سلام دوستان ..
چند ماه قبل من و خانواده ام با نامزدم مشکل داشتیم که خدا رو شکر با راهنمایی های شما دوستان رفع شد .. دوباره اومدم که ازتون کمک بخوام خواهش میکنم راهنماییم کنین ..
ما یک سال و نیمه که عقد کردیم .. خیلی همسرم رو دوست دارم و ایشون هم منو دوست داره .. ماجرا از اون جا شروع میشه که دو هفته ی قبل من برای همسرم ف ی س بوک درست کردم .. که بتونه با عموش که خارج از کشوره ارتباط داشته باشه .. دوست مادر همسرمم خارج زندگی میکنه و دو تا دختر داره که یکیشون ازدواج کرده .. مادر شوهرم ادرس صفحه ی فیس بوک این خانومو داد که بتونیم باهاشون صحبت کنیم .. دختر اولی که ازدواج کرده و اسمش نیوشاست همسرمو ادد کرد و در حضور من صحبت کردن با هم .. همسرم قبلا بهم گفته بود قرار بوده اینا با هم ازدواج کنن ( تو بچگی خانواده ها حرفشو زدن ) و نشده و اونا رفتن ..
همسرم این چند وقت با این نیوشا خانوم صحبت میکرد و من هم چون زیاد حساس نیستم رو این مسائل بهش چیزی نمیگفتم .. با توجه به این که نیوشا هم پنج ساله ازدواج کرده ..
تا اینکه دیروز همسرم گفت من میخواستم نیوشا رو سرکار بذارم داشت درد و دل میکرد و از شوهرش گلایه داشت .. گفتم طلاق بگیر بیا زن دومم شو .. اونم جدی گرفت و گفت نه دیگه دیر شده و تو با ارام ازدواج کردی و این حرفا .. که همسرمم بهش میگه شوخی کردم و قضیه تموم میشه ..
من برای کارهام از ایمیل همسرم استفاده میکنم .. دیروز رفتم تو ایمیلش و دیدم این خانوم چند تا براش پیام گذاشته که دلم برات تنگ شده عشقم و کاش میدیدم .. عاشقتم .. حیف که دیر شده حاضرم همه چیزمو بدم و یه بار دیگه ببینمت و کلی حرف عاشقانه ی دیگه ..
من به همسرم گفتم و ایشون گفت که تو از طرف من خطائی ندیدی و من باهاش کاری ندارم .. در ضمن ارشیو تمام حرفاشونم پاک میکنه و با این حال به من میگه هر وقت دوس داشتی برو چک کن ..
من خیلی گیج شدم .. تو زندگیم به خاطر همسرم از خیلی چیزا گذشتم و حالا این فکر داره دیوونه م میکنه که نکنه بهم خیانت کنه ؟! چیکار کنم ؟! خواهش میکنم راهنماییم کنید ..