کاربر محترم بهار شادی
سلام
منتظر راهنمایی های شما هستم دوست دارم از تجربیات شما استفاده کنم. من را تنها نگذارید. متشکر
دوستان محترم هر کسی کاربر بهار شادی را میشناسد به برسانید که من منتظر ایشان هستم.پ
تشکرشده 13 در 4 پست
کاربر محترم بهار شادی
سلام
منتظر راهنمایی های شما هستم دوست دارم از تجربیات شما استفاده کنم. من را تنها نگذارید. متشکر
دوستان محترم هر کسی کاربر بهار شادی را میشناسد به برسانید که من منتظر ایشان هستم.پ
سیروس (یکشنبه 19 آذر 91)
تشکرشده 1,600 در 571 پست
یه چیز رو تو زندگیتون کم داره
قاطعیت و شجاعت !
شاید خانم ها ناراحت بشند ، ولی شما اون سفت و سختی که مرد باید در ارتباط ها خانم ها داشته باشه رو نداری
باید اول زندگی حیطه ها و خط قرمز های زندگی رو مشخص می کردی و سفت پاش می ایستادی ، نه مثل الان به بهانه دوست داشتن کوتاه بیایی !
کوتاه اومدن خیلی جاها نشانه عشق و محبت نیست بلکه ...
خانم شما به شدت نیاز به یک مرد تو زندگیش داره ، بار اول اگه ... و بعد پای حرف هاش می نشستی و البته حرف های به حق رو قبول می کردی ( نه اینکه با پسره بری صحبت کنی ، ... )
خیلی موفق تر بودی !
الان یه جور خانم شما ... می گه اینکه کاری نداره باهام ، هی الکی می گه دوسم داره !
فکر می کنه شما ضعیف هستی ( و به حق در ظاهر هم نشون می دی )
پس هیچ جذابیتی براش نداری !
شما یه انسان خوب و احساساتی هستی ولی مرد نیستی ! چرا ؟ چون رفتارهای مردانه توی شما دیده نمی شه !
همیشه طبق یه اصول پیش رفتی ، هیچ وقت ریسک تو زندگیت نکردی ( مثلا تا حالا شهربازی با خانومت رفتی و سوار وسایل هیچان آور بشی ؟ ) !
زندگی شما مثل این درس خون ها که ، فقط درس ! بعد می شن کارمند ! فقط کار و بعد بازنشسته و حل جدول !
نمی خوام بگم راه بدی هست ! ولی خوب زندگی 2 نفره هست
شما ازدواج که می کنی باید نسبت به روحیات همسرت هم رفتار کنی
خانم شما ! یه زن پر هیچان هست که شما نتونستی ارضا کنی و ایشون ... مثل بچه ها رفتار کودکانه ایی انجام داده !
شما هم تو تربیت درست رفتار نکردی و خانم شما الان ... هرکار دلش بخواد می کنه
...
امیدوارم خوب منظورم رو متوجه شده باشی
این پست توسط hamed65 ویرایش شد.
از دوستان تقاضا می کنیم روی پست های مشاوره ای خود دقت زیاد داشته باشند و صحبت هایی نکنند که باعث تحریک مراجعین شود و یا توهین آمیز باشند.
داود.ت (دوشنبه 20 آذر 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
دوستان دقت کنید مراجعه کننده را تحریک به انجام
کاری نکنید . خواهش میکنم از احساساتی شدن به این پست
جلو گیری کنید .
پدربزرگ (شنبه 18 آذر 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
با سلام،
mehrdad_m
همانطور که در ایمیل برای شما توضیح دادم، از شما درخواست داریم که اعتراضات خود رو از طریق گزارش یا گزینه ارتباط با ما با مدیران مطرح کنید. ارسال این گونه پست ها در تاپیک های مراجعین باعث انحراف تاپیک می شود.
با این حال اعتراض شما به مدیر همدردی منتقل شد.
با تشکر از توجه شما.
hamed65 (شنبه 18 آذر 91)
تشکرشده 891 در 308 پست
دوست عزیز شما به چیزی جز جراتمند شدن نیاز ندارید. زیادی وا داده اید زندگی را به همسرتان. منظورم از جراتمند شدن این نیست که واکنش منفی نشان دهید اجازه ندهید همسرتان هر کاری که میخواهد کند. هیچ اتفاق منفی نمیفتد.
mehran21 (شنبه 18 آذر 91)
تشکرشده 13 در 6 پست
بشینین رک و پوست کنده باهاش حرف بزنین و ببینین میخاد چیکار کنه .
