گل و گفت نمیبرمت دیگه نمیتونیم بریم جاهای هزینه برو لوس شدی انقد همجا بردمت خیلی حرفاش بد بود حرف منم بد بود اما حرف من فقط یک جمله بود بدون پرخاشگری بدون بحث های دنباله دار )
    نگفتم که همین الان بریم من فقط می خواستم بگم که دوست دارم بریم اونجا وگرنه جایی که تو بدت میاد من پامو نمیزارم اونجا و همینکه کنارم باشی برام کافیه چه تو خیابونا چه شیکترین جای دنیا مهم بودنه توعه و من فقط تورو دارم که براش بگم چی دوست دارم چی دوست ندارم اگه بهم بگی فعلا نمیشه ام حرفی نمیزنم که و یه عالمه ازین حرفا
    هیچ جوابی بهم نداد
    کلی تو دلم اعصابم خورد شد که چرا انقدر یخ بود
    اما همچنان خوشحال و خندان بود ظاهرم

    بعد یهو امروز اومد دنبالم که بیا بریم نمایشگاه گل با یه دسته گل خوشگل یعنی من هنگ کرده بودم!!!
    گفتم نه نمی خوام ول خرجی کنیم
    بریم تویه کافه یکم حرف بزنیم من جایی که تو دوست نداری نمیرم هرچی گفتم نه قبول نکرد
    گفت حالا من یچیزی تو عصبانیت گفتم
    عمل نمیکنم که بهش
    و منو بزور برد

    فکر کنم یه نکته مثب بود تو رابطه
    تاحالا نشده بود خودش بدن دادو بیداد از حرفش برگرده
    خیلی خوشحالم اقای خاله قزی و مدیون شما هستم
    درسته سخته خودخوری کنم اما به شیرینی لبخندش و اشتیمون می ارزه

    بحث ممنوعه گریه ممنوعه پرخاشگری ممنوعه!!
    این میشه ملکه ذهنم

  11. 2 کاربر از پست مفید پاپیون تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 22 بهمن 94), آنیتا123 (شنبه 24 بهمن 94)

  12. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یک چیز میگم بعدا آتو دستت نیاد بکوبی توی سر قشر مردها

    نظر شخصی من اینه مردها بصورت کلی تک سلولی هستند یعنی فهمیدنشون توی اکثر مواقع کار زیادی نمیخواد

    راستی اینم بهت بگم این جمله ای که گفتی:
    یکبار تو اوج دعوا و دلخوری بهم گفت وقتی عصبانی ام فقط بگو باشه بس کن دلیلاتو اما من گفتم من الکی نمیگم باشه "هیچوقت"
    می خواستم حرف الکی نزده باشم ولی نمی دونستم واقعا این پیامدهارو داره...
    همسر منم دقیقا همینطوری منم بهش میگم مثلاب اهات کل میندازم یا شوخی میکنم یکچیزی میگم بگو باشه الکی دلخوش کنک اونم دقیقا جواب شما رو میده.

    شخصیت

    http://www.hamdardi.net/thread-22741.html

    تیپ شخصیتی خودت را پیدا کن و سعی کن متعادلترش کنی اینجوری خیلی بهتر خودتر ا میشناس یو نتیجه بهتری میگیری
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  13. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    پاپیون (یکشنبه 25 بهمن 94)

  14. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    یک چیز میگم بعدا آتو دستت نیاد بکوبی توی سر قشر مردها

    نظر شخصی من اینه مردها بصورت کلی تک سلولی هستند یعنی فهمیدنشون توی اکثر مواقع کار زیادی نمیخواد

    راستی اینم بهت بگم این جمله ای که گفتی:


    همسر منم دقیقا همینطوری منم بهش میگم مثلاب اهات کل میندازم یا شوخی میکنم یکچیزی میگم بگو باشه الکی دلخوش کنک اونم دقیقا جواب شما رو میده.

