به این مساله توجه داشته باش که تا وقتی قد بلند و موقعیت مالی معیارهای اصلی ازدواجت هستند بهتره به کسی اعتماد نکنی و ازدواج نکنی. فکر می کنی این دو تا معیار کافین ؟
در مورد مشکلت آیا واقعا از کرده ات پشیمونی ؟ یا فقط نگران ابرو ریزیش هستی؟
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
به این مساله توجه داشته باش که تا وقتی قد بلند و موقعیت مالی معیارهای اصلی ازدواجت هستند بهتره به کسی اعتماد نکنی و ازدواج نکنی. فکر می کنی این دو تا معیار کافین ؟
در مورد مشکلت آیا واقعا از کرده ات پشیمونی ؟ یا فقط نگران ابرو ریزیش هستی؟
deljoo_deltang (جمعه 29 دی 91), داود.ت (چهارشنبه 16 اسفند 91)
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
با سلام و احترام
برای کاهش این تنش ها و فشار ها شاید بهتر باشد انرژی خود را بگذارید روی خواستگاری که قبلا با هم بودن را تجربه کرده اید. چون به هر حال در جریان کار هم هستید.
در ازدواج تناسب مهمتر از خوب بودن هست.
خیلی ها دنبال دختر خوب یا بد می گردند
اما بهتر هست که دنبال خانم یا شوهر مناسب بود.
به هر حال طبق آنچه که گفته اید حداقل شما با آقایی که ارتباط دارید در این موضوع تناسب دارید که هر دو تجربه اول مخفی کاری و ارتباط جنسی غیر متعارف را تجربه کرده اید. ممکن است در خیلی معیارهای دیگر هم این همگرایی را داشته باشید اگر چنین باشد دیگر نگرانی های این چنینی هم پیش نخواهد آمد.
مطلب تکمیلی:
شما ظاهرا در پست های بعدی اشاره داشتید که حتی خواستگار دیگرتان کسی هست که مدت یکسال با او رابطه داشته اید. که اگر چنین باشد ایشون هم مثل این آقا که با او در رابطه هستید. اهل ارتباطات قبل از ازدواج هست و از این نظر شبیه به خودتون
لذا هر دو اینها در این معیار با شما همخوانی دارند. اما به هر حال چون شما به این سبک و منش ارتباط می گیری و رویه شما هست باید به کسی که ازدواج می کنید مسائل را بگویید هر چه می خواهد پیش آید.
مسائل تکمیلی را در این پست بخوانید
===============
پاورقی:
اعضاء محترم توجه کنند که در راهنمایی مراجعان دقت کافی را داشته باشند. احساسات خود را کنترل کنند و حتما تاپیک آفت های احتمالی در کار مشاوره را مطالعه نمایند.
همچنین اعضایی که قوانین همدردی را نخوانده اند، یا نمی خواهند عمل کنند اجازه فعالیت در تالار را ندارند.
ما صریحا در قوانین همدردی آورده ایم که تاپیک مراجع را به بحث های نظری، جامعه شناسی و ... منحرف نکنید. اجازه ندارید ذیل تاپیک مراجعان به بحث و چالش روی بیاورید. همچنین طبق تاپیک آفت های احتمالی در کار مشاوره باید در چارچوب مقررات این کشور به مراجع کمک کنید.
لذا بنده مجبور شدم پست های زیادی را ویرایش کنم، حذف کنم یا به کاربرانی اخطار دهم.
اگر موارد اینطوری زیاد شود متاسفانه باید کاربرانی که به قوانین احترام نمی گذارند را محروم سازیم.
از arezou.sh گرامی هم به خاطر این پاورقی معذرت می خواهم. چون اگر چنین مداخله ای در تاپیک نمی کردم به خاطر نوع چالش ایجاد شده مجبور به انتقال تاپیک به انجمن آزاد بودیم
مدیرهمدردی (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 891 در 308 پست
در امر ازدواج بهتره افراد با شخصی مشابه خودشون از نظر فکری ازدواج کنند. یعنی نگفتن این حقیقت یعنی اینکه باور داریم شخص مقابل در مورد موضوعی تا این اندازه مهم مشابه ما فکر نمی کند! خب به نظرتون از نظر روانشناسی چنین ازدواجی صحیح هست!
mehran21 (پنجشنبه 28 دی 91)
تشکرشده 600 در 287 پست
دوست عزیز
ماه هیچ وقت پشت ابر نمی مونه.زیاد از این نوع مشکلات شنیدم که بلاخره به گوش طرف مقابل رسیده و ...
طرف مقابل حق داره همه چیز رو در مورد کسی که می خواد با هاش ازدواج کنه بدونه همینطور که شما حق دارین،زندگی مشترک یعنی صداقت وقتی سنگ بناش کج گذاشته بشه تا اخر همینطور کج میره!
tamas (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 35 در 19 پست
آهان الان متوجه موضوعتون شدم ببين آرزو...........دوست پسرت اومده خواستگاريت اگه بخاطر اون بلايي كه سرت آورده ازش متنفرشدي ببين چيزي شده وآبي كه ريخته شده رونميتوني جمع كني.....هم تومقصربود وهم اون.......توموقعي كه دوستش داشتي وباش همچين كاري كردي بايدپاي همچي بايستي...نبايد بعدش پشيمون بشي...همچين عشقهاي زودگذركه بعدازرابطه پيشرفته آتيششون ميخوابه...بايدقبلافكرش ميكردي.....توالان يه چيزخيلي باارزش ازدست دادي(پرده بكارت) كه توبعضي ازقوميتهاي ايراني نداشتنش=مرگه....اگه فرداشوهركردي وشوهرت قضيه روازت شنيد اون وقت اگه گيردادوخواست دوست پسرسابقت ببينه وميخواست قضيه رواززبون اون بشنوه اون وقت چيكارميكني؟
دوست پسرت ازفاش شدن قضيه ميترسه واينكه فرداممكنه يقش روبگيرن.....اون اومده خواستگاريت كه ميخواد بلايي كه سرت آورده روجبران كنه....توحاضري بايكي ديگه ازدواج كنه ويه عمربادروغ زندگي كني؟؟؟؟ ياباكسي ازدواج كني كه وقتي بهش حقيقت بگي بعدش يه عمربترسي كه نكنه بهت تلنگربزنه.....
