سلامی به گداختگیه عشق،
پارمیس دوست داشتنی من مستقیما میرم سراصل مطلب برداشتی ام از صحبتات.
به نظر من این عاشق پیشه ی سرگردون این قصه هنوز تکلیفشو نمی دونه...
هنوز نمی دونه می خواد با این بحثا و ادامه اش کلید رهایی از این معشوق به ظاهر بی وفای گذشته اش رو پیدا کنه و چنتا پله بالاتر بره و یه دستی به سر و روی عاشق پیشگیش بکشه ،
یا ایکه می خواد با وقت گذاشتن و فکر کردن به او معشوق از دست رفته ی در ظاهر بی معرفت راهکاری برای برگشت اون پیدا کنه؟؟؟







علاقه مندی ها (Bookmarks)