من با اينكه شاغلم تازگي ها كه هوا سرد شده هفته اي يك يا دوبار براي مهدي جونم آش رشته درست مي كنم.
مهدي جونموقتي از در مي ياد تو و حسابي يخ كرده و خسته است. با تعجب مي گه آخ جون آش داريم و كلي ذوق زده مي شه.
بعدم من را ميبوسه و مي گه قربون كدبانوم برم.









وقتي از در مي ياد تو و حسابي يخ كرده و خسته است. با تعجب مي گه آخ جون آش داريم و كلي ذوق زده مي شه.
بعدم من را ميبوسه و مي گه قربون كدبانوم برم.






میشه ما هم بیایم اینجا از کم هزینه ترین کارها برای حفظ رابطه بگیم؟؟

حتی اگه مامانم پس اش میزد باز نا امید نمیشد و با لبخند بهش نزدیک میشد و نازش رو میکشید،چند بار این کار رو میکرد و بالاخره این مثل آبی بود روی آتیش و مادرم آروم میشد.
گفتم اخه چه بدی کردم تا حالا بی احترامی کردم یا ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)