به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 74

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 92 [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1387-12-02
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    3,432
    سطح
    36
    Points: 3,432, Level: 36
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 25 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad2012 نمایش پست ها
    حرفاتون رو خیلی خوب خوندم و به نظرم تا حد زیادی درست میاد فقط چند تا بحث دارم باهاتون اگر جواب بدین ممنون میشم.
    درسته که میگین تیپ و پول و ... مهم بوده ولی خوب منی که وقتی کنارشم و حتی محبت هم بهش نکنم و جدی باشم میاد تو بغلم یا ازم میخواد بگیرمش تو بغلم و بهم میگه دوستت دارم . درک میکنم شاید تحت تاثیر باشه ولی خوب اگر این طور نبود ینی دوسم نداشت خیلی وقتا نمی موند...
    بازم حرفتون قبوله که خیلی نیاز به تایید دیگران داره .. از نظر تیپ و قیافه همه میدونن اون از من سر نیست .
    از نظر مالی هم خانواده هامون مث همن تقریبا . این چیزایی که در رویا داشته رو قبول دارم ولی رویا واقعیت نیست !!
    اگر نمیخواد چندین بار بهش گفتم اگر نمیخوای بیا جدا بشیم ولی حتی توی دوری هم میگه دوستت دارم و مدتیه این دوست داشتنو خوب نشون داده و همیشه میگه دوست دارم همیشه پیشت باشم و از پیشم نری و حتی اسم زن دیگه رو اوردم گریه میکرد .
    اگر اینا دوست داشتن نیست پس چیه؟ جواب این سوالم رو ممنون میشم بدین چون حرفاتون تا حدی درست بود در مورد اون
    آقا محمد من گفتم ایشون واقعی دوستت نداره یعنی از ته قلبش دوستت نداره، یه روزایی که به خوبی هات فکر میکنه، یه روزایی که به زندگی باهات فکر میکنه و فکر میکنه باهات خوشبخت میشه ، باهات خوبه و دوستت داره ولی یه روزای دیگه که حالا یا یه رفتاری از شما میبینه که دوست نداره یا بقیه پرش میکنن که شما به دردش نمیخورین عوض میشه یکمی جدی تر میشه، فکر میکنه به رفتارهای بدتون، احیانا پرخاشگر و عصبانی میشه، بیخودی بهتون گیر میده، دعوا میکنه.... ( من که اینطوری بودم خودم)
    از نظر اینکه اون از شما سر نیست من اینو میخواستم به شما بگم که حتی شاید شما هم از نظر تیپ و قیافه ازش سر باشین ولی خب اون کسی که اون دوست داره نیستین، خب برفرض من قدم کوتاهه، طرفمم قدش متوسطه ( یعنی مثلا از من سر تره)!! من اون رو نمیپسندیدم چون من اصولا پسرهای خیلی قدبلند رو میپسندم هرچند که قد خودم کوتاهه!!! شاید طرفم از نظر قدی متعادل باشه و اصلا بهش بیشتر بیام ولی بازم ترجیح میدادم قدش بلند تر میبود حتی اگه فیل و فنجون میشدیم!!! ببین یه سری چیزا علایق و اینا رو نمیشه تغییر داد، ربطی به سر بودن یا نبودن هم نداره خب شاید شما ازش سر تر باشین ولی خب اون از شما بهتر میخواسته ، انگار که دائما داره شمارو با اون کسی که مد نظرش باشه مقایسه میکنه..... مثلا شما میگین از نظر مالی باهاشون برابر هستین، بنظر من اون دختر شمارو با خانواده خودش مقایسه نمیکنه بلکه شمارو با اون ایده آل خودش مقایسه میکنه..... حالا هرچند که شما از نظر فرهنگی و مالی و ظاهری در سطح خونواده اونها هم باشین ولی بنظر میاد این هم سطح بودن ملاک خانم شما نیست و براش چیزای دیگه مهم تر هست.... شما دائما دارین خودتونو با خانومتون و خانواده اش مقایسه میکنین در حالی که اون شمارو با ایده آلهاش مقایسه میکنه و این تفاوت دیدگاههای شماست
    ببین این مقایسه خصوصا زمانی که دختر یکی رو قبلا دوست داشته یا الان دوست داره بیشتر خودشو نشون میده!!! حالا نمیگم همسر شما شما رو با دوست پسر قبلیش یا کسی که دوستش داشته مقایسه میکنه چون شما میگین که با کسی قبلا رابطه نداشته و نیست و تو فکر کسی هم نیست ولی خب اون داره شمارو با همسر ایده آل خودش که توی ذهنشه مقایسه میکنه!!! داره با ایده آلهای خودش مقایستون میکنه.....