    شخصیت

    http://www.hamdardi.net/thread-22741.html

    تیپ شخصیتی خودت را پیدا کن و سعی کن متعادلترش کنی اینجوری خیلی بهتر خودتر ا میشناس یو نتیجه بهتری میگیری
    سلام دوباره
    نه اتفاقا خیلی خوشحال هستم که تک سلولی هستید و راه اومدن باهاتون راحته
    چه جالب من فکر میکردم فقط خودم اینطورم!!
    راستش مطالعه کردم تیپهای شخصیتیرو اما نتونستم بفهمم خودم جزو کدومشون هستم شاید در هر تیپ من یه مورد رو داشته باشم!!
    ولی
    آقای خاله قزی
    ازون شبی که شما بهم گفتید موقع عصبانیتش دلیل منطق نیار من یکبار هم اینکارو نکردم
    و بدون اغراق میگم!!!
    اثرش فوق العاده بود
    من همیشه سعی میکنم روی حرفهام بایستم و فکر میکردم اگر الکی بگم چشم و مخالفت نکنم بعدا ازش سواستفاده بشه
    و محکوم بشم به اینکه حرفی رو که گفتم رو روش واینستادم!!
    اما الان با حرفهای شما فهمیدم مسئله ساده تر ازین حرفهاست!!!!
    اگر من خودم بگم چشم خودش پشیمون میشه!!
    باورم نمیشه یک هفتست باهام قهر نکرده!
    گفتم راجب بچه خواهرم حساسه خاطرتون هست ؟
    باز حساسیت بخرج دادو تو گوشم گفت چه بچه فضولیه ! منم خندیدم گفتم اره ( همینطور مونده بود دهنش باز مونده بود
    انقدر مهربون شد گفت اها این شد )

    و اگر چیز مسخره ای پیش میومد و اعتراضی میکرد من یا سکوت میکردم یا میگفتم باشه
    مثلا گفت خونه خالتینا نمیام چون خیلی وقته خونه خالم نرفتیم منم گفتم باشه عزیزم هرجورتوبگی
    تو جوابم لبخند مهربونی زدو گفت ولی اگه تو دوست داشته باشی میام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    وای من چرا تاحالا نمیدونستم درد شوهرم همینه ؟؟؟تایید شدن ؟
    وای وای انقده خوبه زندگیم
    تازه امشب خونمون بود داشت میگفت من خیلی بد بودم برات می خوام انقد خوب باشم برات که دیگه هیچ غمی نخوری
    تازه واسم کادوام گرفته بود
    من تو عمرم اینجوری نبودما!!
    مثلا اگه میگفت خونه خالت نریم میگففتم یعنی چی و فلسفه فامیل و فوایدو براش توضیح میدادم
    یا ثلا میگفت بچه خواهرت من از پاکی و معصومی بچه ها براش میگفتم
    اخ اخ چقدر خودمو اونو اذیت میکردما
    تازه دیروز قرار بود بریم بیرون باز براش مهمون اومد من گفتم عزیزم اشکال نداره بعدا میریم گفت نه نه
    باید ببرمت بیرون اوندفعه ام اشتباه کردم بخاطر مهمون موندم
    اصلا باورم نمیشه بخاطر همچین چیز ساده ای انقدر جفتمون رو ازار دادم
    اقای خاله قزی من به چه زبونی از شما تشکر کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خیلی خیلی خیلی ممنون
    امیدوارم خانم شمام اینهارو متوجه بشن

  15. کاربر روبرو از پست مفید پاپیون تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 23 اردیبهشت 95)

  16. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 98 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    91
    امتیاز
    4,395
    سطح
    42
    Points: 4,395, Level: 42
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 155
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 134 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستایی که کمکم کردید
    با کمک شماها و همچنین خاله قزی باتجربه
    ما خیلی خوب شده بود رابطمون

