به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 103
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 بهمن 91 [ 12:49]
    تاریخ عضویت
    1390-9-05
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,176
    سطح
    18
    Points: 1,176, Level: 18
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 74 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    خوشحالم برات
    منم امروز دارم میرم با همسرم صحبت کنم حرفهامو براش بگم حرفهاشو بشنوم
    به خواهرشوهرم گفتم ازش بخواد ساعت 4 عصر بهم زنگ بزنه ولی انقد ذوق کرد همین حالا زنگ زدش منم خیلی عادی برخورد کردم هی میگفت حرف بزنم دلم برات تنگ شده ... میخواستم بگم منم تنگ شده ... ولی خودمو کنترل کردم رسمی بهش گفتم ساعت چهار بقیه حرفهامو میزنم خداحافظ

    خوشحالم 5 روزه ندیدمش
    [poem] تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن که محتاج دعایم من[/poem]

  2. 2 کاربر از پست مفید zahra52 تشکرکرده اند .

    zahra52 (دوشنبه 07 آذر 90)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    كوتاه نيا سنگات را وا بكن. احساساتي نشو.

    اين اشتباه بايد اشتباه آخرش باشه.

  4. کاربر روبرو از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده است .

    ليلا موفق (دوشنبه 07 آذر 90)

  5. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    آفتاب همدرد ، فرانک عزیز
    راستش همه وقتای این مشاور پره، به سختی دارم سعی میکنم خودمو بین مریضهاش جا کنم
    دعا کنین همه چی خراب نشه

    لیلا جونم
    برام دعا کن همه چی خوب پیش بره

    زهرا جون، خیلی خیلی برات خوشحالم و میدونم همه چی درست میشه عزیزم

  6. 3 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (دوشنبه 07 آذر 90)

  7. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    دوستای خوبم سلام
    دیشب تقریبا همه چی خوب بود
    علارغم اینکه قیافش تو همه و کمتر بهم محل میزاره (کاری که دلم میخواست ایندفعه من بکنم) ولی وقتی رسیدم خونه دیدم یه چیزایی نداریم و بهش زنگ زدم، گفت هرچی میخوای برام اس ام اس کن میخرم میارم
    منم براش لیست کردم و آخرش (طبق عادت و شیطنت همیشگیم که حتی مامانم اینا هم این کلمه رو خوب میشناسن) نوشتم و "یه چیز خوشمزه" و از اونجائیکه همیشه زنگ میزنه میگه چی بخرم و هنوز یاد نگرفته این یه سوپرابزه و حتی میتونه یه آب نبات چوبی باشه براش تو پرانتز نوشتم "به انتخاب خودت"
    از در اومد دیدم یه جعبه مثل جعبه کیک دستشه، بازش کردم یه قلب کوچولوی خیلی ناز بود، بازم دلم گرم شد و فهمیدم این همون "یه چیز خوشمزس"
    تقریبا خوب پیش رفتیم، هرچند مثل شب قبل گفت یه چیزی خوردم و شام نمیخوام، و منم شاممو قبل اینکه بیاد خورده بودم ولی کالباس خریده بود که به بهونه هوس کردن سفره انداختم که شام نخوردن تو خونه از سرش بیفته