    محمد جان اونجوری که خانومتون دوستتون داره عمیق نیست، یعنی در حال حاضر عمیق نیست، دخترها خیلی زود در مقابل پسری که دوستشون داره احساساتی میشن، از سنگ که نیستن، این آرزوی هر دختری هستش که با مردی باشه که عاشقشه، دوست داره عشق رو حس کنه، وحتی دوست داره این عشق دوطرفه باشه، واسه همین شاید دلش میخواد بیاد بغلتون بودن تو آغوش کسی که عاشقانه دوستت داره خیلی شیرینه، میخواسته خودشم عاشقتون بشه و دوستتون داشته باشه یعنی خب شاید داشته تلاش میکرده که با این کارها محبتتون بره توی دلش،.... مدت زمانی که شما با هم بودین خیلی کم بوده خیلی کم.... شاید اگه مثلا هم دانشگاهی بودین، مثلا شما ترم یک ازشون خوشتون میومد، ترم دو بهشون پیشنهاد میدادین، تا ترم سه سعی میکردین دلش رو به دست بیارین و دیگه مثلا ترم چهار و پنج ااون یواش یواش بهتون وابسته و دلبسته و در نهایت عاشقتون میشد..... پروسه بدست آوردن دل یه دختر خصوصا اینکه اون خودش اول عاشقتون نشده باشه و جذبتون نشده باشه یکمی طولانی هستش و نیاز به شناخت بیشتر داره.... ولی خب شما زمانتون کم بوده و تحت فشار بودین، از طرفی کار ندارین و مستقل نیستین! یکی دیگه از مهم ترین چیزایی که دختر از همسرش میخواد مستقل بودنه، اگه مستقل باشین احساس میکنه میتونه بهتون تکیه کنه ولی اگه نباشین کار سخت میشه.... چون شما الان شرایط ازدواج کردن رو ندارین که برین سر خونه زندگیتون یکمی بدتر هم هست! چند سال باید صبر کنین که شرایطتون جور بشه ، شاید اگه عقد نبودین واسه نامزدتون راحت تر بود اون الان یکی از دلایل ناراحتیش اینه که چه بخواد چه نخواد برای شماست یعنی اصلا شناختتون هم به دردش نمیخوره چون میگه شما چه بد باشین چه خوب باشین شوهرشین، شاید واسه اینه که تمایلی به شناخت بیشتر نداره و گاهی که ازتون یه بدی میبینه خیلی شدیدتر از اونی که باید عصبانی میشه چون فکر میکنه که شما همسرشین و دیگه نمیتونه کاری بکنه، درصورتی که اگه نامزد بودین و عقد نبودین خب میتونست سبک سنگین بکنه در رابطه با رفتارهاتون باهاتون حرف بزنه، چون میتونست امید به تغییرتون داشته باشه و در نهایت میگفت خب اگه نشد یا دیدم مناسب نینستین خب ازدواج نمیکنیم ولی چون الان همسرتونه و سنش هم کم هست پرخاشگری میکنه شاید اگه نامزد بودین و این فشار و اجبار همسربودن نبود راحت تر میتونستین باهاش کنار بیاین.....
    اینکه میگفته سه سال از هم جدا بشین و بعد وقتی شرایطتت جور شد بری سمتش هم خب واسه این بوده که اون خیلی کم تجربه اش همش حس میکرده که با انتخاب عجولانه ی شما شانسهای بزرگی که میتونسته توی زندگیش داشته باشه رو از دست داده!!! شاید میخواسته به این نتیجه برسه که کسی بهتر از شما نمیتونه پیدا کنه؟؟؟ اون اعتقاد داره که شما پسر خوبی هستین و دوستش دارین ولی چون عاشقتون نیست و علاقه اش به شما زیاد نیست به گزینه های بهتری هم که ممکنه بعدا بیاد سراغش فکر میکنه.....انگار میخواد یه جورایی شمارو به عنوان یه گزینه اضافی یا یدک داشته باشه، بره همه دنیا رو بگرده ببینه اونی که میخواد پیدا میشه یا نه؟ کسی بهتر از شما پیدا میشه یا نه؟ اگه پیدا نشد دوباره بیاد سمتتون