    دیگه واقعا بحث نمیکنم اگر پیش هم باشیم ساکت میشم اگر تو محیط اس مس باشیم هم وقتی میبینم عصبانیه جوابی نمیدم خیلی سخت بود اما تونستم
    خیلی خوب شده بودیم این پستم برای پارسال بهمن ماهه این چند وقت خوب بود اما این اواخر سه چهارتا دعوای مسخره داشتیم که دلایلشو بهتون بگم میمونید
    اما الان چندوقتیه باز بدقلق شده یا نمیدونم شاید من نادرست رفتار کردم
    اومدم اینجا بگمشون که راهنماییم کنید
    چون واقعا خسته شدم دیگه نا ندارم
    نمیدونم با این ادم چطوری می خوام برم زیر یه سقف
    چند وقت پیش داشتم از عصبانیتهام از گیرهای خانوادم میگفتم که مدام بهم میگن چرا ناراحتی میگفتم که نباید انقدر دعوا کنیم دوست ندارم خانوادم بفهمن بهش میگفتم خیلی غر میزنن بهم اما من بتو نمیگم عصبانی نشی
    گفت چرا باید عصبانی بشم!که من فکر کردم نوشته چرا باید عصبانی بشی که نوشتم تو درک نمیکنی اصلا چرا دارم برای تو میگم ؟ که متوجه شدم سریع و گفتم ببخشید که اشتباه کردم معذرت می خوام
    اما دست برنداشت و منو کشید به فحش و بدوبیراه صبحش ازش عذر خاستم گفتم بیا اشتی کنیم اما باز باهام دعوا کرد منو به گریه انداخت...
    واسه این چیز مسخره 4 روز تمام بهم توهین کرد!!!!!!!!!
    دست اخر بعد 4روز اومد گفت ببخشید بدقلقی کردم برات بهتر میشم اشتی کردیم و دوباره بعد یکروز
    این دعوای مسخره تر :

