به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 52
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    اوضاع عوض شد.تا الآن فکر می کردن شما ازش بدت میاد.

    در قدم اول این احساستو بهش بگو و بگو طی یک مدت معین در ارتباط باشیم

    چنانچه احساس من به شما تغییر نکرد جوابم منفی خواهد بود.که فردا

    شاکی نشه اگر نمی خواستی چرا نامزد کردیم؟

    اینکه دیگران اصرار می کنن قبول کن1 نگران بالا رفتن سنت هستن 2 به فکر خوش گذرونی شب عروسین.

    ویرایش توسط فرهنگ 27 : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 12:54

  2. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 19 مرداد 92), toojih (شنبه 19 مرداد 92), مصباح الهدی (شنبه 19 مرداد 92)

  3. #22
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    نه . من ازشون بدم نمیاد. فقط هیچ حس شور و شوق و شادی و شعف و وجد و .... ندارم . یعنی یه حس رخوت و کسالت دارم.
    مثلا من همیشه دوس داشتم همسرم اطلاعات عمومی بالایی داشته باشه و بتونیم با هم صحبت کنیم.
    اما ایشون این طور نیستن و ما تقریبا گاهی حرفی برای گفتن نداریم.

    من با وجود اینکه دختر پر حرفی هستم ،وقتی کنارشم هیچ حرفی برای زدن ندارم براش .
    موضوع دیگه اینکه موقع حرف زدن نمی تونم تو چشاش نگاه کنم. در حالی که خجالتی نیستم و بحث شرم و حیا هم نیست. انگار دوس ندارم نگاهش کنم .
    یه موضوع دیگه هم همون بحث جذابیت جنسی بود که گفتم . (اگه کسی تجربه در این مورد داشته باشه بهم بگه ممنونم )

  4. 2 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    mohammad2012 (شنبه 19 مرداد 92), toojih (شنبه 19 مرداد 92)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    از نظر من اشتباه آقای توجیه توی اول ازدواج خیلی به ضرر اون دختر و خودش تموم شد و حقیقتا من جای اون دختر بودم هیچ وقت نمیبخشیدمش...
    ولی خوب بازم مردونگی کرد و زود تموم کرد وقتی دید نمیشه...
    من و خانمم توی این یه سال خیلی تغییرات کرده رابطمون و حداقل 20 تا 30 درصد بهتر شده برا همینه داریم ادامه میدیم به امید بهتر شدن ولی اقای توجیه حتما اون تغییر رو ندیده...
    حتی اگر ده درصد هم این ازدواج شکست بخوره.. بازم خوب فکر کنین..خیلی حساسه...

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  6. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    toojih (شنبه 19 مرداد 92)

  7. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    آقای توجیه شما هم این احساسات رو داشتین به همسرتون ؟

    درسته فرهنگ 27 عزیز. تو خانواده ما ازدواج یه افتخاره . مثلا من الان تحصیلات بالایی دارم و در یه رشته خوب درس می خونم و شغل خوبی دارم و .....
    اما هر بار که فامیلا رو می بینم با یه نگاههای دلسوزانه ای میگن اِاااااا ! هنوز ازدواج نکردی ؟ آخی ....
    خب همه این تلاش آدم و پیشرفت رو نمی بینن . فقط اون ازدواج رو می بینن . اصلا آدمو خیلی ناراحت می کنن با این طرز فکر.
    مثلا اینکه یه خانواده ای همه بچه هاش زود ازدواج کنن و پدر و مادر تنها بشن تو خونه ، انگار اون خانواده یه مدال افتخار گرفته . اون قدر به خودشون می نازن دیگه بعد از اون که ....
    تو خانواده ما هم فقط من ازدواج نکردم. به خاطر همین خانواده خیلی اصرار دارن. چون تا به حال هم خواستگار رسمی نداشتم ، خیلی می ترسن که دیگه کسی نیاد
    حالا اینکه شما میگی به فکر سن و خوشگذرونی شب عروسی هستن واقعا درسته .