    بهرحال این دلایلی بود که به ذهن من میرسید شاید خیلی هاشم درست نباشه ..... دوست داشتن خانومتون در حدی نیست که بتونه تنها دلیلش برای موندن با شما باشه چون دلایلی که بهش میگه باید ازتون جدا بشه بر این دوست داشتن غلبه کرده
    بهرحال امیدوارم بتونین با کمک مشاورین به یه راه حل مناسب برای نجات زندگیتون برسین

  2. 4 کاربر از پست مفید romina22 تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 02 فروردین 92), mohammad2012 (جمعه 25 اسفند 91), roze sepid (شنبه 03 فروردین 92), sara 65 (جمعه 25 اسفند 91)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقا محمد،
    این همه دوستان نظر گذاشتند و توضیح دادند، شما حتی یک تشکر هم زیر پست شان نزدید که نشون بده خوندید. نه این که دوستان می نویسند که تشکر بگیرند، اما بی توجهی شما به این پست ها برام جالب بود.
    مثلا پست خانم فکور خیلی کامل و قشنگ و با درایت نوشته شده، اما شما اصلا توجهی نکردید.

    تنها پست مورد توحه شما که حتی بهش یک پاسخ بلند بالا هم دادید، پست رومینای عزیز بود ( با اجازه رومینا خانم، امیدوارم منفی برداشت نکنند)، که بیشتر بحث رومانتیک و احساسی قضیه بود تا حل مشکل.

    شما هیچ قاطعیت و وضعیت مشخصی در مقابل بازیهای همسرتون و خانواده اش ندارید. راستش از این صحبت های شما هم نمی شه فهمید هدفشون چیه. چرا باید یک خانواده دست به دست هم بدهند تا دخترشون جدا بشه؟ منظورشون چیه؟
    فرض که دختر خانم ساده است و بچه است و ... چرا خانواده به جای این که کمکش کنند که با مساله ازدواج و انتخابش کنار بیاد، آتیش بیار این معرکه شده اند؟

    دادن حق طلاق به چنین خانواده ای ( نه فقط دختر که کل خانواده حق طلاق می خواهند!! ) و در چنین شرایطی اشتباه محض است. به فرض هم که شما با مادر خانمتان بحثی کردید، عذرخواهی کنید و تمامش کنید. نه این که به جاش حق طلاق بدهید.

    به نظرم بهتر هست که پست خانم فکور را دوباره بخونید.

  4. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mohammad2012 (جمعه 25 اسفند 91), فکور (جمعه 25 اسفند 91), داود.ت (شنبه 26 اسفند 91)

  5. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقا محمد،
    این همه دوستان نظر گذاشتند و توضیح دادند، شما حتی یک تشکر هم زیر پست شان نزدید که نشون بده خوندید. نه این که دوستان می نویسند که تشکر بگیرند، اما بی توجهی شما به این پست ها برام جالب بود.
    مثلا پست خانم فکور خیلی کامل و قشنگ و با درایت نوشته شده، اما شما اصلا توجهی نکردید.

    تنها پست مورد توحه شما که حتی بهش یک پاسخ بلند بالا هم دادید، پست رومینای عزیز بود ( با اجازه رومینا خانم، امیدوارم منفی برداشت نکنند)، که بیشتر بحث رومانتیک و احساسی قضیه بود تا حل مشکل.