    خیلی مسخرست یه مدتی بود بی حال بود بهش میگفت جیشده از چیزی ناراحتی میگفت نه جسمم خستست مشکل روحی ندارم رفت دکتر یکسری داروهای تقویتی براش نوشت چند روز پیش تویه برنامه چت (ماموریته و دوهفتست ندیدمش)
    ازش پرسیدم قرصهارو که میخوری حالت بهتره ؟ گفت نه
    گفتم چرا عزیزم
    گفت قرص واسه مریضی جسمیه نه روحی
    منم گرفتم به شوخی کلی با شکلکای بامزه نوشتم عه عشقم توام منو گذاشتی سرکار اوندفعه گفتی من روحی مشکلی ندارم که جسمیه فقط
    بعد گفت حالا الان مشکل روحی ام دارم
    گفتم عه چیشده عزیزم مشکلت چیه
    گفت حال نمیکنم بگم!!!!
    گفتم خب بگو چیشده دیگه گفت وقتی میزنی جفت پا تو برجکم منم دوست ندارم بهت بگم مشکلمو
    هرچی گفتم عزیزم شوخی کردم من نمیدونستم مشکلی داری بهم بگو مشکلتو گفت نمیگم نخواستیم
    گفتم خب از کدوم حرفم ناراحت شدی بگو من نمی خواستم ناراحتت کنم چرا عصبانی سر من خالی میکنی
    کلی نوشت میزنی تو ذوقم و مسخره میکنی و ازین حرفها منم دیگه جوابی ندادم
    که زنگ زد گفت شعور نداری جواب نمیدی؟گفتم حوصله بحث ندارم گفت پس بیجا میکنی مینویسی وقتی نمیخای جواب بشنوی
    هیچی تموم شدو صبحش گفتم عیب نداره بد صحبت کرد باهام کلی مثل قبل باهاش مهربون رفتار کردم اما سردی میکرد همیشه وقتی می خوابید بهم میگفت که نگران نشم اما نگفت و من بیخبر بودم ازش همیشه میرسید خونه خبر میداد اما نداد همیشه بهم زنگ میزد شبا اما نزد منم اعصابم خورد شد دیگه با مهربونی باهاش حرف نزدم و دیگه نه زنگ زدم نه خبری ازش گرفتم..
    داشتم یه نامه واسش مینوستم که براش ایمیل کنم گفتم شاید درست نباشه اول بیام اینجا مشورت بگیرم
    نامم اینه
    سلام
    نمیدونم دیگه چی صدات کنم چی بگم
    تو همونی که هرچیزی میشد پناه میووردم به تو؟وقت خوشحالی وقت ناراحتی همه وقت پناهم تو بودی
    ولی
    دیگه رمق حرف زدن باهاتو ندارم واقعا ندارم
    سنگدلی که نقطه ضعفو بهت گفتمو دست میزاری روش تا اشکم دربیاری سنگدلی که گفتم یه اخمت اشکم درمیاره و ازین استفاده میکنی تا منو بکوبونی مردا حاضرن خودشون هر سختی تحمل کنن تا زنشون خم نیاد به ابروس ولی تو تو ناراحتیای مسخرت سر هرچیز از هرچیزی استفاده کردی تا منو له کنی
    یه مدت کوتاهی بود خوب شده بودی به هرچیزی گیر نمیدادی اگرم ناراحتی پیش میومد اروم میگفتی حلش میکردیم به زمین و زمان گیر نمیدادی سردی نمیکردی بهم
    منم صبور شده بودم بدحرف زدنم کم کرده بودم
    به خودم گفتم وای من در موردش اشتباه فکر میکردم این ادم کینه ای لجبازو مغرورو و قهرقهرو نیست میتونه مراقبم باشه میتونه پشتم باشه مراقبت این نیست که هروز بگی چیزی جا نزاری بگی مراقب باش بگی از سایه برو بگی مایعات زیاد بخور بگی قرصاتو خوردی؟مامانمم میتونه بگه بهم من همه ی روحمو بهت دادم می خواستم مراقب روحم باشی می خواستم نزاری بشکنم سر هر چیز پوچ نزاری بمیرم از درد اما از هر فرصتو استفاده کردی روش خنجرتو بکشی لذتم میبردی حتی اگر یه اشتباه میکردم عذرخواهی ام میکردم ول کن نبودی هی زخم میزدی هی زخم میزدی بد رفتار میکردی چند برابر من تلافی میکردی و بعد که میوفتادم رو زمین دستمو میگرفتی بلندم میکردی ولی چه فایده ؟ نوش دارو بعد مرگ سهراب ؟
    به
    خوش خیالی خودم گفتم دیگه اونجوری نیست محکمه
    حتی اگر من لوس بازی دربیارم قهر کنم یجوری رفتار میکنه پشیمون میشم اروم میشم خوب میشم اما نه مثل اینکه همش الکی بود
    تو همونی همونی که سر یه یچیز مزخرف به اصطلاح عشق و علاقتو فراموش کردی و با کینه و نفرت باهام رفتار میکنی سراینکه گفتم قرصارو خوردی حالت بهتره گفتی قرصا واسه جسمه نه روح منم به شوخی گفتم توام مارو سرکار گذاشی گفی روحت مشکل نداره که جسمت مشکل داره همین..
    من نمیدونستم مشکلی داری من نمیدونستم ناراحتی من داشتم باهات شوخی میکردم
    دیدم داری زنگ میزنی گفتم حتما قرارمون یادشه که قراربود سوتفاهم شد تو چت مزخرف به هم زنگ بزنیم زنگ زدی تا گفتم الو گفتی شعور نداری بمون جواب بگیری گفتم حوصله بحث ندارم گفتی بیجا میکنی نامه مینویسی...
    همین این بود شوخی من و بی احترامیای تو بازم صبح که پاشدم گفتم عب نداره باهام بد حرف زد باهاش خوب حرف میزنم من ازش کینه ندارم عشقم عزیزم صدات کردمو هی سردی دیدم اس مسمو یک ساعت بعد جواب دادی به خنده که خواب بودم اگر من بی خبر یه ساعت خوابیده بودم خون به پا میکردی!!
    گفتم عب نداره حتما خسته بوده باز باهات خوب حرف زدم همیشه زنگ میزدی بم اومدنی اما سر لجبازیت نزدی گفتم عب نداره مهم نیست که حالا یه دفعه نشد قانون نیست که اومدی خونه واسه خودت یه خبر ندادی میگم چرا خبر ندادی میگی نپرسیدی به خنده و تازه میگی مشکل داری زود اومدم انگار که با دشمن خونیت داری حرف میزنی...
    دیگه تحملم تموم شد
    باز نخواستم دعوا کنم رفتم گرفتم خوابیدم داشتم میترکیدم از حرص صدای باد بود که میومد اصلا یادم نبود چه حرفایی بهم زدی چیکار کردی ( مثل همیشه که بهت پناه میارم و پس میزنی منو ) ولی جواب ندادی ساعت 10 بود گیرم خواب بودی ام حتی صبح نپرسیدی چرا بهم زنگ زده بودی دیشب!!
    دارم میترکم از دستت دارم میترکم از نامهربونیات از بدقلقیات
    فکر میکنی تا اخر عمر میتونی سر هر مزخرفی برام ادااطوار دربیاری بد حرف بزنی و من بگم عب نداره ؟ نه اصلا اینجوری نیست.
    ترجیح میدم هیچ حرفی نزنی این وقتا که پر از نفرتی هزاردفعه گفتم رابطه منو تو مثل رابطه تو با مادرت نیست در ماه 4هفته باهام قهر باشی و هیچی نگم تیکه بپرونی بی احترامی کنی هیچی نگم گفتم تو زندگی ما قهر وجود نداره نفرت و کینه و دشمنی وجود نداره
    خوردم کردی با بدقلقیات افتخارتم اینه که قربون صدقه من میری من ازت قربون صدقه نمی خوام نمی خوام این صفر یا صد بودنتو گفتم منو دوست داشته باش اندک اما طولانی نه قربون صدقتو می خوام نه بی احترامیاتو
    دلم قد یه دنیا گرفته فکر کردی چندروز میتونی سردی کنی و من تحمل کنم و اروم رفتار کنم ؟ درصورتی که خطایی نکردم در صورتی که چشمام بستم رو بدحرف زدنت...
    متنفرم از محبتایی که بهم میکنی و سر یه مزخرف ازم میگیریشون
    خسته ام ازت
    از ایرادگیریات سر هر کلمم سر اینکه خوردم میکنی سر سردیات
    تازه اشتی کرده بودیم بلند نشده بودم دوباره منو زدی زمین هیچ رابطه ای ازینکه دوطرف همو دوست ندارن از هم نمیپاشه ازین میپاشه که نمیتونن باهم درست رفتار کنن
    خسته ام خسته تر ازونی که فکرشو کنی
    چقدر جون دارم ببینم یه گوشه نشستی و بار همه این ادابازیاتو بکشم به جونم خیلی خسته ام ازت می خوام تنها باشم نمیدونم چقدر یه هفته دوهفته یه ماه
    نمیدونم به کی پناه ببرم وقتی انقدر غم رو دلمه هیچکسو ندارم واسه اینجور وقتا
    می خوام اروم شم توام اروم شو بعد یه تصمیم جدی میگیریم
    مراقب خودت باش
    خداحافظ


