من دختری 23 ساله هستم،که چهارماه پیش نامزد پسر عمم شدم.با اینکه خواستگارایی داشتم که شرایط بهتر از اون داشتن ولی اینو انتخاب کردم چون میدونستم از بچگی عاشق من بود با اینکه هیچی از طرف من ندیده بود بازم رو عشقش موندش و چندبار جواب رد دادم ولی بازم اومد. از بچگی می دونستم چه جوری بزرگ شده .می دونستم اهل هیچی نیست نه سیگار نه مشروب نه دود نه رفیق بازی.تا اینکه چهار ماه پیش دوباره اومد خواستگاری منم درسم تازه تموم شده بود و بهش فکر میکردم.رفتیم ازمایش دادیم و من جواب مثبت دادم.قرار شد مراسم عروسی بمونه برای سال بعد.و به اصرار عمم و پسر عمم صیغه محرمیت خوندیم.چند روز پیش از یک فرصت سو استفاده کرد و بهم تجاوز کرد.اره واقعا تجاوز کرد.مثل یک متجاوز.التماسش کردم بهش گفتم خواهش میکنم بزار برم نگذاشت.جیغ زدم بالشو گذاشت رو صورتم.داشتم خفه می شدم.خیلی گریه کردم.حالم خیلی بد شد.نمی دونم چی کار کنم؟با این اتفاقی که بینمون افتاد نامزدیم رو نمی تونم بهم بزنم . باید با کسی که مثل حیوان میمونه ازدواج کنم.ازش متنفرم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)