سلام
از همه دوستان متشکرم که نظر دادند وسعی کردند به سهم خود به من کمک کنند.واقعا متشکرم از وقت و انرژی ای که برای مشکلم گذاشتید اما من دچار اظطراب شدید شدم و کاملا سردرگم شدم اصلا نمیدانم باید چه کرد؟دست و پایم را کاملا گم کرده ام و ترس و بی اعتمادی یک لحظه دست از سرم برنمیدارد اصلا نمیتوانم به شوهرم اعتماد کنم.همش فکر میکنم نکند دروغ گفته باشد.ایمیل های شوهرم واقعا در حد 3 4 بار در سال بود و با توجه به اینکه اون خانم قصد داره از ایران بره آیا شوهرم واقعا قصد خیانت به من را داشته؟شوهر من آدمی با تحصیلات عالی و فرد فهمیده ای است و من کاملا شوکه شدم از این کار.شوهرم به همسر یکی از دوستانش که همراه او و همسرش به سفر هایی رفته اند و دو فرزند دارند اس اام اس میداد گاهی وجویای حال واحوالشان بود من هم این موضوع را میدانستم اما اصلا از این کار شوهرم خوشم نمی امد وبارها هم به او گفته بودم اما شوهرم به کار خودش ادامه میداد و مدام میگفت که تو ذهن منفی بافی داری واقعا هم حرف خاصی در اس ام اس نمی گفت اما من همان را هم دوست نداشتم اما با خودم کنار امده بودم و دخالتی نمیکردم تا اینکه این موضوع ایمیل ها که پیش امد و شوهرم گفت دیگه از این به بعد به فلانی هم اس ام اس نمیدم که تو ناراحت نشی هیچی ارزش ناراحتی تو رو نداره اما چند شب پیش دیدم که اس ام اس فرستاد و موقع رفتن به دستشویی گوشی را با خودش برد تا اگر احیانا جوابی امد من نبینم کی بوده من حدس هایی زدم و صبح گوشی را دیدم ودیدم بله به همان خانم اس ام اس داده اما چیز خاصی نبود باز.اما از اینکه به من دروغ گفته بود ناراحت شدم ومدام با خودم فکر میکنم نکنه این که گفته به اون خانم ایمیل نمیدم دیگه هم یه دروغ بوده.خیلی حالم بده.فکر کنم دارم دیوونه میشم.چه اشتباهی کردم که با این مرد ازدواج کردم








علاقه مندی ها (Bookmarks)