تصميم نهاني عزيز ممنون از راهنماييت
شب شكن عزيز
عزيزم شما مختاري هر طور كه دوست داري فكر كني و من لزومي نميبينم كه اينجا كه كسي منو نميشناسه دروغ بگم و احتياجي هم ندارم كه شما حرف منو قبول كنين يا نه .
اينقد هم شجاعت دارم كه اشتباهاتم رو بپذيرم و براي تبرعه خودم دروغ بافي نكنم .
چيزي كه وجود داره اينه كه من از نظر فقط اخلاقي با ايشون مچ بودم و توي اين قضيه هم براي اولين بار احساسم درگير بود و چون متاسفانه يا خوشبختانه دختر احساساتي هستم به احساسم بها ميدم و چون يه جورايي دلم پيش ايشون مونده بود ديگه نميتونستم به بقيه خواستگارام فكر كنم يجورايي تصميم گرفتم يه سريش كنم اين قضيه رو تا بهتر بتونم حداقل فراموش كنم الانم چند تا خواستگار دارم كه واقعا شرايطشون خوبه ولي خوب من همش يه دلم پيش ايشونه
همه حرف من و مشكل من هم همين نوع برخود ايشون بود ولي خوب از يه طرف هم بهشون حق ميدم (چون همه خودشونو خوب نشون ميدن )ولي من بر خلاف باطنم خودمو بد نشون دادم نه همون طوري كه واقعا هستم و ايشون يه خورده ترسيد
بهرحال ممنون از راهنماييت![]()









تو پست اولی هم که برات گذاشتم گفتم به هیچ وجه تماسی باهاش نداشته باش و هرکاری لازم باشه انجام بشه فقط از طریق خانواده باشه الان هم همونو دوباره میگم

علاقه مندی ها (Bookmarks)