به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    4,421
    سطح
    42
    Points: 4,421, Level: 42
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    182

    تشکرشده 174 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array

    شوهرم كه قبل از ازدواج وازكتومي كرده و من بي اطلاع بودم حالا ديگه ناسازگاري ميكنه!

    سلام
    اميدوارم منو به خاطر داشته باشين.
    لينك زير تاپيك قبلي منه.
    http://www.hamdardi.net/thread-23878.html
    يه مختصري از زندگيم را ميگم:
    7 ساله كه ازدواج كردم و 2 سالي هم نامزد بوديم.همسرم ازدواج دومش بود.از ازدواج قبليش 2 تا بچه داشت كه پيش مادرشون خارج از كشور هستن.چند ماهي ميشه كه فهميدم شوهرم قبل از ازدواج با من وازكتومي كرده و به من نگفته.در طول اين چند سال زندگي مشترك هر وقت موضوع بچه مطرح ميشد ميگفت بچه نميخواد ولي براي اينكه من به زندگي دلگرم باشم هر چيزي كه خريديم به اسم من ميخريم.
    حالا كه فهميدم وازكتومي كرده و علتش را ازش جويا شدم به جاي اينكه از من دلجوئي كنه ميگه بايد اون اموال مثلا باغ شمال را به نام خودم بزني.حدود 3 ماهي ميشه كه كاملا ناسازگاري ميكنه شب هر وقت دوست داره مياد خونه ساعت 11:30 يا حتي ديرتر. بهم پول نميده براي خونه خرج نميكنه.هيچ تفريحي نداريم با توجه به اينكه ما توي تهران غريبيم خيلي دارم اذيت ميشم.ميگه تا وقتي به حرفم گوش ندي همين وضعه حق اعتراض هم نداري.
    فقط توي رابطه مصر هست.اگه بهش رو نشون ندم با دعوا و عصبانيت و تهديد به هدفش ميرسه.
    ديگه از اين وضع خسته شدم همش بايد به همه خواسته هاش تن بدم.بهم هزارتا حرف و صفت نسبت ميده مثلا حريص و طماع بعدش ميخواد باهام بخوابه.
    حسابي كم آوردم .يه مدتي گفتم فقط بهش محبت كنم تا سر عقل بياد ولي بدتر شد بهم گفت فكر كردي به خواسته من بيخيال باشي من كم كم فراموش ميكنم به هيچ وجه.
    حالا ديگه كمتر به بچه فكر ميكنم و سعي ميكنم سرنوشتم بدونم و به زندگيم بچسبم. ولي اون همش شرايط را براي من سخت ميكنه.
    بعضي مواقع به طلاق فكر ميكنم.
    خواهشا كمكم كنيد.


  2. 2 کاربر از پست مفید khoshkhabar تشکرکرده اند .

    khoshkhabar (دوشنبه 13 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خيلى به خودكشى فكر ميكنم
    توسط Somebody20 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 96, 09:08
  2. احساس ميكنم ديكه هيج ارزشي واسه نامزدم ندارم
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 09:29
  3. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 مرداد 91, 15:15
  4. شوهرم قبل از ازدواج وازكتومي كرده و من بي اطلاع بودم
    توسط khoshkhabar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 70
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 فروردین 91, 00:43

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.