چه کسی برات از ایشان خبر می آورد ؟
و چرا ؟
این به هم ریختگی گاه به گاه به دلیل همین خبرهای گاه به گاه نیست ؟
ضمن اینکه دوره ی سوگواری تو اگر خودت و دیگران انگولکت نکنند هنوز تموم نشده . اندکی صبر اما بدون دریافت هیچ خبر تازه ای و بدون انگولک.
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
چه کسی برات از ایشان خبر می آورد ؟
و چرا ؟
این به هم ریختگی گاه به گاه به دلیل همین خبرهای گاه به گاه نیست ؟
ضمن اینکه دوره ی سوگواری تو اگر خودت و دیگران انگولکت نکنند هنوز تموم نشده . اندکی صبر اما بدون دریافت هیچ خبر تازه ای و بدون انگولک.
ani (یکشنبه 28 اسفند 90)
تشکرشده 4,871 در 817 پست
با تشكر
گاهي اوقات در محيطي كه هستم از رفتارها متوجه مي شوم.
گاهي اوقات خوابهاي آشفته ميبينم.
گاهي اوقات هم از دوستان خبر مي رسد.
تشکرشده 4,871 در 817 پست
نوشته اصلی توسط سارا بانو
سرافراز (یکشنبه 27 فروردین 91)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
سرافرازجان به جمله ای که از خودت نقل قول میکنم دقت کن.
دیدی عزیزم..این جا هم داری سخت میگیری..اینجا هم میخوای اون اقا خیلی قوی و محکم باشه و هیچ چیز بهمش نریزه.ترجيح مي دادم انقدر قوي باشه كه همه مشكلاتش رو بي دغدغه حل كنه. دوست داشتم جذبه بيشتري به خرج مي داد كه من مطمئن ميشدم هيچ چيز بهمش نمي ريزه.
چرا همچین چیزی دلت میخواد؟
بخاطراینکه اول دیدی ادمی هست که شخصیت قوی و خوبی داره حالا نمیخوای ذهنیت قشنگی که ازش ساختی خراب بشه؟
یا اینکه دوست نداری رنج بکشه بخاطر علاقه ای که بهش داری؟
اگه مورد اوله باید بگم اتفاقا خیلی خیلی خوبه که تو با این حقایق اشنا بشی و ببینی اون ادم شاید با تصویری که تو ازش تو ذهنت ساختی مطابقت کامل نداره...نمیشه تو انتظار داشته باشی اون اقا فوق العاده قوی باشه چون تو ادم قوی میپسندی و دلت میخواد اون همونجور قوی تو ذهنت بمونه
اما اگه مورد دوم هست میدونی یاد دوست داشتن زورکی افتادم...یاد پدرم که مثلا زور زوری میگه فلان کارو بکن به نفعته..اینجور وقتا ادم دلش میخواد اونو همینطوری که هست بپذیرن با تموم ضعفاش.این خوشایندتره..حتما اون اقا هم دلش نمیخواد در نظر تو یه ادم ضعیف باشه که تو مدام ارزو میکنی که ای کاش قویتر بود...اون همینه و شاید مشکلاتی که سر راهشه برای تعالیش باشه...
شاید تو مشکلات اون اقا هم حکمتی هست و نفعی براش وجود داره..شاید قراره با حل کردنشون قویتر بشه و هزاران شاید دیگه.
بهار.زندگی (یکشنبه 27 فروردین 91)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
سرافراز عزیزم
با تو بر سر معنا و واژه ی حس مسئولیت رسما مشکل دارم .
اما چرا ؟
مسئولیت را تعریف کن .
آیا در تعریف مسئولیت پذیری نیاز به هارمونی هست یا نه ؟
و اگر نیاز هست اما هارمونی وجود ندارد باز هم مسئولیت و مسئولیت پذیری تعریف می شود ؟ ( هارمونی به لحاظ فکر- احساس - عملکرد )
به نظر تو اسم این چیزی که صاحب هارمونی نیست اما تو مسئولیت می نامی چیست و تعریف درست آن چیست ؟
یافتن تعریف درست و با واژه ای درست به نظر من یکی از نکات توست که می تواند به تو کمک کند .
