دوستان عزیز
توی این مدت توهین ها و بی احترامی های همسرم خیلی تاثیر منفی روم گذاشته.
جوری که خیلی دارم سرد میشم نسبت یهش و وابستگی که دیگه ندارم هیچ، بیشتر دوست دارم روزهامو با دیگران بگذرونم تا با همسرم.
دوست دارم بیشتر خونه خودمون باشم تا نامزدم.
دیگه حرفا و بی محلی های مقطعیش روم تاثیر نمی ذاره (حرص نمی خورم)
اصلا حتی یه قطره اشکم هم نمیاد. انقدر تغییر کردم که حتی خودشم میگه تو چرا یه جوریی شدی
نه بی احترامی بهش میکنم و نه حساسیت و نه هیچی .
اما دیگه اون ادم مهربون قبلی هم نیستم.
همه چیزو به دست خدا و زمان سپردم
تا الان هم اگه چیزی بگه که باعث ناراحتیم بشه با استفاده از رفتار جراتمندانه بهش فقط گوش زد کردم اما اصلا هم نشون ندادم که ناراحتم کرده (اخه ناراحت هم نمیشم فقط ناامیدم میکنه و سرد)
نمی گم توی این مدت هم اون بیخیال و بد بوده نه ، محبتش رو هم میکنه بجاش اما بیشتر احساس میکنم من شدم یه دوست واسش که کاری به کاریش نداره و فقط یه هم صحبته واقعا اینو احساس می کنم اصلا هیچ حسی ندارم که این همسر منه یا یه نقشی توی زندگیش دارم یا اونم یه نقشی توی زندگیم داره
واقعا احساس میکنم یه دوست معمولیم براش (حتی یه دوست عاشق هم نه ) یه دوست معمولی
نمی دونم این وضع خوبه یا بد؟
هدفم از نوشتن اینا این بود که نظر شما رو در مورد نحوه برخوردم چیه؟ (البته نحوه برخوردم خودش اینطوری به وجود اومده یعنی فیلم بازی کردن واسه همسرم نیست خود رفتارم اینطوری شده.)
آیا اینجوری درسته یا غلط؟






علاقه مندی ها (Bookmarks)