به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 25 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 250

موضوع: باز هم .......

  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    ببین الینا فعلا کاری از دستش بر نمی یاد. تو شروع کن ببین چی می شه.تو قودم اول رو بردار تا همسرت رو توی قدم دوم دخالت بدی. الینای عزیزم یک مدت کاری رو که من گقتم امتحان کن ببین چه نتیجه ای می گیری.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  2. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    ممنون نازنین جان دارم همین کار رو میکنم
    ولی وقتی میبینم مامانش با من رقابت میکنه نمیدونم چی بگم
    باور میکنی که اون حتی میخواد پسرش وقت بیشتری رو با اون بگذرونه نه من؟ بع از ازدواجمون مرتب سر میزنه ببینه میتونه از من ایرادی بگیره یا نه؟ شکر خدا که هنوز موفق نشده از پریشب تا حالا هم شوهرم وقت بیشتری رو با میگذرونه ولی من نمیخوام با تذکر اینو بهش یاداوری کنم
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  3. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    ببین تو یک مدت همین کار رو بکن. به خودت برس.همیشه مرتب و تمیز خندان باش (اینطوری حرص مادرشوهرتم در می یاد. ببین کسی که حسودی می کنه خودش داره داغون می شه نه طرف مقابلش !!!!) وقتی هم شوهرت می یاد اگه خیلی رفت پیش مامانش هیچی نگو. هر وقت برگشت باز هم با روی خوش برخورد کن. بهت قول می دهم بعد یک مدتی شوهرت خودش دلش برای زنش تنگ می شه. بذار اون تو رو طلب کنه. می دونم خیلی سخته. ولی این کارروبکن نتیجه می گیری.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  4. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    حتما در خونتو قفل کن . این خیلی مهمه. گاهی اوقات هم اول به شوهرت بگو می خوای بخوابی بعد تلفن رو بکش که اگه اون زنگ زد نگران نشه. الینا خودت باید مرزهاتو با دیگران رعایت کنی حتی با همسرت
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  5. #25
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    ممنون نازنین جان
    فعلا" که همین کارو دارم می کنم ولی تا زمانی که توی این خونه ام فکر نکنم اوضاع چندان تفاوتی داشته باشه
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  6. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    انرژی مثبت داشته باش دیدتو مثبت کن.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  7. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باز هم .......

    سلام عزیزم. چه خبرا ؟؟؟ اضاع خوبه ؟؟؟ از کارهای جدیدی که می خواستی انجام بدی نتیجه گرفتی ؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  8. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    سلام
    امروز 10 روزه که شوهرم رفته من اومدم خونه مامانم اینا مامانم دستش شکسته و باید پیشش باشم
    از اون روزی که شوهرم رفته مادرشوهرم حتی یه زنگ نزده احوال منو بپرسه ولی من یه با رفتم تلفنی هم یکی دوبار احوال پرسیدم
    امروز صبح زنگ زده که ناهار بیا اینجا
    من هم حالم خوب نبود گفتم امروز نمیتونم فردا میام
    خلاصه خانم گفتن من امروز همه چی آماده کردم فردا شاید نتونم و خلاصه عصبانی شد که پس بذار وقتی شوهرت اومد بیا و قطع کرد
    خیلی جالبه نه؟ من حتی نمیتونم بگم امروز نمیتونم بیام خلاصه که فکر کنم فاتحه ام خوندس
    واسم دعا کنید
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  9. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 مهر 89 [ 16:10]
    تاریخ عضویت
    1387-1-19
    نوشته ها
    1,801
    امتیاز
    13,034
    سطح
    74
    Points: 13,034, Level: 74
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    954

    تشکرشده 992 در 530 پست

    Rep Power
    200
    Array

    RE: باز هم .......

    elina جان
    مادرشوهرت ناراحت شده كه چرا روشو زمين انداختي
    شايد اگر از روز اول سعي مي كردي كه واقعا عضوي از خانواده آنها باشي بهت كمتر سخت مي گذشت.
    مراقب باش كه با آنها نجنگي و اتفاقا سعي كن كه با مادرشوهرت رقابت نكني . به هر حال او شيوه هاي را مي داند كه تو كم تجربه اي و از آنها بي اطلاعي و ممكن است شكست بخوري و در اين ميان احترامها از ميان برود.
    نمي گويم تسليم شو اما نجنگ.
    اگر توانستي امروز برو و نگذار در دلش بماند كه ممكن است عواقب خوبي نداشته باشد.
    خودت را با آنها يكي تر كن. اگر اين كار را بكني ظرف مدت كوتاهي حساسيت هاي او هم نسبت به تو كمتر شده و كم كم دست از رقابت و دخالت خواهد برداشت و گمان مي كند كه تو هم همانند دختر خودش هستي....

    موفق باشي

  10. #30
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: باز هم .......

    دانه جان یعنی با وجود بدی حالم چطوری میرفتم
    بهش گفتم حالم خوب نیست گفتم فردا میام ولی اون میگه هر چی من میگم
    دانمه جان باور کن اگه یه ذره شل باشم میخواد واسه همه چیز من تصمیم بگیره این مسئله بهم ثابن شده
    به خدا من اهل جنگ نیستم
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"



 
صفحه 3 از 25 نخستنخست 1234567891011121323 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.