    اصلا هنگ کردم نمیدونم چی درست چی غلط کمکم کنید



  17. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    در زیر مکالمتون رو آوردم و سهم اشتباهات شما.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    یه مدتی بود بی حال بود بهش میگفت جیشده از چیزی ناراحتی میگفت نه جسمم خستست مشکل روحی ندارم رفت دکتر یکسری داروهای تقویتی براش نوشت چند روز پیش تویه برنامه چت (ماموریته و دوهفتست ندیدمش)
    ازش پرسیدم قرصهارو که میخوری حالت بهتره ؟ گفت نه
    گفتم چرا عزیزم
    گفت قرص واسه مریضی جسمیه نه روحی
    ایشون اینجا داره می گه قرص ها مربوط به بیماریه جسمی شونه و دارن به شما آگاهی می دن که علاوه بر اون از لحاظ روحی هم مشکل دارند.
    در این حالت همسر شما به شما داره آگاهی می ده نسبت به نیازش که می خواهد راجع به مساله روحی پیش امده صحبت کند. در این شرایط شما باید باهشون همدلی و همراهی کنید تا مشکل روحی که دارند رو بیان کنند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    منم گرفتم به شوخی کلی با شکلکای بامزه نوشتم عه عشقم توام منو گذاشتی سرکار اوندفعه گفتی من روحی مشکلی ندارم که جسمیه فقط
    نه تنها پیامشون رو دریافت نکردید عجولانه بدجور زدی تو برجک ایشون ، و ایشون رو وادار به عقب نشینی کردید.