    آقا محمد امیدوارم مشکلتون حل بشه
    اگر رو به بهبود رفته باشه ، مطمئن باشین علاقه ایجاد میشه
    مشکل اونجاست که تغییر نکنه احساس
    ویرایش توسط veis : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 13:14

  8. کاربر روبرو از پست مفید veis تشکرکرده است .

    toojih (شنبه 19 مرداد 92)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    برای کسانی که قبل ازدواج ارتباط لمسی و کلامی و .. جنسی با جنس مخالف نداشتن جذابیت جنسی یکمی تعریفش سخته.
    خیلی خوبه که این حسو درک کنی ولی بازم میگم خیلی سخته که بدونی ببخشید توی بغلش چه حسی داری. معمولا رابطه جنسی به مهارت دو نفر در برقراری این رابطه برمیگرده
    اما گفتی دوست نداری نگاش کنی واسه چی؟ چهرش رو نمیپسندی؟
    اینکه حرفی واسه گفتن نداری شاید محدودیت های قبل عقد این رو ایجاد میکنه... مثلا بعد از عقد شما میتونین راجع به خیلی مسایل صحبت کنین و ...
    اما اول تکلیفتون رو مشخص کنین با این احساسات منفی راجه به ایشون تا ضربه نخورین راهی که فرهنگ گفت به نظرم مناسبه یه نامزدی غیر رسمی بدون صیغه در حد بیرون رفتن و صحبت درباره هدف های مشترک و یکمی اشنا شدن با روحیات...
    یه چیزو به عنوان یه مرد میگم بهتون چهره دختر و یا پسر برای هم بعد 6 تا8 ماه اول عادی میشه. من بعد یک سال وقتی دست خانمم رو میگیرم انگار دست خودمو گرفتم و واقعا حس روزای اولو ندرام.. این طبیعیه... پس خیلی تو فکر این نباشین که دستشو میگیرم چه حسی دارم یا بهم دست میزنه چه حسی دارم و ازین حرفا چون این احساسات مال 7-8 ماه اوله...
    در مورد میل جنسی باید بگم کسی که گرم مزاج باشه و طرفش سرد باشه واقعا سخته ولی اگر دو طرف گرم باشن و یکمی مهارت داشته باشن رابطه خوبی میتونن داشته باشن و در کنارش حتما محبت و عشق هم لازمه...به نظرم من با جمیع شرایط اگر میتونین ایشون رو بپذیرین جواب مثبت بدین وگرنه رد کنین...یه مهلت یک ماهه کافیه از امروز شروع کنین... خیلی زور نزنین فقط به دلتون رجوع کنین.. با ارامش با هم حرف بزنین. ازش بخواین از احساساتش بگه و یکمی روحیات همو بشناسین.

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  10. 2 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    reihane_b (شنبه 19 مرداد 92), فرهنگ 27 (شنبه 19 مرداد 92)

  11. #26
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    ای کاش زودتر با این سایت آشنا شده بودم .
    یه مشکلی هست
    ایشون میگن که ما الان حدود هفت هشت ماهی هست آشنا شدیم و دیگه کافیه
    این هفته جواب نهایی رو به من بدین.
    ظاهرا وقتی خانوادش از من ناامید شدن ، یه دختر دیگه رو براش معرفی کردن.
    اون میخواد ببینه اگر جواب من منفیه ، به خواستگاری اون یکی دختر بره
    میگه با همین اطلاعاتی که داری ازم ، تو این هفته جواب قطعی رو بده .
    ضمنا خیلی ام ناراحته .

    - - - Updated - - -

    راستش من فکر می کنم گرم مزاج باشم. اما نمی دونم چرا همش احساس می کنم ایشون سرد باشه

    - - - Updated - - -

    ببینید چهرش ایرادی نداره . مثلا چشماش ، لباش و ... نقصی ندارن. اما من نمی دونم چرا خوشم نمیاد نگاش کنم.
    طوری که خودشم اینو متوجه شده و میگه چرا هیچ وقت حرف زدنی نگام نمی کنی .
    ویرایش توسط veis : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 13:28

  12. #27
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    هر چی که اینجا راجع به احساست نوشتی بهش بگو.