و نکته
تو قبل از اینکه نسبت به غیر احساس مسئولیت بکنی باید نسبت به خودت مسئول باشی در نتیجه اگر به چنین نتیجه ای رسیدی می توانی از دوستان خواهش کنی به سلامت روانی تو و بحرانی که در آن به سر می بری احترام بگذارند و ترا درک کنند و مسائل ایشان را به تو منتقل نکنند و........
ani (یکشنبه 28 اسفند 90)
تشکرشده 4,871 در 817 پست
جواب بهار:
حقیقت اینه چون خیلی دوستش دارم نمی خوام زجر بکشه... خودشم دوست نداره زجر بکشه...(اصلا کی دوست داره زجر بکشه؟؟)
حالا این حرف درست... چه نتیجه ای میشه گرفت؟ من مجبورش کردم قوی باشه؟
***********
جواب آنی:
مسئولیت برای من در مقابل ایشون این معنی رو داره که اگر شرایط، امکانات و موقعیت داشتم از هیچ کمکی برای ایشون دریغ نمی کردم و چون در حال حاضر و با شرایط موجود،کاری نمی تونم انجام بدم فقط ناراحتیش برام می مونه و بقول بهار ناراحت از اینکه چرا انقدر زجر میکشه. حالا شما اگر فکر می کنید تعریف دیگه ای باید بشه من سراپا گوشم.
در اینکه قضایای ایشون برای تعالی ایشون هست قطعا شکی نیست. من هم خیلی وقته دخالتی نمی کنم.
درضمن من که همه زندگی خودم رو صرف پرداختن به مشکلات ایشون نمی کنم! من متوجه هستم که خودم هم باید برای خودم کاری بکنم. اما بقول آقای sci شاید یکی از دلایل وصل موندن من به این قضیه ناتمام موندن اون هست. حتی این امکان رو هم میدم که این ناتمام موندن قضیه برای اون آقا هم اتفاق افتاده باشه. هرچند که ایشون سرگرم حل مشکلاتشون هستند.
از تجزیه و تحلیل های شما دوستان عزیزم بی نهایت ممنونم. امیدوارم گره های کور این ماجرا به همین شیوه برای من باز بشه.
متشکرم
سرافراز (دوشنبه 29 اسفند 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
عشق، شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
سلام!
يكبار چند خطي برايت نوشتم. ولي پاك كردم و ارسالش نكردم. تازگي ها پست گذاشتن برايم سخت شده. مي ترسم راهنمايي اشتباه بكنم.
ولي چقدر اين جريان شما من رو ياد پارسال خودم انداخت. احساسات به كسي كه ناگهان متوجه مي شوي مشكل بزرگي رو بر دوش مي كشد. و با عقلت هم كه مي سنجي مي بيني ازدواج صحيح نيست. ولي به جز وابستگي اين احساس مسئوليت يا هر چيزي كه اسمش رو بگذاري زجرت مي دهد.
و چقدر اين قضيه روي آدم تاثير مي گذارد. ماه ها گرفتارت مي كند. دوست داري يك كاري برايش بكني. دستش رو در مشكلات بگيري.
ولي چرا؟ فقط چون احساس مسئوليت مي كني؟ فقط چون عذاب وجدان داري كه نبايد او رو تنها بگذاري؟ مگر تو اين مشكلات رو براي او درست كردي كه حالا بخواهي حلشون كني؟
تو هم مشكلات خودت رو داري! نمي تواني جاي كس ديگر زندگي كني.
او هم بايد با اين مشكلاتش كنار بيايد.
بايد ببيني با همين مشكلاتش او رو مي خواهي يا نه. و اينكه او تو رو مي خواست يا نه.
شايد يك سناريو در ذهنت بسازي كه در آن تو به او كمك مي كني و مشكلاتش حل مي شوند و با هم ازدواج مي كنيد و خوش بخت مي شويد. ولي مشكل اينجاست كه ما آدمها وقتي در مشكلات هستيم گاهي هر كس دست ياري دراز كند مي گيريم. حالا اگر كلي انرژي گذاشتي و مشكلش حل شد و تشكري هم كرد و گفت خداحافظ، اون وقت چي...؟
نمي دانم. با اين اطلاعات كمي كه داريم نظر دادن سخت هست. حرفهاي من رو بيشتر يك همدلي بدان. خودت بهترين تصميم رو بگير.
مشخص هست كه چيزهايي رو تجربه مي كني كه تا حدودي من هم تجربه كردم. رابطه تمام شده. واي توي دلت هنوز داري به رابطه ادامه مي دهي و فكرت مشغول است.
به هر حال مي گذرد. ولي سعي كت بهترين درس رو بگيري.