    شما هیچ قاطعیت و وضعیت مشخصی در مقابل بازیهای همسرتون و خانواده اش ندارید. راستش از این صحبت های شما هم نمی شه فهمید هدفشون چیه. چرا باید یک خانواده دست به دست هم بدهند تا دخترشون جدا بشه؟ منظورشون چیه؟
    فرض که دختر خانم ساده است و بچه است و ... چرا خانواده به جای این که کمکش کنند که با مساله ازدواج و انتخابش کنار بیاد، آتیش بیار این معرکه شده اند؟

    دادن حق طلاق به چنین خانواده ای ( نه فقط دختر که کل خانواده حق طلاق می خواهند!! ) و در چنین شرایطی اشتباه محض است. به فرض هم که شما با مادر خانمتان بحثی کردید، عذرخواهی کنید و تمامش کنید. نه این که به جاش حق طلاق بدهید.

    به نظرم بهتر هست که پست خانم فکور را دوباره بخونید.
    دوست عزیز سلام.
    میدونم راست میگین تشکر هم نکردم ولی همه رو خوندم با دقت..
    اگر پست رومینا خانم برام جالب بود چون شخصیت خانمم رو خیلی خوب تفسیر کرد . کاری که هیچ کسی نتونست انجام بده حتی کارشناسا...
    البته اشتباهایی هم داشت . دوست داشتن خانمم عمیق نیست ولی هست . دو دلی داره واسه ادامه دادن ولی در واقع دوسم داره. درسته که بیشتر دوست داشتن من واسش مهمه ولی خوب به طور کلی دیر دل میبنده شخصیتش اینطوریه. ( این از نظر رمانتیک و احساسی)
    اما اصل قضیه اینه که خانوادش حق طلاق رو میخوان و برای گرفتن این امتیاز دارن این کارا رو میکنن. من هرگز این کارو نمیکنم و هیچ امتیازی بهشون نمیدم نه که لجباز باشم میخوام قاطع باشم.
    به خانم رومینای عزیز هم میخوام بگم شما اشتباه میکنی که همسرت رو با کس دیگه مقایسه میکنی و باید بذاری این شرایط جور بشه که بتونی بهش علاقه مند بشی.
    معیار های همسر منو اشتباه تشخیص داده بودین شما معیارش فقط تیپ و شخصیت بوده و مسایل مالی در حد معمولی راضیش میکرده . ضمن اینکه دوست داشته حتی شوهرش زشت باشه ( چند بار گفته اینو)
    من رویاهاش رو میدونم ولی خودش قبول کرده که رویا با واقعیت فرق داره . حتی توی شرایطی که ازش دلخور بودم هم قسم خورده که منو دوست داره همیشه هم رمانتیک نبوده رابطمون . خیلی وقتا اون ازم خواسته پیشش باشم و نازمم کشیده حتی.
    ولی قبول دارم رابطمون و دوست داشتنش عمیق نشده هنوز و تکیه نمیتونه بکنه به این دوست داشتنش وقتی که چیزی ازم میبینه میگه فک میکنم دوستت ندارم و دوست داشتنم واقعی نیست

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  6. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 26 اسفند 91)

  7. #4
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    و پست آقای داوود ت هم به نظرم پاسخ خوبی است.
    همونطور که می بینید چه خانمها، چه آقایون نظر مشابهی در این مورد دارند.

  8. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    داود.ت (شنبه 26 اسفند 91)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    آقا محمد میدونم دنبال راه حل کوتاه مدت هستی راهی که مثلا در عرض 10 دقیقه مشکلتون حل بشه

    شاید فکر میکنید با دادن تمام اموال یا حق طلاق به یکباره مشکلات تمام میشن

    اینطور نیست

    شما با این کارها عدم قاطعیت خودتونو نشون میدین و در دراز مدت بیشتر از چشم می افتید

    اگه همیشه انقدر ساده باشید کلا تو این جامعه کلاهتون پس معرکه است
    اگه شما اعتیاد داشتی یا خیانت کرده بودی من شخصا به اون دختر حق میدادم شرط برگشتش به زندگی حق طلاق و مهریه تواما باشه

    ولی شما این کارها رو نکردید پس چنین توقعی نابجاست
    اون باید یاد بگیره مستقل فکر کنه و منطقی تصمیم بگیره

    اون دختر کمی لوس هست و شما دارید لوس ترش میکنید.

