به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 08 دی 91 [ 23:03]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    1,252
    سطح
    19
    Points: 1,252, Level: 19
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    457

    تشکرشده 463 در 95 پست

    Rep Power
    26
    Array

    آيا رفتارهاي من فاقد جذابيتهاي زنانه و آسيب زا است ؟

    سلام .
    من 26 ساله و همسرم 31 ساله . عقد كرده هستيم .
    تابستان گذشته بعد از يك دوره طولاني شناخت عقد كرديم .
    بعد از عقدم يك شرايط روحي خاصي رو گذروندم ، يك جورايي بدون هيچ دليلي (شايد ترس از ازدواج و دور ماندن از اهداف تحصيلي ) از ازدواج پشيمون شدم . ( نه از انتخابم ) .
    تاپيك باز كردم . حرفهام رو گفتم و اون شرايط رو به خوبي پشت سر گذاشتم .
    الان بي نهايت از انتخابم راضيم و زندگيم رو دوست دارم .
    اما دغدغه اين روزهاي من :
    من از بچگيم تقريبا متفاوت از بچه هاي هم سن و سالم بودم . گرايشات پسرانه و روحيات اونها رو نداشتم . اما دخترونه هم نبودم . من از بچگيم عاقل بودم . بزرگتر از سنم رفتار كردم . مادر من هميشه ميگن به ياد ندارن توي كل دوران بچگيم يك روز عروسك بازي كرده باشم . هميشه توي دلم ميگفتم خوب اين كه الكيه براي چي باهاش بازي كنم ؟
    4 سالم بود كه خوندن و نوشتن ياد گرفتم و 5 سالگي كلي شهر سهراب ، حافظ و متون سعدي حفظ بودم . همه تفريحم شعر خوندن و نگاه ستاره ها از تلسكوپم بود و اينكه حتما هر روز روزنامه و كتاب بخونم . من اينطوري بزرگ شدم و اينطوري موندم .
    الان من يك دختر 26 ساله هستم . اما به ياد ندارم يك روز مثل بقيه دخترها بوده باشم . من حتي بلد نيستم آرايش كنم . (چند بار كلاس رفتم اما ياد نگرفتم )
    ا دوستي توي تاپيكشون گفته بودن هر روز موهاشون رو اتو ميكشن و ....
    خوش به سعادتشون كه اين روحيه رو دارن .
    من واقعا نميدونم چطوري ميشه آدم يادش بمونه كه موهاشو اتو كنه.
    آدم با انرژي هستم . اما مثل خيلي دخترها شر و شيطون نيستم . هنوزم با خريد يه كتاب خيلي بيشتر ذوق ميكنم تا يه لباس .
    همسرمم خيلي شبيه خودمه . ما محبت كردن رو خيلي خوب بلديم . اما :
    چند وقته تقريبا تمام مقاله ها و تاپيك هاي اين سايت رو ميخونم . توي تاپيك خاطرات عاشقانه خيلي چيزها ديدم كه برام جالب بود .
    مثلا يه بزرگواري گفته بودن وقت ملاقات با پزشكشون داشتن ، همسرشون مرخصي گرفته بودن با ايشون اومده بودن و دوباره برگشته بودن . اين نهايت لطف همسر ايشونه و ميدونم اين بزرگوار اصلا خودشون درخواست نكرده بودن . اما در مخيله من چنين چيزي نميگنجه . من ميگم ازدواج كردم اما قرار نيست كاري كه خودم تا حالا تنهايي انجام ميدادم از همسرم به جرم اينكه شوهرمه بخوام .
    يعني من حتي اين اخلاق رو هم ندارم كه به همسرم بگم ميخوام دكتر برم . مگر اينكه قضيه خيلي خيلي جدي باشه .
    همسرم الويت اول زندگي من هستند و من هم براي ايشون همينطور ،‌ اما من واقعا توقع خاصي از همسرم ندارم .
    اين روزها كه دنبال خونه هستيم من بيشتر از همسرم به املاك سر ميزنم و دوندگي ميكنم چون وقت من آزادتره . خيلي ها ميگن كه نرو . اما من ميگم اين كار بايد انجام شه چه فرقي داره من يا ايشون .
    همه اين مثالهارو گفتم تا روحيات منو بشناسيد . الان توي زندگيم هيچ ايرادي نمي بينم اما خيليها ميگن به مشكل برميخوري .
    با توجه به اينكه شخصيتا آدم طنازي نيستم (اما از لحاظ عاطفي آدم غني اي هستم ) و هميشه هم اين تفاوت رو بين خودم و هم جنسها و هم سنهام ديدم و اونها هم اعتراف كردن ، به نظر شما مشكلي زندگي منو تهديد ميكنه ؟

    شايد همه حرف دل من اين باشه : همه هنر من مطالعه و علم آموزي بوده . تو زمينه خيلي مسائل از دخترهاي 14 ساله هم عقبترم . زندگي با دختري كه عشوه و طنازي نداره خسته كننده است ؟
    يه جورايي جلوي دخترهاي خيلي بزك كرده حسرت ميخورم كه كاش منم مثل اونها بودم . اما باور كنيد اصلا تو ذات من نيست . نميتونم . نميشه .
    برنامه ميزارم كه يه كم خانومتر بشم ، باز يادم ميره . يه روز كه همسرم مياد خونمون من دامن ميپوشم ، رواني ميشم وسطش ميرم عوض ميكنم شلوار ميپوشم ميگم آخيش راحت شدم .
    راستش اصلا كارهاي اينطوري به من نمياد !!!!

    ممنون ميشم نظرتون رو بدونم . باور كنيد اين دغدغه ها نگرانم كرده . ممنون .



  2. 3 کاربر از پست مفید بهار رهنورد تشکرکرده اند .

    بهار رهنورد (چهارشنبه 06 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. **** چه دانم های بسيار است ليکن من نمي دانم ...... **
    توسط فرشته مهربان در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 08 خرداد 95, 00:26
  2. به بن بست رسيدم . كمك كنيد دوباره بلند شم
    توسط mehraneh67 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 26 مهر 92, 23:36
  3. همسرم بسيار سرد است
    توسط جوانزاده در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 بهمن 91, 14:15
  4. شوهرم بسيار حساس، ريزبين و بدبين است. بسيار به كمكتون نياز دارم.
    توسط به دنبال محبت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 فروردین 91, 03:39
  5. صداقت يا سياست ؟ نظرشما چيه؟
    توسط baby در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 22 فروردین 88, 22:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.