موفق باشي.
hamed65 (دوشنبه 29 اسفند 90)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
تو مجبورش نکردی قوی باشه هر چند شاید اگه در دسترست بود اینکارو میکردی اما الان که نمیتونی اینکارو کنی حرص میخوری که چرا قوی نیست.حالا این حرف درست... چه نتیجه ای میشه گرفت؟ من مجبورش کردم قوی باشه؟
ببین سرافراز اقایx همین قدر قویه که میبینی شاید اگه قویتر بود به جاش یه عیب دیگه داشت.خوب این فقط وظیفه خودشه که قویتر بشه.نه تو.چون تو هیچ نسبتی باهاش نداری.
ضمنا اون اقا خودش تصمیم گرفته تنهایی به مشکلاتش برسه
احساس كرديم كمك كردن ما به همديگر خودش داره مشكل جديد ايجاد مي كنه و اين شد كه ايشون تصميم گرفتند به تنهايي ريشه مشكلات خودشون رو از بين ببرند.
خوب تو الان داری حرص میخوری در حالی که اصلا شاید اون اقا تو ذهنش و شاید تو زندگیش یه نفر دیگه رو جانشین تو کرده باشه.
چرا ناتموم موند..همه سعی و تلاشت رو مگه انجام ندادی تا الان حسرت نخوری...یکی از دلایل وصل موندن من به این قضیه ناتمام موندن اون هست.
دوسش داری؟
دلت براش میسوزه؟
میگی کاش قوی بود تا مشکلاتو حل میکرد تا الان با هم بودیم؟اره؟
اگه جوابت اره است..پس کاشهای منو هم اضافه کن..کاش اونی که میخواستیم شرایطتش درست میشد..کاش اون رنج و عذاب وحشتناک بهم تحمیل نمیشد.کاش نامزد نازنین خوب بود.کاش همسر رز 7 دلمرده نبود.کاش به اقای...خیانت نشده بود.کاش بین ادما انقد فاصله نمی افتاد....کاش اگه میدونستم عاقبتش چی میشه شروع نکرده بودم و ای کاشهای بزرگتری که نمیشه اینجا نوشت.
زندگی مطابق میل ما نیست سرافراز..که اگه بود نه اون اقاضعیف بود نه من اینجا بودم نه این همه عضو تو همدردی از تلخی زندگیشون میگفتن.
باید پذیرفت.همیـــــــــن
بهار.زندگی (یکشنبه 27 فروردین 91)
تشکرشده 4,871 در 817 پست
نه گلم درست نيست... من همچين فكري نمي كنم. من غم رو ارزش نمي دونم. دوستان راهكارهاي خوبي دادند و فكر مي كنم عمده مشكل من در بخش مسئوليت پذيري من هست كه براي من غم و اندوه ايجاد مي كنه.
از حامد هم بخاطر جملات زيباش متشكرم.
بايد يك برنامه هايي براي خودم بچينم و مي خوام كم كم ذهنم رو آماده كنم كه اين احساس مسئوليت پذيري رو از بين ببرم. شايد گره كور مشكل من همينجا باشه. بايد به اون آدم هم به شكل يك آدم عادي مثل هزاران هزار آدمي كه توي زندگيشون مشكل دارند و من كاري نمي تونم براشون انجام بدم نگاه كنم. اين كار رو انجام ميدم و تغييرات حال خودم رو مشاهده مي كنم و اگر به نتيجه نرسيدم راههاي ديگر رو امتحان مي كنم.
ممنون كه به فكر مني عزيزم
برات سال خوشي رو آرزو مي كنم...![]()
سرافراز (سه شنبه 01 فروردین 91)
تشکرشده 4,871 در 817 پست
سلام به همه دوستان گلم... در اين تاپيك سال نو رو به همتون تبريك ميگم.
امسال تصميم گرفتم رويكرد جديدي در زندگي در پيش بگيرم و از راهنمايي تك تك شما دوستان واقعا بهره بردم. از مجموع حرفهاي شما به نكاتي رسيدم كه انشاءالله و به ياري خدا اونها رو كم كم اجرايي مي كنم. ممكنه همچنان به كمك نياز داشته پيدا كنم دراينصورت بازم مزاحمتون ميشم و ازتون ميخوام با حرفهاي قشنگتون بهم در اجراي تصميمم قدرت و نيرو بديد.
براتون آرزوي سعادت، خوشبختي، سلامت و شادي روز افزون دارم.
![]()
سرافراز (یکشنبه 27 فروردین 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)