به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 37

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 فروردین 91 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1390-12-10
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    835
    سطح
    15
    Points: 835, Level: 15
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 38 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    یه مردهستم که دلم داره می ترکه

    باسلام وخسته نباشید وتشکر از سایت مفیدتون
    مردی 30 ساله هستم .سال 81 وارد دانشگاه شدم و با خانومی از همکلاسی هام آشنا شدم .این آشنائی 4 سال طول کشید وما 85 با هم عقد شدیم.سه سال نامزد بودیم و 88 با هم ازدواج کردیم.خانمم اهل تهران بود ومن هم اهل شهرستان.زمان عقد شرط انتخاب محل زندگی رو به خانومم دادم.زندگی شروع شد و با هم زندگی خوبی داشتیم .عاشق هم بودیم تا اینکه بعد از یکسال پدرزنم برای زنم یه اپارتمان تو کرج خرید وقرار شد قسط آپارتمان رو زنم پرداخت کنه از اون روز دیگه روزخوش ندیدیم.زنم بعد از کار به تدریس می پرداخت وشب دیر به خونه میومد تذکر های من کارساز نبود وهروقت اعتراض می کردم می گفت ماهانه فلان قدر بده تا قسطم عقب نمونه منم دیر نمیام خونه.زندگیمون با اینکه عاشق هم بودیم جهنم شد.کم کم زنم از نداشته های من انتقاد می کرد ودرخواست امکانات بیشتر می کرد.آروم آروم خونواده زنم هم وارد این ماجرا شدن وگفتن تو امکانات کمی داری و هر چی من می گفتم تازه شروع زندگیه وفرصت بدین تا سر وسامون بدم کسی گوش نمی کرد.(البته وضعیت زیاد هم بد نبود من مهندس مکانیک هستم وخونه استیجاری من کوچیک بود.آخه من همه چیرو از صفر شروع کرده بودم)اینقدر دوستش داشتم که بهخاطرش همه پل های پشت سرمو رو شکونده بودم.تا اینکه عید سال 90 که از مسافرت اومدیم زنم گفت :ببین من با نداری نمیتونم بسازم من میرم تا تو وضعیت بهتر که شد بیام.واسه همیشه رفت ودر عرض چند ماه طلاق گرفت و الانم مهریه داره میگیره.من یه کاری کردم چون ایمیل و پسوردشو میدونستم1 ماه بعد طلاق رفتم تا ایمیلشو ببینم.دیدم با چند تا پسر در ارتباطه عکس میده میگیره حتی تلفنی با هم حرف میزنن وچندبار هم قرار حضوری داشته.حالا سوال من اینه : من این همه ازش بدی دیدم ومیدونم که منو به این زودی فراموش کرده با این همه خاطره خوب (ما با هم مکه هم رفتیم) چرا بازم اینقدر عاشقشم ودارم دیوونه میشم.چرا من نمیتونم فراموشش کنم وهمش چشم انتظارشم.زندگی من کاملا مختل شده .لطفا کمکم کنید یه چیزی بگین تا تسکین پیدا کنم یه چیزی بگین تا ازش بدم بیاد. ممنونم

  2. 3 کاربر از پست مفید salehi1360 تشکرکرده اند .

    noamooz (شنبه 09 فروردین 93), salehi1360 (چهارشنبه 02 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.