يابادوست پسرت ازدواج كني كه هم آبروت حفظ بشه وهم ازشرعذاب وجدان خلاص بشي؟ كدوم؟؟؟]
آقامهران نگفتن بعضي حقيقتها بهترازگفتنشونه.
نیروانا (پنجشنبه 28 دی 91)
تشکرشده 35 در 19 پست
آرزوجان
يه چيزبهت بگم............تونبايدبه هرخواستگاري كه برات بياد براش قضيت روتعريف كني ببين اين خواستگارت دوچيز داره كه تودودلي.....تواين اوضاعي كه توداري قدبلندي ياقدكوتاهي اصلا نبايدبهش فكركني........يعني اگه ازش قدبلندي توقبولش نميكردي.......تواگه باراه دورمخالفندپس چراقضيت روبهش گفتي...........مگه چقدربهش اعتمادداري؟اگه خانوادت بهش جواب ردبدن وبره فكرش نميكني كه بعدابيادمزاحمت بشه
توبه اين گفتي فردا ميره به يكي ديگه بگه
نبايدهركي بيادخواستگاريت قضيه روبهش بگي فقط به كسي بگو كه واقعاهمه واجدشرايط توهست!!!!!!!!!!!!!!!وتو وخانوادت كاملاقبولش داري.
خب چیکار کنم برگردم پیش همون بی معرفتی که این بلا تکلیفم گذاشته؟اون که از خداشه برگردم پس این 7 سال که حسرت کشیدم افسردگی گرفتم کاسه چه کنم دستم گرفتم کجا بود؟ازش متنفررررررررررم...این خواستگارم که قضیه رو میدونه خونواده ام مخالفن..حالا چیکار کنم؟
تشکرشده 111 در 59 پست
ببین آقای mehran21 خیلی واقع گرایانه گفتن.من اولش جو زده شده بودمنوشته اصلی توسط arezou.sh
تو توی ایران زندگی میکنی (نه اروپا!) اینجا برای آقایونی که میخوان با خانومی ازدواج کنند(حتی اگه خودشونم قبل ازدواج با کسی رابطه داشتن) موضوع بکارت برای همسرشون رو خیلی خیلی مهم تلقی میکنن.
حالا بازم خوبه همین آقا بعد از 7 سال برگشتن و خواشتگاری کردن
هر چی بوده هر دوتای شما مقصرید.
به فرض بخوای با یکی دیگه ازدواج کنی.همسرت تا آخر عمر همت بهت شک داره.میترسه بهش خیانت کنی!اینا حرفه که اون آقا گفته واسم مهم نیس!بعدها سر هر دعوایی که بشه این موضوع بی بارگی تو به رخ تو و خانواده ت میکشه
ذات مردای ایران بر این این نقش بسته.من نمیگم این طرز فکر خوبه یا نه!تو نمیتونی که ذاتشونو عوض کنی!
سپیده سحر (پنجشنبه 28 دی 91)
تشکرشده 35 در 19 پست
اون كه ازخداشه توبرگردي به دل خودت نگاه كن چقدرميخوايش؟؟؟تواون فراموش كردي كه برگشت؟؟؟يانه هنوزحتي ازبحران فراموشي روپشت سرنگذاشتي؟
بعض ازدخترها عاشق يه پسرميشن وبعدكارشون به رابطه پيشرفته كشيده ميشه وبعدش پشيمون ميشن وازپسره نفرت پيداميكنن........اين نفرت بخاطراينكه اون پسرروباعث وباني ازبين رفتن پاكدامنيشون ميشه.دخترهايي هستن اينقدرازدوست پسرشون نفرت پيداميكنن وحتي اگه پيششون باشه دوست دارن خفش كنن.ولي بعداينكه ازش جداميشن دلتنگش ميشن سرش گريه ميكنن وحس ميكنن كه قادرنيستن باپسرديگه اي رابطه برقراركنن وخاطرات جنسي بادوست پسرقبلي روفراموش نميكنن وهمواره عذابشون ميده ونميتونن اين حس باكس ديگه اي پيداكنن....اين بحران روحي باگذشت زمان وسپري كردن تنهايي وصبروتقويت كردن روحيه معنوي ميتونن پشت سربگذارند.
حالاتواين مراحل روگذاروندي واين بحران روپشت سرگذاشتي كه دوست پسرقبليت اومده؟؟؟
آيافراموشش كردي؟كه بازبعدازچندسال پيداش شد؟
اگه جوابت نه هست به اون فرصت بده كه بيادخواستگاريت...شايدازخوا بيدارشده و ميخوادجبران كنه
ازاي وراين دوست پسرت اومده خواستگاريت ازاين ورخواستگارشيرازيت خانوادت مخالفن حالاميخواي بخاطرش بجنگي؟
بنظرم اول مشكلت بادوست پسرت حل كن الكي همينطورولش نكن
با اون 2 ساله بهم زدم با این شیرازیه 1 ساله آشنا شدم این خیلی بهم محبت میکنه همون محبتی که از قبلیه انتظار داشتم!!!حالا بهش بگم خداحافظ با قبلیه میخوام ازدواج کنم این بی انصافیه!!!دل خودم شکسته حالا دله اونو بشکنم..![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)