به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26

موضوع: دلتنگتم پدر

Threaded View

  1. #1
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دلتنگتم پدر

    سلام،

    نمی دونم چرا این تاپیک رو باز می کنم.
    نمی دونم چرا اینقدر دلم گرفته.

    شاید چون این شعر حافظ رو شنیدم:

    یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد *** به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
    دل به امید صدایی که مگر در تو رسد *** ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد


    شاید چون یک پست برای سبکتکین گذاشتم و خاطرات خودم زیر و رو شد.

    و شاید چون دوباره وقتش رسیده که پدرم به دیدار ما بیاید.

    البته که خیلی دلتنگ او هستم. خوشحالم که میاد.
    ولی هر دفعه که موقعش می رسه باز یاد این می افتم که مامان بابا از هم جدا شدند.
    یاد این می افتم که بابا دیگه نمی تونه بیاید خونه ما.
    باید برایش هتل رزرو کنم.
    یاد این می افتم که باید یک هفته صبح تا شب توی خیابون ها راه برویم یا 3 نفری رو یک تخت کوچک هتل بنشینیم.
    نمی دونم، این مسئله خیلی ساده به نظر می رسه. ولی نمی دونم چرا اینقدر برای من سنگینه.

    اون دفعه صاحب هتل که اتفاقاً فارسی زبان هم بود از من پرسید شما پدرتون اینجاست، شبها خودتون کجا می روید؟
    گفتم میریم خونه مون. تعجب کرد پرسید چرا پدرت رو نمی بری خونه تون؟
    حرفی برای گفتن نداشتم!
    گفت آهان! دوست دختر داری، اون نمی گذاره؟!
    گفتم نه.
    یک نگاه معنادار به من کرد که مثلاً خجالت بکش...
    شاید کافی بود بگم پدر مادرم از هم جدا شدند. ولی می دونستم پدرم ناراحت می شه اگه بفهمه من این قضیه رو به این طرف گفتم.

    آشناهای سابق که من رو می بینند، هر دفعه می پرسند پدرت کجاست؟
    می گم ایرانه. می پرسند هنوز نیومده؟ می گم نه. به شوخی یا حتی با طعنه می گن حتماً دیگه زن دوم رو گرفته و خوشه دیگه. منم مجبورم بخندم، بگم ای بابا!
    اینقدر دوست دارم یکبار رک بگم آخه به شما چه ربطی داره که من هر دفعه باید جواب این سوال رو به شما بدم؟!

    -----------------------------------------------

    احساس می کنم دیگه برای من پدر شده یک صدا از تلفن یا بلندگوهای کامپوتر.
    شبی 5 دقیقه، یک ربع، گاهی حتی 1 ساعت.
    ولی حرف زیادی برای گفتن نیست.
    برای خودش توی اینترنت می گرده، هر 5 دقیقه یکبار می پرسه خب دیگه چه خبر بابا، منم می گم هیچی، شما چه خبر؟

    گاهی برایش کلی حرف می زنم و چیزی رو توضیح می دهم، آخرش می فهمم که گوش نداده.

    با یک سری جوون 20-30 ساله دوست شده.
    اون هم فکر کنم نبود ما رو با اونها می خواهد جبران کنه. چیزی که اذیتم می کنه...


    همیشه زبانی خیلی قربون صدقه ما میره. وقتی هم پیش هم هستیم خیلی به ما می رسه.
    ولی احساس می کنم برای از دست ندادن ما خیلی بیشتر می تونست تلاش کنه.
    من و خواهرم خیلی به او احتیاج داشتیم و داریم.
    وقتی پدر خونه نیست، آدم حس می کنه بی پشتوانه است.


    ببخشید اینها رو نوشتم. بیشتر درد دل بود تا سوالی خاص.
    معمولاً اینها رو در خاطراتم می نویسم، ولی این دفعه دوست داشتم شنونده داشته باشم.


    به كجایی غمگسار من، فغان زار من بشنو، بازآ
    از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو، بازآ
    چون روشنی از ديده ی ما رفتی
    با قافله ی باد صبا رفتی
    با ما بودی، بی ما رفتی
    تنها ماندم، تنها رفتی



    دارم ناشکری می کنم نه؟
    می دونم خیلی ها اینجا هستند که پدر ندارند...
    خدایا شکرت!

  2. 23 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (یکشنبه 27 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.