ممنوم از راهنماییتوننوشته اصلی توسط farnaz1
قرار هست تا فراهم شدن شرایط رابطرو قطع کنیم
تشکرشده 261 در 69 پست
ممنوم از راهنماییتوننوشته اصلی توسط farnaz1
قرار هست تا فراهم شدن شرایط رابطرو قطع کنیم
لیک چون باید این دم گذرد,
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.
d r e a m (یکشنبه 27 آذر 90)
تشکرشده 123 در 38 پست
با سلام
فکر میکنم این تاپیک هم جزو به نتیجه رسیده ها محسوب بشه.
در اینصورت از مدیران میخوام که این تاپیک رو اعلام بکنند.
![]()
تشکرشده 0 در 0 پست
18 سالمه الان 1 سال میشه که باهاش آشنا شدم خیلی هم دیگرو دوست داریم و خیلی هم با هم خوبیم.
ولی من یه مشکلی دارم اونم این که میترسم از مردا میترسم از این که از روی علاقه ای که بهم داره بخواد نزدیکم شه میترسم همیشه از بچگی میترسیدم واسه همینم اصلا به ازدواج فکر نمیکنم اگرم باهاش دوست شدم خیالم از این راحت بود که اون یه شهر دیگه است و دوره از من
اون باعث شد دیدم یه کم بهتر شه چون تو این 1 سال واقعا چیزی ازش ندیدم تا این که چندروز پیش فقط حرف زد از این که چقدر دوسم داره و این که....
از اون روز بهم ریختم بهش گفتم اداهمه ندیم ولی اون التماسم میکنه و میگه دوسم داره قسم خورد دیگه حرفی راجبش نزنه فقط میخاد کمکم کنه
به من بگین با این ترسم چیکار کنم لطفا پیگیری کنین خواهش میکنم
تشکرشده 950 در 237 پست
سعیدجان سلام
برای مشکلت یه تاپیک جدید بازکن عزیزم.
صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم
[size=medium]
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
[/size]
tasnime_elahi (پنجشنبه 08 دی 90)
تشکرشده 2 در 2 پست
از اونجایی که احساس میشه فرد عاقلی هستین
یکم فکر کنین ! اگه به دو کلام حرف دین گوش کنیم استارت این جور جریانات هم نمیخوره
حالا خدا کنه بدتر نشه
بعضی مواقع به جاهای خیلی بدی میرسه
عاقلانه تر فکر کنید
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
با سلام،
این تاپیک خوشبختانه به نتیجه رسیده است.
dream گرامی، برایتان آرزوی موفقیت می کنم.
hamed65 (شنبه 22 بهمن 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)