سلام دوستای خوبم ، من با خبر خوب برگشتم
اولا از ابراز همدردی همگی شما ممنونم
. به لطف دعاهای شما ، همسرم فردای شبی که دعوا کردیم ، اومد بغلم کرد و خیلی ازم معذرت خواهی کرد . خیلی من و بوسید و گفت به خاطر همش ازت معذرت میخوام ، منم فقط گریه میکردم ...
بهم گفت خودم میدونم چقدر کار کثیفی کردم ، وقتی عصبانی میشم نمیفهمم چرا این طوری میشم ، و حرفای تو هم بیشتر تحریکم میکنه ، اگر تو ساکت میشدی من هم دیگه ول میکردم .
بهم گفت گند ترین کاریه که توی زندگیم کردم ، ولی نباید این جوری باشم . من روی خودم کار میکنم ، تو هم بهم کمک کن ، وقتی میبینی من ناراحتم با حرفات تحریکم نکن .
خلاصه بگم که من انقدر فکر میکردم که این مسئله کش پیدا میکنه و به خانواده ها کشیده میشه و قهر و تهدید .... که وقتی اومد از من معذرت خواهی کرد خیلی خوشحال شدم ، حتما همتون میگید این دیگه چقدر بدبخته ، (خله )، آره ؟ ولی دوستای خوبم من شوهر خودم رو میشناسم ، دوستش دارم ، اونم دوستم داره ، وقتی که خوبه ، خوب تر از خودش توی دنیا نیست ، همه کاری برام میکنه ، فقط نباید بگذارم عصبانی شه ، یا این که وقتی عصبانی میشه ، با حرفام تحریکش کنم . و باهاش هیچ وقت لجبازی نکنم ، اگر خدا یک صبری بهم بده که بتونم این طوری باشم ، خیلی در کنار هم خوشبختیم .
بعد بهم میگفت بگو دیه ات چقدر میشه ، میخوام بهت بدم ... منم بهش گفتم عزیزم نمیخواد دیه بدی ، ولی ازت خواهش میکنم وقتی عصبانی میشی سعی کن خودت رو کنترل کنی ، دعوا توی زندگی همه زن و شوهر ها هست ، ولی به کوچکترین مخالفتی که از طرف من میبینی سعی نکن من رو کتک بزنی .خیلی باهاش حرف زدم ...
خودم هم خیلی پشیمونم که چرا سکوت نکردم تا اونم اونشب زود ولم کنه .
دوتایی بهم قول دادیم که همدیگرو بیشتر درک کنیم . این چند روزه همسرم خیلی خوبه . من هم قدرش رو میدونم .برای همتون که توی اون لحظه های سخت کنارم بودید آرزوی خوشبختی دارم ، همتون رو دوست دارم .![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)