تا حالا به طلاق تهدیدش کردین ؟
به نظر من الان وقتشه که مردبودن خودتونو نشون بدید .
تشکرشده 8,998 در 1,493 پست
برادر گرامی
همانطور که آنی عزیز گفتند شما داری با همسرت مثل یک دختر بچه رفتار می کنی نه یک بالغ!
مسلما هر کس را که بهش زیاد امر و نهی کنید و زیاد تحت فشار باید و نباید بگذارید یک روز خسته میشه و دلش
آزادی میخواد!
اولش قصدش خیانت به همسرش نیست و فقط یکم دلش آزادی عمل میخواد!
من رفتارهای غلط همسر شما رو تایید نمی کنم اما ریشه این رفتارهای همسر شما در رفتارهای خود شماست.
اینکه شما دائم براش انتخاب کنی! دائم براش برنامه بریزی! دائم بهش بگی چی خوبه و چی بده مثل این میمونه که
شما پدش هستی!
همسر شما بیشتر به شما حس پدرانه داره تا همسر بودن!
یک پدر مهربان و دلسوز اما گرفتار و سخت گیر!
پدری که نیست هر وقت بهش احتیاجه!
وقتی بالغش و احساساتش نادیده گرفته شده بالغ رو ساکت کرده و شیطنت های کودک درون رو آزاد!
به نظر میرسه باید یک بازنگری در رفتارتون داشته باشین و یک همسر و همراه براش باشین نه یک پدر!
کار شما درست مثل زنانی هست که به جای همسر بودن برای شوهرانشون مادر هستن و و شوهرانشون رو کلافه
می کنن.
حتما ایرادات رفتاری خورد رو به عنوان یک آدم بی طرف لیست کنید و در این میان با کمک یک مشاور بشید یک
همسر قاطع و همراه!
حتما به یک مشاور خانواده مجرب مراجعه کنید تا هر 2 نفرتون بررسی بشین!
ضمن اینکه باید همسرتون رو به کانون خانواده برگردونین و تمام نیازهاش رو خودتون پاسخ گو باشین!
مرد بود و همسر بودن رو به جای پدر بودن و معلم سخت گیر بودن تمرین کنید
موفق باشید.
bahar.shadi (یکشنبه 19 آذر 91)
تشکرشده 13 در 4 پست
راست میگویید الان متوجه شدم که من هم اشکالاتی دارم . اما در مورد اینکه غرور او بیش از اندازه است و همه چیز ، همه کارها را برای خودش بدون اشکال میبینه و برای من ثلب میکنه باید چه کار کنم . مثلا او توقع داره خودش مهمانی با دوستانش بره یا مسافرت با دوستانش بره یا بعد از ظهرها به دور زدن تنهایی بره و یا هر کاری دیگه ولی من نباید یک دوست داشته باشم یا تفریح مثل (شکار) داشته باشم یا اینکه در دعوتی با همکار یا دوست شرکت داشته باشم و یا از این قبیل تفکرات مسخرانه چه باید بکنم با این غرور چطوری بسازم؟ و از همه مهمتر از کجا اطمینان پیدا کنم که دیگر او دست از این خیانتها کشیده وزندگی من دچار اسیب نمیشود؟
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
سیروس
صدای من را هم می شنوی یا فقط صدای بهار را می شنوی ؟ الو ..........الو ..........
اگر صدای من به تو می رسد .
ضمن تبریک به واسطه ی قبول کمی و کاستی های خودت و پذیرش آنها
حالا که اشتباه و کمی های خودت را قبول کردی باید اول تک به تک آنها را بشناسی و برای آن ها کاری بکنی و تمهیداتی تدارک ببینی . تا از این فضای آزردگی بیرون بیایی و بر روی مهارت ها و آگاهی ها ی خودت با استفاده از توانایی های بی نظیرت کار کنی .
مشکل تو یک شبه به وجود نیامده و یک شبه نیز به پایان نخواهد رسید .
در نتیجه ابتدا نیاز به صبوری داری .
در گام اول ابدا سراغ او نرو که بخواهی او را عوض کنی یا چیزی را به او حالی کنی و بفهمانی .
اول روی خودت کار کن .
