به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    رانیاجان من به ترسم غلبه کردم
    ولش کردم
    چون وقتی به طرف شک میکنی دیگه شک کردی و نمیشه با شک ازدواج کرد.

    خیانت هم مشکل ما نیست،که ازش بترسیم،مشکل کسیه که خیانت میکنه.
    این نتیجه ای که من بهش رسیدم.
    اگه اعتمادبه نفس بالا داشته باشیم هیچوقت خیانت هیچکسی نمیتونه مارو نابودکنه.
    امیدوارم موفق باشی

  2. کاربر روبرو از پست مفید aida222 تشکرکرده است .

    aida222 (جمعه 21 بهمن 90)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اسفند 90 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1390-11-15
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    928
    سطح
    16
    Points: 928, Level: 16
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 19 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    چقدر قوی بر احساساتتون غلبه کردید، آفرین، چون که منم الان همین دوران رو که خیلی‌ هم سخته دارم طی‌ می‌کنم (فراموش کردن یه رابطهٔ احساسی‌) می‌شه خواهش کنم که برام یه مقدار از این تجربتون بنویسید؟ چقدر زمان طول کشیده که آرومتر بشید؟ البته من این دفعه اولم نیست، ولی‌ چون خیلی‌ از لحاظه روحی‌ وابسته شده بودیم به همدیگه، خیلی‌ خیلی‌ سخت می‌گذره بهم. اکثرا یه درد توی قسمت دستم و قلبم هم میاد. از خدا می‌خوام کمک کنه. از شما هم ممنون میشم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید charm تشکرکرده است .

    charm (یکشنبه 23 بهمن 90)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط charm
    چقدر قوی بر احساساتتون غلبه کردید، آفرین، چون که منم الان همین دوران رو که خیلی‌ هم سخته دارم طی‌ می‌کنم (فراموش کردن یه رابطهٔ احساسی‌) می‌شه خواهش کنم که برام یه مقدار از این تجربتون بنویسید؟ چقدر زمان طول کشیده که آرومتر بشید؟ البته من این دفعه اولم نیست، ولی‌ چون خیلی‌ از لحاظه روحی‌ وابسته شده بودیم به همدیگه، خیلی‌ خیلی‌ سخت می‌گذره بهم. اکثرا یه درد توی قسمت دستم و قلبم هم میاد. از خدا می‌خوام کمک کنه. از شما هم ممنون میشم.
    منم از این دردا زیاد دارم! البته میدونم همشون عصبین چون یکی دو روز بعد خوب میشن و دوباره یه جای دیگه درد میکنه

    میدونین این قضیه فراموش کردن اصلا آسون نیست، فقط کسانی که تجربه کردن میفهمن که چه درد بدیه، و بقیه زیاد ما رو جدی نمیگیرن!

    اگه شما تصمیم جدی گرفتید که نمیتونید با شرایط فعلی باهاش ازدواج کنید فراموشکردن خیلی آسونتره چون به خودتون قبولوندید که ادامه ی این رابطه به صلاحتون نیست....
    من معمولا در طول روز حالم بد نیست ولی هرشب موقع خواب گریه میکنم واگه گریه نکنم در طول روز میتترکم، پتو رو میکشم روی سرمو جیغ میکشم، تا خوابم ببره البته صبح که از خواب پامیشم حالم بد نیست (حالم بد نیست به این معنی که میتونم کارای روزانه مو بکنم!)
    گاهی شبا هرکار میکنم آروم نمیشم این جور موقع ها یکی از خاطرات بچگیمو انتخاب میکنم و مرورش میکنم، واسه خودم تعریف میکنم! گاهی از دوران دبیرستان، حتی دوره لیسانس، این کار خیلی منو آروم میکنه، مرور خاطرات خوب همیشه به ادم آرامش میده
    با این کار وسط گریه کلی هم میخندم!! :) و گاهیم شک میکنم که دیوونه شدم یا نه
    خلاصه شبای من اینجوری میگذره وکسی هم از خانواده از قضیه خبر نداره اینجوری بهتره چون وقتی چیزی نمیدونن به روی ادم نمیارن مثل اینکه اتفاقی نیوفتاده باشه

