به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 اسفند 93 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    117
    سطح
    2
    Points: 117, Level: 2
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید

    سلام و عرض ادب خدمت همه اساتید عزیز



    دختری هستم که پسرعموم (یزید مثلا ) قرار بود بیاد خواستگاریم ، من گفتم ازت متنفرم ، نمی خوامت ، (من کس دیگه ای رو دوست دارم و اون هم عاشق من هست اسمش هم حسین مثلا) گفت که نه میام باهات حرف می زنم اگه راضی نشدی که حلقه رو پس می بریم ولی اگه راضی شدی حلقه رو میندازیم ، منم بر خلاف میل حسین ، گفتم بذار بیاد باهاش صحبت کنم بفهمه که دوستش ندارم و قضیه تمام بشه!

    به اصرار مادرم رفتم ارایشگاه و وقتی که برگشتم دیدم 400 نفر مهمون دعوت کردند توی خونه و سفره عقد و چراغونی و همه چی :| همه هم تبریک می گفتن بهم! رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم تا بابام اومد ، به بابام گفتم من از این پسر متنفرم ، نه! گفت تو حق نداری بگی نه! نیم ساعت دیگه میام دنبالت میای پایین! بعد از نیم ساعت اومد و رفتیم توی اتاق پدر و مادرم که 4 تا مرد حضور داشتند و 8-9 تا خانم ! حلوی همه اونا گفتم من راضی نیستم ، من از این پسر متنفرم ، پدرم گفت باشه تو فقط ابرو ریزی نکن جلوی مهمون ها :( من قول میدم طلاقت رو بگیرم ! منم به اجبار با صورت پر از اشک که همه هم دیدن نشستم و بله رو گفتم به اجبار !

    همون شب تا صبح بیمارستان بودم از درد قلب و نوار قلب گرفتم و سرم توی دستم بود تا صبح که حسین هم پا به پای من بیدار بود ولی یزید ساعت 2 رفت خونه شون !
    تا رسیدم خونه ، به بابام جلوی همه گفتم طلاقم رو می خوام و اونم زد توی صورتم و جاش هم کبود هست! و پدرم کلا دبه کرده و می گه تا اخر عمر باید با همین زندگی کنی در صورتی که من ازش متنفرم

    حالا خواستم ببرسم تکلیف من چیه؟ شناسنامه ام هم توی گاو صندوق پدرم هست! یزید هم گفته که زنم رو دوست دارم و طلاقش نمیدم! کارت های بانکیم رو هم برداشتن ، که به این بهونه از اون عوضی بخوام پول بده بهم که باهاش حرف بزنم من ازش متنفرم

    دوستان خواهشا فقط 5 دقیقه وقت بذارید و یه راه حل پیشنهاد بدید بخدا شب و روزم شده گریه حسین هم نمیذاره خود کشی کنم روزی 100 بار قلبم درد میگیره وتیر میشکه

    باید برم پزشک قانونی ؟ واسه اینکه طلاقم رو بگیرم باید چیکار کنم؟ ایا امکانش هست که فوری طلاقم رو بگیرم و بدون حضور اون عوضی؟ مثلا برم پیش همون عاقد و شهود رو ببرم و بگم که من و به زور عقد کردن و عقد از نظر شرعی باطل هست پس طلاقم رو انجام بده یا خیر؟
    اگه فرار کنم و برم با حسین زندگی کنم چی؟ شناسنامه المثنی هم بگیرم !

    تو رو خدا کمک کنید زندگیم جهنم شده

    عقد من روز شنبه انجام شده و امروز دو شنبه هست !
    ویرایش توسط zxczxc : دوشنبه 18 اسفند 93 در ساعت 17:23

  2. کاربر روبرو از پست مفید zxczxc تشکرکرده است .

    veis (دوشنبه 18 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.