    ولی جایی که همه این عیشهامو طیش کرد :
    دیروز و دیشب اینقدر زنگ زدم به این مرکز مشاوره که بالاخره ساعت 6:30 شب بهم گفت چهارشنبه 9صبح کنسل کرده و میتونم جایگزینت کنم، انگار دنبا رو بهم دادن
    آخر شب بهش گفتم اینقدر این منشی مرکز مشاوره رو کلافه کردم بالاخره برای چهارشنبه 9صبح بهمون وقت داد، هورا هورا
    برگشت گفت من نمیتونم بیام، گفتم چرا؟ گفت کار دارم
    گفتم مگه 10 نمیری مغازه، ما خیلی کارمون طول بکشه تا 9:30 ، اونجا هم که 5دقیقه راهه تا مغازه
    گفت نه
    گفتم چرا اینطوری میکنی؟ مگه برای کلسترولت صبح زود نمیرفتی ازمایشگاه؟ مگه از کارت نمیزدی میرفتی دکتر؟
    اینم یه دکتره دیگه، برای بیماری که افتاده تو زندگیمون
    بهش گفتم این همه استرس باید زودتر تموم شه پس نگو نمیام
    گفت امشب باید بریم بابامو از فرودگاه بیاریم، تا 3 صبح ممکنه درگیر باشیم
    گفتم یعنی فردا دیر میری سرکار؟ گفت نه، گفتم خب منم که باید 8 سرکار باشم، بالاخره که صبح باید بیدار شیم
    پس مشکلی نیست
    بهش گفتم امیدمو نا امید نکن، این یه قدمیه که باید دو نفری برداریم و یه دست صدا نداره
    بعدشم بغض کردم و قبل اینکه اشکم در بیاد بهش گفتم دیگه نگو نمیای، من اینو ازت میخوام که بیای
    شب بخیر گفتم و رفتم خوابیدم
    اینقدر بهم فشار اومده بود که دوباره قلب و معدم درد گرفت و خیلی طول کشید تا بخوابم، و اونم دیر اومد خوابید
    میترسم
    اگه واقعا نیاد چی؟
    چطوری راضیش کنم؟
    امشب که میدونم نمیشه باهاش حرف زد
    فردا میخوام بیدارش کنم و سعی کنم ببرمش، ولی میدونم اگه بد اخلاقی کنه یا داد بزنه یا توهین کنه ممکنه اول صبحی کنترلمو از دست بدم و جمله ای که دیشب تا نوک زبونم اومد و قورتش دادمو بهش بگم
    من میدونم چرا نمیاد
    چون میدونه محکومه،باید بیاد اونجا بخاطر همه کاراش خجالت بکشه
    برای اینه که نمیاد

    دیشب برگشته میگه، بابام زنگ زده گفته اینجا همه جنسا چینیه، از اونجا نفری 50تومن برای خودتون هرچی میخواین بخرین کادو کنین من به جای سوغاتی بهتون بدم (نیست اینجا همه جنسا آمریکایی اصله)
    اومدم بگم ، باشه منم گوشام مخملی، من که میدونم از خرچ سفرش تا ولیمش و اینم که دیگه رسما هدیشو پیکی دادین، من که میدونم پول نداری به من بدی چون بابات خرج داره
    بخدا کفرم در اومد، اینقدر سکوت کردم که واقعا فکر میکنه من احمقم، هرچند از نگاهی که بهش کردم فهمید دارم میگم گوش مخملی خودتی

    و دقیقا بخاطر همین مسائل (که هر خرجی میشه خودش و خواهر برادرش هندلش میکنن) بمن مشکوکه که دارم خرج خونوادمو میدم، دیشب وقتی گفت نمیام دلم میخواست همه اینا رو بهش بگم ولی سکوت کردم
    تو رو خدا بگین راهش چیه؟
    چکار کنم که کنترلمو از دست ندم؟

  8. 4 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (سه شنبه 08 آذر 90)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    شمیم جا خواهرم سلام
    امیدوارم اوضاع هرچه زودتر مرتب بشه
    فقط خواهشا" حتی اگ گفت نمیام این حرفها رو به هیچ عنوان بهش مطرح نکن . با زبون خوش ولی جراتمندانه ازش بخواه داد و بیداد ممنوع

  10. 3 کاربر از پست مفید sahra100 تشکرکرده اند .

    sahra100 (سه شنبه 08 آذر 90)