  13. 2 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 20 مرداد 92), toojih (شنبه 19 مرداد 92)

  14. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    هفت هشت ماهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خوب دوست خوبم این مدت چیکار میکردی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به نظرم زمان کافی به خودتون دادین اگر واقعا نمیپسندین تمومش کنین برای نامزدی قبل ازدواج 6 ماه کافیه...
    موفق باشین. اینقدر خودتونو ازار ندید.. و هم ایشون رو.. احساستون رو صادقانه بگین و به نظرم قطعش کنین.. هم واسه ایشون هست هم شما

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  15. 2 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    shapoor (شنبه 19 مرداد 92), toojih (شنبه 19 مرداد 92)

  16. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    ای کاش زودتر با این سایت آشنا شده بودم .
    یه مشکلی هست
    ایشون میگن که ما الان حدود هفت هشت ماهی هست آشنا شدیم و دیگه کافیه
    این هفته جواب نهایی رو به من بدین.
    ظاهرا وقتی خانوادش از من ناامید شدن ، یه دختر دیگه رو براش معرفی کردن.
    اون میخواد ببینه اگر جواب من منفیه ، به خواستگاری اون یکی دختر بره
    میگه با همین اطلاعاتی که داری ازم ، تو این هفته جواب قطعی رو بده .
    ضمنا خیلی ام ناراحته .

    - - - Updated - - -

    راستش من فکر می کنم گرم مزاج باشم. اما نمی دونم چرا همش احساس می کنم ایشون سرد باشه
    ببخشید به نظرتون حرف بدی میزنه بهتون؟ایا 8 ماه برا شناخت ایشون کافی نبوده؟ایا ایشون مسئول دودلی شماست؟به نظر من این صحبت ایشون اصلا غیر منطقی نیست،کار خانواده ایشونم غیر منطقی نیست،وقتی میبینند شما علاقه ای بهشون نشون نمیدین و دلتون باهاش نیست همین که تا الانم موندن جای بحث داره،زندگی شما هنوز شروع نشده شوری توش دیده نمیشه ،به نظرم شما اول با خودت کنار بیا بعد اقدام به انتخاب همسر کن،این مورد هم چیز کوچیکی نیست بهتر بود از اولش بهش میگفتید این مشکل رو،مخاطب اصلی شما اون اقاست نه دوستانی که توی این سایت شما رو راهنمایی میکنند،در اصل این حرفهایی که شما نسبت به احساستون در مورد اون اقا زدید با توسط اون خونده بشه ،ایا الان میدونه که شما نسبت به حتی نگاه کردن بهش علاقه ای ندارید؟؟و یا از بودن باهاش لذتی نمیبرید؟!!!چیزی که حق مسلم اونه و شما ازش پنهان کردینش!!!

  17. 3 کاربر از پست مفید samanft تشکرکرده اند .

    shapoor (شنبه 19 مرداد 92), toojih (شنبه 19 مرداد 92), فرهنگ 27 (شنبه 19 مرداد 92)

  18. #30
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    بله . متاسفانه هفت هشت ماهه
    می دونم زیاده
    ما تو این مدت در مورد خیلی چیزا صحبت کردیم و به توافق ها رسیدیم.
    تقریبا همه چیز حل شد. اما این احساس من ...
    راستش از اولش هم روم نشد بهش بگم.
    یعنی اون اوایل که می گفتم خب به مرور بهتر میشم و شک نداشتم.
    اما بعد که در مورد همه چیز صحبت کردیم و به توافق ها رسیدیم دیگه روم نشد بگم
    گفتم الان میگه خب تو که این طوری بودی ، پس چرا بیخودی نشستی در مورد همه چیز با من به توافق رسیدی !!!

    نمی دونم . اگر این موضوع به نظرم منطقی برسه خب قطعش می کنم
    مشکل اینجاست که احساس می کنم این موضوع کوچیکیه !!!
    آخه فقط به خاطر همین یه اشکال ردش کنم ؟

    - - - Updated - - -

    بله . کاملا با حرفاتون موافقم آقا سامان
    کاملا به خودش و خانوداش حق میدم
    برا همینم میخوام تصمیم آخرم رو تو این هفته بگم بهش
    حتی اگه بعدا پشیمون بشم. اما یه جا باید پای تصمیمم بایستم. چه مثبت چه منفی

  19. کاربر روبرو از پست مفید veis تشکرکرده است .

    toojih (شنبه 19 مرداد 92)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.