    اینا رو درصورتی گفتم که تصمیم جدی برای قطع رابطه گرفته باشین و هیچ جوره ازش برنمیگردین.
    ولی اگه هنوز مطمئن نیستین، اولش احساسات رو کامل بذارین کنار شرایط رو برای خودتون از اول بازگو کنین یا روی کاغذ بنویسین و ببینین آیا با این شرایط با طرف مقابل ازدواج میکردین یا نه؟ یعد تصمیمتون رو از روی این بگیرید
    برای این قضیه هم یه مثال جالب براتون بزنم، رشته تحصیلیه من برقه ، ما درسی داشتیم به اسم مدارمنطقی ، که در واقع حوزه دیجیتال هست، تو این مدارها ولتاژ همه جا یا 0 هست یا1 و به غیر از این دو امکان نداره، شما هم تو این مرحله باید مثل یه مدارمنطقی عمل کنین یا باید معادل 0 باشید یا1 ! و به غیر از این دو امکان نداره....شما یا باید با همین شرایطی که هست باهاش ازدواج بکنید یا نکنید و حالت سومی هم وجود نداره
    نتیجه ی رابطه ی من هم 0شد! شمارو نمیدونم موفق باشید

  6. کاربر روبرو از پست مفید aida222 تشکرکرده است .

    aida222 (دوشنبه 24 بهمن 90)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اسفند 90 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1390-11-15
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    928
    سطح
    16
    Points: 928, Level: 16
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 19 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    مرسی‌ آیدا از پستت، نمیدونم تاپیک مشکل منو خوندی یا نه! من هم در واقع از وقتی‌ میترسم که اون نتونه درست و پاک و وفادارانه زندگی‌ کنه باهام، البته بجز اون از دردی میترسم که به خاطر گذشتش همیشه همراهم می‌مونه و از اینکه مدام بهش شک کنم در آینده، اصلا همین الان هم به خودم خندم میگیره که دارم این چیزا رو مینویسم چون میبینم که اصلا نمی‌شه این جور رابطه أی‌ و این جور ازدواجی، ولی‌ اینقدر هم که خاطره دارم ازش و اینقدر هم که سخت میگذار که... در واقع هم یه‌جوری به هم شبیه مشکلمون با اینکه شاید طرف تو بهتر باشه البته همه چی‌ رو خدا فقط خوب می‌دونه و بد و خوب ما با خداست. بزرگترین چیزی که منو خیلی‌ اذیت می‌کنه اینه که همش فکر می‌کنم از این همه دختر چرا این باید جلوی راه من سبز بشه و اینکه از خدا می‌خوام بهم بگه که من چیکار کردم که اینجوری می‌شه تو زندگیم، واقعا اینو از خدا می‌خوام که فقط بهم بگه که من چیکار کردم...که بعد از این همه امید و هزینه و جلوِ خانواده و ...

  8. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    پستتون رو الان خوندم براتون متاسفم ، راست میگید تا حدی رابطه هامون به هم شبیهه.

    به نظر من ،اینها رو به حساب مصلحت خداوند بذارید که ما ازشون سردر نمیاریم، همیشه حکمتی تو کار خداوند هست، که شاید تو آینده بشه پی به این حکمت برد و شاید هم هرگز نتونیم. من فکر میکنم عوض اینکه از خداوند جواب بخوای رابطه تو با خدا بهتر کن، من خودم تو این مدت خیلی پیشرفت کردم! نماز اول وقت ، خیریه، ...
    مطمئن باشید راهش رو پیدا میکنید ;)
    به این فکر کنید که اگه بعد ازدواجت با این خانوم قضیه رو میفهمیدی چی میشد،یا اگه تو زندگیت خیانت میدیدی....باز هم از خدا ناراضی هستی!؟ (البته این حرفها به این معنی نیست که اگه ازدواج میکردی حتما به اینجا ختم میشد..آینده رو جز خدا هیچکس نمیدونه و هیچکس هم نمیتونه پیش بینی کنه...فقط خدا یه عقلی به ما داده که شرایط حال رو باهاش تجزیه تحلیل کنیم و بریم جلو.)
    من خودم، همش دنبال این بودم که بدونم این آدم با این شرایط فعلی ، در آینده به من خیانت میکنه یا نه!
    ولی فهمیدم که حتی خودشم نمیدونه! هر روز به من یه قولی میداد و فوقش تا چند ساعت آرومم میکرد، ولی من اون اعتمادی که باید داشته باشمو نداشتم، با اینکه این اواخر آروم تر شده بودم و مثلا دیگه خود به خود فکر خیانتش نمی افتاد تو سرم! یا دنبال کنترل نامحسوس نبودم! ولی فقط شنیدن اسم اون دختره اعصاب منو به هم میریخت و گریه میکردم
    به خاطر رابطه ای که داشتم خیلی ناراحتم، اهل رابطه با پسرا نبودم ،سرم تو درسو زندگیم بود ولی به قول شما یه بار اومدم تو عمرم عاشق بشم و به اینجا ختم شد.


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.