    من راهکارهامو تو پست قبلی براتون نوشتم

    راستش آقا محمد من شرایط جسمی چندان مطلوبی ندارم و توی سایت هم کمتر اتفاق می افته پست بذارم ولی چون تاپیکهای شما رو از اول دیدم گفتم شاید قضاوتهام عاقلانه تر باشه و احساس مسئولیت کردم که نظراتم رو بگم

    این نکته رو در نظر بگیر که باید با سیاست رفتار کنی هر وقت خانمت حرف زور زد لازم نیست داد و بیداد کنی بگی حق طلاق با منه و همسر دوم هم تازه میشه داشته باشم بهترین راهکار اینه که زود ازش خداحافظی کنی و کمی سرسنگین بشی نه اینکه پاسخ به تلفنهاش هم ندی در حدی که کمی لحظاتش تلخ بشه و به خودش بیاد

    در رابطه به صحبتهای رومینا هم باید بگم تا حدودی برای اون رنج سنی مهم هست یعنی حتی دختری که از هر نظر در سطح پایینی هست به دنبال یه مرد ایده آل بسیار خوشتیپ و پولدار هستش چند سال که بگذره میفهمه فوق فوقش کسی هم سطح خودش گیرش میاد و گاهی در اون حد هم ممکنه سر راهش قرار نگیره اونوقت بعد ازدواج بیشتر به زندگیش میچسبه

    به هر حال همه این موارد موجب نمیشه رفتارهای این خانم توجیه بشه

    اگه اشاره به حق مهریه برای امتحان کردن شما بوده میشه گفت ایده مسخره ای بوده آخه اینم شد امتحان

    خوب شما هم بگو اشاره من به حق طلاق برای امتحان بوده میخواستم علاقت رو بسنجم

    کلا همه چیز تو زندگی شما خاله بازی شده از این بازی بیرون بیا و دیگه هم واردش نشو همه این کارها رو با سیاست انجام بده
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  10. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 02 فروردین 92), sara 65 (جمعه 25 اسفند 91)

  11. #6
    marinux
    مهمان
    سلام
    اقا محمد
    این زندگی شماست شما یک ادم رشد یافته ای هستید که امروز به این مرحله از زندگیتون رسیدین که مسئولیت یک زن هم قبول کردین
    ببین برادرمن ، من خودم به شخصه مرجع قابل قبولی برای نظر دادن نیستم چون خودم در حال جدا شدن از همسرم هستم اما اینو خوب می دونم زندگی شما مال شما دو نفره .... فقط شما دو نفر!
    شما وقتی باهم میرین توی یه زندگی مشترک باید در زندگیتونو به روی همه ی دنیا ببندین و فقط وفقط خودتون حل کننده ی مشکلات زندگیتون باشید
    منم خودم از شو هرم حق طلاق خواستم البته فبل از عقد توی تاپیک طلاق در دوران عقد توضیح دادم چرا ... این احساس من به عنوان یک زنه
    تنها کسی که می تونه مشکل شما رو حل کنه فقط وفقط خودتون دوتایین
    شما دوتا انقدر باید تو زندگی بزنید توی سر و کله ی هم تا جا بیفتین
    باید بشینی با خانومت حرف بزنی همه ی راه حل ها رو با هم بررسی کنید و با هم تصمیم بگیرین
    دوتایی باید برای تصمیمی که گرفتین ارزش قائل باشین و نذارید کس دیگه ای روش تاثیر بذاره این زندگی شماست ، شما دو تا همدیگرو می شناسین ، دیگران فقط از بیرون نگاه می کنن
    همه ی این بی اعتمادی ها به مرور زمان از بین می ره ، شما باید با رفتار سنجیدت اعتماد و بدست بیاری نه روی کاغذ
    سعی کن قلب همسرتو بدست بیاری که اگه همه عالم بهش گفتن شوهرت می ره خیانت می کنه اون خیالش راحت باشه که اینطور نیست
    اگه از الان اجازه بدین دیگران براتون تعیین تکلیف کنن زندگی تون می شه عین مال من اخرش طلاقه!

