سلام.
من یه مشکلی دارم که واقعا نمیدونم چه جوری باید حلش کنم.
برای هر دختری توی موقعیتی که خواستگار داره، بهترین و امین ترین افرادی که میتونه باهاشون مشورت کنه، خانوادشه.
مخصوصا پدرش.
اما من امکان مشورت با پدرم رو ندارم.
بخاطر دلایل زیادی که براتون میگم.
یه دلیلش اینه که پدرم اصلا من و سلیقه های منو نمیشناسه. و وقتی بخوام براش توضیح بدم که من اینجوری میپسندم، میخواد همه ی شخصیت و سلیقه من رو ببره زیر سوال. و سعی میکنه نطر من رو برگردونه به سمت نظر خودش.
دلیل دیگه اینکه دوس داره همه ی حرفایی که با خواستگار زدم رو از اون اول تا اون آخر بهش مو به مو بگم. میگه من باید بدونم. تو نمیتونی خودت بفهمی چه شخصیتی داره.
و جالبش اینجاست که از واو به واو حرفای من ایراد میگیره!
معتقده که اگه نظرت با نظرش مخالفه نباید رو کنی! باید یه جوری بهش جواب ندی و بعدا اگه نخواستی ردش کنی!
به شدت میترسه که "نکنه همه ی عقاید تو رو متوجه بشه. نکنه شرایط و جیک و پیک خونه ی ما رو بدونه. آدم نباید ساده باشه و همه چی رو بگه!"
خب من با این اخلاقی که پدرم داره، قید مشورت باهاش رو زدم.
یعنی خیلی نظراتش اشتباهه و من نمیتونم و نمیخوام عقیده ش رو اصلاح کنم.
اما توقعاتش رو چیکار کنم؟
اینکه توقع داره حرفامون رو بهش بگم و تا من یه واو از دهنم در میاد، ازم ایراد میگیره که چرا اینو اینجا گفتی؟ اصلا چرا گفتی؟ و...
البته پدرم انقدرا هم مودبانه با بنده صحبت نمیکنه. متوجه میشید که چی میگم؟! اینه که صحبت کردن با پدرم به شدت اعصابم رو تحلیل میبره و نمیذاره روی موردی که هست خوب تمرکز کنم.
لطفا من رو راهنمایی کنید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)