معایب و محاسن رفتاری - احساسی - فکری خودت را بشناس . ( به نوعی اعتراف کردن و نقد از خویشتن )
در همین جا شروع کن
شروع کن . از خودت نقد کن و بگو کجاها اشتباه کردی و سهم تو از فلان اتفاق چی بوده و چقدر بوده و چه اشتباهی داشتی ؟. چه کاری به غیر از آنچه انجام دادی .... می توانستی انجام بدهی که انجام ندادی ؟
دستکم به بیست مورد اشاره کن تا بقیه ی صحبت را ادامه بدهیم البته اگر صدای من را می شنوی .....الو ...الو
ani (یکشنبه 19 آذر 91)
تشکرشده 8,998 در 1,493 پست
جناب سیروس
فهم درست مسئله 50% حل یک مسئله است و به نظر من پذیرش اشتباهات خود 25% دیگر حل مسئله!
میمونه 25% دیگش که بستگی به تغییر رفتار ما داره و تمرین رفتارهای درست به جای رفتارهای غلط!
خوب شما اشتباهتون رو پذیرفتین و فهمیدین ایراد کار از کجاست!
فعلا هم قراره روی خودتون کار کنید تا تاثیراتش رو در زندگی مشترکتون ببینین.
شما هنوز همون رفتارهای غلط رو دارین و همسرتون هم برای مقابله به مثل رفتارهای غلطش پابرجاست پس هنوز تحول
اتفاق نیافتاده!
باید خوب دقیق بشید در رفتارهای غلط و با رفتارهای درست جایگزینش کنید!
مثال میزنم :
همسر شما لباسی میخرد که شما مدلش را نمی پسندید!
رفتار غلط شما ===> به نظرم این لباس اصلا مناسب نیست و خیلی مدلش جلفه! این یکی رو بردار! (رفتار پدرانه
توام با تحکم و امر و نهی)
رفتار همسر شما در مقابل ====> نه من همین رو میخوام! یا این یا هیچی! (رفتار دختری لجباز در مقابل پدری مستبدکه احساساتش را درک نمی کند)
تبعات رفتار توام با تحکم و آمرانه شما می شود دلخوری و در جایی دیگر تلافیش را در می آورد!
همسر شما لباسی میخرد که شما مدلش را نمی پسندید!
رفتار صحیح شما ===> عزیزم به نظرت این لباس کمی باعث جلب توجه نمیشه؟ و مکث ...
رفتار همسر شما در مقابل ====> چطور؟ به نظرت لباس جلفیه؟ (او منتظر هست که واکنش شما رو ببینه...)
رفتار صحیح شما ===> لباس خیلی قشنگیه اما چون من خیلی دوستت دارم دلم میخواد دوست ندارم مردای غریبه
زیبایی ها و جذابیت های همسرمو ببینن. البته تو مخیری من نظرمو گفتم (با لحنی ملایم و عاشقانه)
رفتار همسر شما در مقابل ====> راست میگی عزیزم. این مناسب من نیست! باشه نمی خرمش!
رفتار صحیح شما ===> نظرت راجع به اون لباس چیه؟ خودت کدوم رو می پسندی؟ و ادامه خرید........
=============
من یک مثال ساده زدم که ببینین خانمها چقدر حساسن و چقدر غرورشون مهمه براشون و اینکه بهشون حق انتخاب
و آزادی عمل کنترل شده بدین!
شما هم مثال های بارزی حتما در رفتارتون دارین که میتونین لیست کنین برای خودتون در یک دفتر!
- رفتارهای صحیح رو هم جایگزین رفتار غلط گذشته کنین!
- دست از مچ گیری بردارین و به جاش قاطعانه و محکم در موارد لازم باهاش برخورد کنین!
- سعی کنین باهاش حرف بزنین و از نیازهاش آگاه بشین!
- روی خودتون تمرکز کنین و رفتارهای غلط خودتون رو شناسایی و تصحیح کنین چون رفتارهای صحیح شما کم کم باعث رفتارهای صحیح همسر شما میشه فقط باید خسته نشید و ادامه بدید و بدون توقع رفتار درست رو پیشه کنید!
- حتما از یک مشاور مجرب در این راه کمک بگیرید و اصلاح کنید خودتون رو!
- برای همسرتون وقت بیشتری بگذارید! اونجوی که اون دوست داره نه مطابق میل خودتون صرفا!
این عملیات رو انجام بدید چند وقت تا نتایج رو ببینین به چه نحوی پیش میره!
چند سوال :
آیا همسر شما باورهای مذهبی داره؟
الان همسر شما کجاست؟ خونه پدرش؟ برای برگردوندنش تلاش کردین؟
پست من با پست آنی عزیز همزمان شد! جناب سیروس لطفا با راهکارهای ارائه شده توسط
کارشناسان خوبی نظیر آنی عزیز توجه کنید و پشت گوش نندازید!
bahar.shadi (یکشنبه 19 آذر 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)