مهرنوش جان! شما یک سال و نیم پیش اومدی اینجا و بچه ها راهنمایی های خوبی به شما کردند که جدای از مساله ی همسرت؛ این آقا گزینه ی مناسبی برای شما نیست! اما شما گفتید که من در طی این یک سال عاشق شدم. البته
خوب میفهمم که احساس شما حتی آن زمان هم عشق نبوده؛ بلکه شور و هیجان و تاب عمیقی بوده که در شما به دلیل دوری از همدیگه؛ قرارنداشتن زیر یک سقف و حس نکردن مشکلات و مسائل ریز و درشت و همین طور ارتباط جنسی بوده که با یه فرد جدید برقرار میشده و تمایلاتی که حتی وقتی روزهای نخستین با همسرتون بودید هم تجربه کرده اید!
اینکه ما بگیم این آقا احساساتی و هیجانی هستند؛ جای خود؛ اما
شما احساساتی تر و هیجانی تر هستید و مثل اینکه تصمیمات مهم زندگی تون رو هم بر پایه ی همین احساسات میگیرید.
شما قبل از اینکه واقعا طلاق گرفته باشید فقط به دلیل اینکه حس قویه مادرانه درونتون شکل گرفته بوده؛ از همسرتون خواستار بچه دار شدن میشید و درست توی همون مواقع میرید و توی نت با مرده دیگه ای آشنا میشید و ارتباط احساسی برقرار میکنید و بعدها صیغه ی ایشون میشید و به دلیل اینکه در شرایط و محیط جدید با مرد جدیدی ارتباط برقرار میکنید؛ فکر میکنید که حالا! خیلی هم موضوع بچه برام مهم نبوده و میتونستم حتی با بی فرزندی هم کنار بیام اما ارتباط جنسی مون هم خیلی خوب نبود!!!!!! با همسرم بعدها به خاطر مشکلات سر این مساله به مشکل برخوردیم؟!!!
به نظرتون با یه مرد بیکار که از صبح تا شب توی خونه است و خود این بیکاری هزاران مشکل و مساله به وجود میاره؛ مثل همین بی اعتمادی!
شما بعدها فکر نخواهید که همسرم که حالا از صبح توی خونه است؛ من هم که سرکارم؛ نکنه الان توی نت داره با کس دیگه ای صحبت میکنه؟ یا همسرتون فکر نمیکنن نکنه این زن؛ بخواد بخاطر یک سری مشکلات مرد دیگه ای ارتباط بگیره در حالی که با من ازدواج کرده؟!
یا هزاران مساله ی دیگه مثل اعتیاد به نت؛ اعتیاد به دیدن فیلم های مخرب، فکرهای مختلف؛ توقعات ایشون از همسرشون (خب؛ خودشون توی خونه بودن؛ سرحال، بانشاط؛ تمیز، شما تازه از سر کار رسیدید؛ خسته اید، باید خونه رو مرتب کنید و غذا بذارید اما ایشون از شما توقع دارن همیشه تمیز باشید، شاداب باشید، نیازهای جنسی شون رو در هر زمانی برآورده کنید!)
عزیزم؛ تکلیفت رو با خودت روشن کن!
میخوای که منطقی تصمیم بگیری؟ باید بیشتر فکر کنی! در ضمن همسر سابق شما از موضوع صیغه ی شما مطلع هستند؟ باید خیلی محتاطانه رفتار کنید؛ به نظرتون واکنش همسر شما وقتی بدونن شما در طی این مدت با مرد دیگه ای بوده اید چگونه خواهد بود؟
------
به همه ی این مسائل؛ مساله ی رفت و آمد با خانواده ها و توقعات هر کدوم از شماها و مخالفت اونها رو هم اضافه کنید. و
باز در آخر این جمله " رو فراموش نکنید؛ شرایط من با شما فرق داره؛ من مجردم و شما مطلقه" این ندای کوچیک بعد از ازدواج تبدیل به فریاد خواهد شد!
آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)