  11. #26
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    سلام شمیم جانم
    اخه دختر خوب سکوت چه فایده داره که همیشه فکر می کنی اگه سکوت کنی یعنی به همسرت لطف کردی و جلوی بحثو گرفتی
    به نظر من این همون مشکلی که تو داری
    وقتی سکوت می کنی بدتر خودتو روز به روز منفعل تر می کنی تا یه جا منفجر میشی
    سعی کن جراتمند رفتار کنی
    این راه حله
    طریفه گفتنت عالی بود و اینکه بهش فرصت دادی و همون موقع منتظر ok دادن به رفتن پیش مشاور نبودی
    این در واقع یعنی به عقاید اون هر چند در ظاهر احترام گذاشتی و این یعنی جراتمندی
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  12. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 08 آذر 90)

  13. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    مواظب باش عزیزم باز سر خود این ماجرای مشاوره رفتن جرو بحثی درست نشه.
    بهش بگو من که میدونم شما هم مثله من دوست داری یه زندگی پر از آرامش داشته باشی،خوشحال باشی و لذت ببری،پس بیا بریم ، شما که بافرهنگی و........(هندونه زیر بغل دادن و....)
    نمیدونم فلان دوستم رفته خیلی عالی بوده و.....
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  14. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 08 آذر 90)

  15. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    سلام
    شمیم جان نمی خوام نگرانت کنم اما واسه اینکه امادگی همه چیزو داشته باشی میگم
    اگه موفق به بردنش شدی و اومد ممکنه بگه اه این چه دکتری بود و خودش نمی فهمه و ... تو اصلا بهت بر نخوره چون این جور اقایونی که مشاوره نمیان می دونن که کم مقصر نبودن معلومه که برای اینکه تو حق به جانب نشی این حرفا رو بزنن
    اینو واسه این گفتم که ناامید نشی حتی اگه این حرفا رو شنیدی به خودت ارامش بده که خود همسرت می دونه که مقصره و داره از خودش ذفاع میکنه .
    اگر هم هیچ جوره نیومد خودت برو مشاوره بگو نمیاد حداقل به خودت کمک میکنه و با کمک اون می تونی زندگیتو عوض کنی
    موفق باشی دوست عزیز

  16. کاربر روبرو از پست مفید فرانک68 تشکرکرده است .

    فرانک68 (سه شنبه 08 آذر 90)

  17. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آذر 91 [ 11:00]
    تاریخ عضویت
    1390-7-21
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,151
    سطح
    18
    Points: 1,151, Level: 18
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 118 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    سلام
    شميم جان من هميشه تاپيكتو دنبال ميكنم واز نگرانيهات نگران واز شاديهات شاد ميشم .
    راستش من تجربه بصورت زندگي مشترك ندارم اما ميخواستم بهت يه چيزي بگم الان كه روابط حسنه است فكرنكن قراره معجزه بشه وهمه مشكلات حل بشه يكم زمان ميبره الان شايد لازم باشه يه مدت با حرف خوب وبا قربون وصدقه با همون روشهاي هندونه زير بغل گذاشتنا رو مخ شوهرت كاركني تا با قضيه مشاوره كنار بياد . دعا مكينم زندگيت شاد بشه ومشكلات زندگيتم حل بشه

  18. 2 کاربر از پست مفید ابتسام تشکرکرده اند .

    ابتسام (سه شنبه 08 آذر 90)

  19. #30
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: یه یاعلی دیگه برای نجات زندگیم

    سلام دوست عزیز،

    نقل قول نوشته اصلی توسط shamim_bahari2
    برام جای سواله که اسم این سایت همدردیه ولی تحمل همدردی رو نداره، کارشناسهای محترم غیر از جناب SCi که اصلا به تاپیک من سر نمیزنن مگه برای بستنش بعدشم جناب فکر کنم مدیر بودن یه سری سوال ازم پرسیدن و من اصلا حال و اوضاع خوبی نداشتم و چون جواب ندادم تاپیکمو (قبل از قبلی) بستن، تو تاپیک بعدی اول سوالات ایشونو جواب دادم که بازم اصلا سر نزدن و جوابی ندادن
    لطفاً این تاپیک رو مطالعه کنید: کلیک کنید

    موفق باشید.

  20. 3 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 08 آذر 90)


 
صفحه 3 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.