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    بعد گفت حالا الان مشکل روحی ام دارم
    گفتم عه چیشده عزیزم مشکلت چیه
    گفت حال نمیکنم بگم!!!!
    گفتم خب بگو چیشده دیگه گفت وقتی میزنی جفت پا تو برجکم منم دوست ندارم بهت بگم مشکلمو
    هرچی گفتم عزیزم شوخی کردم من نمیدونستم مشکلی داری بهم بگو مشکلتو گفت نمیگم نخواستیم
    گفتم خب از کدوم حرفم ناراحت شدی بگو من نمی خواستم ناراحتت کنم چرا عصبانی سر من خالی میکنی
    در این مرحله اشتباهی در دریافت پیام صورت گرفته ، ایشون دیگه مایل به ادامه نیستند اما شما باز عجولانه اصرار می کنید که ایشون علت ناراحتی شون رو بگند. بهتر بود در این مرحله کمی صبر می کردید و فرصت می دادید اگر خودش می خواست علت ناراحتی اش رو بگه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    کلی نوشت میزنی تو ذوقم و مسخره میکنی و ازین حرفها منم دیگه جوابی ندادم
    بعد از اون همه اصرار شما ، ایشون شما رو محلی برای درد دل پیدا می کند و شروع می کند از ناراحتی اش گفتن بهقول شما کلی نوشت. و واقعا فاجعه است که بعد از اون همه اصرار شما که ایشون خود افشایی کرده ایشون رو به حال خودش رها کنید وهیچ جوابی ندهید.

    کافی بود می گفتید ، می فهمم چه می گویی . من هم جای تو بودم ناراحت می شدم. همین. اگرصبر می کردی چه بسا شروع می کرد از علت مسایل روحی اش برایت دردل کردن.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    که زنگ زد گفت شعور نداری جواب نمیدی؟گفتم حوصله بحث ندارم گفت پس بیجا میکنی مینویسی وقتی نمیخای جواب بشنوی
    چنین عکس العملی از ایشون طبیعیه

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاپیون نمایش پست ها
    هیچی تموم شدو صبحش گفتم عیب نداره بد صحبت کرد باهام کلی مثل قبل باهاش مهربون رفتار کردم اما سردی میکرد همیشه وقتی می خوابید بهم میگفت که نگران نشم اما نگفت و من بیخبر بودم ازش همیشه میرسید خونه خبر میداد اما نداد همیشه بهم زنگ میزد شبا اما نزد منم اعصابم خورد شد دیگه با مهربونی باهاش حرف نزدم و دیگه نه زنگ زدم نه خبری ازش گرفتم..
    بعد از یک بحث چنین انتظاراتی زیاده.
    با این حال ایشون تماس گرفتند شما رو از خواب بیدار کردن ، ببینید چقدر شما رو دوست دارند. بهتر بود تشکر می کردید و این همان فرصتی است که ایشون به شما داده تا قضیه رو فراموش کنید اما حالا نوبت شماست که ادامه دهید.

    دوست عزیز اگر سعی کنیم در یک مساله سهم اشتباهات خودمون رو بپذیریم وبعد از اون درست عمل کنیم زندگی می شه گل و بلبل.
    اشکال شما در این مثالی که زده بودید این بود که سهم اشتباه خودتون رو پذیرفتید اما درست عمل نکردید.

    روش درست این بود که :

    بعد از دریافت ناصحیح پیام از جانب شما و ناراحتی ایشون شما یک عذر خواهی می کردید و بهشون فرصت می دادید که اگر خواست باهاتون درد دل کند.

    حالا اصرار کردید مشکلش رو گفت یاد بگیرید همدلی کردن رو ، همدلی به معنای این نیست که حرفاش درسته وباید تایید کنید .

    حالا همدلی نکردید با قهر ازهم جدا شدید در مرحله بعد بشینید واکاوی کردن که اشکالات کار من کجا بود نه اینکه با مرور انتظاراتتون که این کارو می کرد الان نمی کنه بیشتر موجب جولان دادن به احساساتتون بشید.

    ایشون پیش قدم شدن و تماس گرفتند شما رو بیدار کردند ، استقبال کنید نه اینکه لجبازی کنید وادامه دهید.
    ویرایش توسط بی نهایت : سه شنبه 21 اردیبهشت 95 در ساعت 13:10

  18. 2 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    پاپیون (سه شنبه 21 اردیبهشت 95), ستاره زیبا (پنجشنبه 23 اردیبهشت 95)


 
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهر دهن لقم همه چیزو برای خانوادش تعریف میکنه
    توسط golehamishebahar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 فروردین 95, 10:28
  2. چیکار کنم که همسرم همه چیزو به خانواده اش نگه؟
    توسط پری. در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 بهمن 94, 21:35
  3. +شوهرم همه چیزو ساده میگیره!چکار کنم؟
    توسط فروغ در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 87, 01:09
  4. شوهرم همه چیزو ساده میگیره!چکار کنم؟
    توسط فروغ در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 تیر 87, 13:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.