  12. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    خانم فکور .
    با سلام.
    دعوای من و مادر زنم در واقع دعوا نبوده فقط بهش گفتم ( با تندی و با لحن نسبتا بد ) که چرا بقیه یعنی برادراش توی کارمون دخالت میکنن و حق دخالت ندارن و من جلوشون وایمیستم ولی خوب بعدشم گفتم حالا باید چیکار کنم و ازین حرفا و اروم شدم .
    ولی همینو دیگه گرفتن جلو که بی احترامی کردی بهمون...
    حالا اینا همه بماند ولی من بازم اعتقادم با خانم رومینا یکی هست که اگر منو بخواد اینا همه بهانه است و کسی که شوهرش رو بخواد باهاش کنار میاد همه جوره...
    من مرد رویاهاش نیستم چون خانمم کلا خیلی رویایی فکر میکنه . نمیگم حق داره یا نداره ...
    خودش داره دوستش رو میبینه که با شوهر میلیارد ازدواج کرده ولی توی عقد داره جدا میشه چون دوسش نداره. ( شوهر دوستش میلیاردر و خوشگله و از همه نظر عالیه و مرد رویاهای دوستش بوده از نظر ظاهری و پول و تیپ ولی حتی میل نداره کنار اون مرد بخوابه )
    یا دوست دیگش رو میبینه که با همه خوشگلیش شوهرش پولدار هم هست ولی خوشبخت نیست و حتی تصمیم به جدایی داشت که به دلیل اینکه بچه تو راه اومد ...
    خودش خواستگار پولدار هم داشته ولی میگه چون میدونستم مرد زندگی نیستن قبول نمیتونستم بکنم.
    اینا رو گفتم که بدونین همسرم خیلی هم مادی نیست ولی ارمان گراست و کمال گراست فقط رویا داره .. فقط رویا.. ولی اینکه منو اول دوست نداشته حق و حقیقته و اقرار میکنه بهش ولی بهم علاقه پیدا کرده ولی چون سطحیه نمیتونه با وجود بدی هام قبولم کنه ینی اگر خوب باشم دوسم داره و بد که باشم باهاش دوسم نداره .
    گاهی جوری دوسم داره که میخواد واسم بمیره و وقتی میگم اگه این کارو بکنی دیگه نه من نه تو حالش خیلی بد میشه.
    اینم بگم که اصلا اجبارش نکردم که بمونه باهام خودش داره ادامه میده . چند وقت پیش کارمون میخواست به دادگاه بکشه و داشت تموم میشد منم رابطمو قطع کردم ولی اینقدر زنگ زد و گریه کرد که دوباره اومد تو زندگی و کلی قسم و گریه که دوستت دارم .
    ولی الان دو دلی رو درک نمیکنم واقعا نمیتونم بفهمم چه حسیه.

    ببینین من قبلا با دختری ارتباط تلفنی داشتم که گاهی خوبی هاش رو میدیدم بهش علاقه پیدا میکردم و گاهی بدی هاش رو میدیدم خالی میشدم . این حس رو درک میکنم ولی واسه همون دختر وقتی ازش جدا شدم با اینکه همو ندیده بودیم و دوره اشناییمون کوتاه بود خیلی بهم ضربه خورد . اینو میگم که بدونین گاهی دوست داشتن بعد از جدایی خودش رو نشون میده.
    خانم رومینا هم که اینا رو میگه درسته ولی فک میکنم ایشون هم طرفش رو دوست داره با همه کمبود هاش فقط باید دست از مقایسه برداره

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  13. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    دوستان از کمک همگی ممنونم..
    دیگه خداروشکر نیازی به کمک ندارم . چون طلاق میخوایم بگیریم...
    امیدوارم همه مشکلات دوستان حل بشه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  14. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام دوست عزیز.

    گویا خودتون هم تصمیم به طلاق گرفتید. چی شد که چنین تصمیمی گرفتید؟ لطفا دلایلش رو توضیح بدید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 03 فروردین 92)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    چرا؟ خودتون خواستین؟! یا بخاطر خانواده؟!


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.