دوستان عزیز چرا کمکم نمی کنید؟
حال مادر بزرگم اصلا خوب نیست یعنی هر لحظه منتظر مرگش هستیم چند روز تو icu بود بعد دکترها جوابش کردند مادر بزرگی که خیلی برایمان عزیز است نمی دانید چقدر من و همسرم را دوست داشت چند روزی پیش همش سراغ همسرم را می گرفت وقتی فهمید که هنوز آشتی نکردیم حالش بدتر شد همسرم هم با اینکه او را خیلی دوست داشت ولی به دیدنش نمی آید فقط یکبار در بیمارستان به ملاقاتش آمد می ترسم مادربزرگم فوت کند و همسرم در مراسم تدفین هم شرکت نکند اونوقت کینه توزی و دشمن تراشی بین دو خانواده بیشتر از این شود آخه دو سه ماه پیش عموی عزیزم در سن چهل سالگی به علت ایست قلبی فوت کرد و نه همسرم و نه خانواده اش در مراسم شرکت نکردند حتی یه تسلیت به پدر من نگفتند به همین علت بعید نیست که باز هم شرکت نکنند تو رو خدا بگید چیکار کنم اگه خودم بخوام برگردم سر خونه و زندگیم کار درستی کردم یا نه ؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)