سپپیده جان شنیدی می گن سیاست داشته باشیم با خونواده ی شوهر و خود شوهر و اینا؟ این سیاست واسه خونواده ی خودمونم یه وقتایی به کار میاد!!
خوب لازم نیست وقتی صریح باهات مخالفت می کنن تو هم بیای نظراتتو صریح و مشخص بگی و هی و هی بشه جر و بحث اونم وقتی که باید درس بخونی و باید ارامش داشته باشی. می تونی بهشون بگی برات خواستگار پیدا کنن (اونم به تعداد زیاد!) اگه که مورد خوبی پیدا شد ازدواج هم می کنی. اونا هم هی برن بگردن واست خواستگار پیدا کنن. تو هم اصلا اوقات فراغتتو بذار جلسات خواستگاری. دقت هم بکن که شاید همون همراه زندگیتو بتونی واقعا پیدا کنی. بعدشم حالا اونا بگن امسال ازدواج کن سال دیگه ازدواج کن ولی در اصل خودتی که تصمیم می گیری که کی ازدواج کنی. ببین اگه می تونی اینطوری مجبورشون کنی که برات خواستگار پیدا کنن و حق انتخاب داشته باشی که خیلی خوبه. درستو بخون و اینو بذار کار اصلی. جلسات خواستگاری رو هم بذار کار فرعی. خیلی هم خودتو اذیت نکن واسه خونه تمیز کردنو اینا. اگه بشه شاید کنار اینکه قبول میشی شوهرت هم پیدا کنی.
اگه هم که نمی خوای خوب بهشون گفتی دیگه بالاخره می فهمن دست از سرت برمی دارن. فقط حرص نخور. چون تنها چیزی که اختیارش تا حدی دست خودمونه همینه که حرصه رو نخوریم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)