سلام...
من تازه عضو شدم و می خوامازتون کمک بخوام چون واقعا ناراحتم..من 2سالمه و تقریبا10ماهه ازدواج کردم...آذرماه پارسال بود که برای پاگشا رفته بودیم خونه خاله شوهرم و همون جا من متوجه شدم جاری که به اندازه خواهرم دوسش داشتم چقدر بهم بد کرده و چه غیبت ها که نکرده..خلاصه اینکه برگشتیم داشتم با خواهر شوهرم درموردش حرف می زدم که خواهرشوهرم تایید کرد که آره اون همیشه غیبتتو کرده و حتا همه حرفای اونو بهم گفت و من تنها بغض کردم و گریه..خواستم برم بهش بگم گفتم شاید وضع بدتر بشه و بی خیال شدیم..همون موقع ها خانواده شوهرم با جاری امم قهر بودن چون اون انتظار داره مادرشوهرمن همه کارای اونو براش انجام بده از جمله سبزی پاک کردن و فریزر کردن و این چیزا...و باهم دعواشون شد و 6ماه با هم قهر بودن و این مدت رابطه من بهتر از همیشه با خانواده شوهرم بود..اینو هم بگم من همیشه باهاشون خوب بودم و همیشه احترامشونو نگه داشتم..بعد من واسطه شدم و اینا آشتی کردن..البته در بین حرفایی که بین منو و خواهرشوهرم رد وبدل شد این موضوع هم مشخص شد که جاری ام صدبرابر پیش من از خواهر شوهرم و اونا بد گفته...و من اینو به خواهرشوهرم گفتم..اینا آشتی کردن و منم خیلی خوشحال شدم گفتم اینجوری همه با هم خوبیم و کسی تنها نیست دیگه...توی این گیروداد رفتارخواهر شوهر من اصلا با جاری و برادرشوهرم خوب نبود چون قبلن با هم دعواکرده بودن و من کلی با خواهرشوهرم حرف زدم که با جاری ام خوب باشه و حرف بزنه..چند وقت پیش ما یه هفته رفتیم مشهد و وقتی برگشتیم اینا همه تغییر کرده بودن خیلی با هم خوب شده بودن و منم خیلی خوشحال شدم راستش..
پدرشوهرم باغ داره و این چند وقته من متوجه شدم جاری و برادرشوهرم و خواهر شوهرمم با مادرشوهر و همه هرروز میرن باغ و دریغ از اینکه به من تعارف کنن چون می دونن من همیشه خونه تنهام و حوصلم سر میره اما انگارنه انگار...هر شب برادرشوهرم و زنش اونجان و اینا حتا یه تعارف به ما هم نمی کنن..اگه بگم من بد بودم غصه نمی خورم اما واقعا من در برابر بدیهایی که جاری ام و خوانواده شوهرم بهم کردن هیچی نکردم و برای همین خیلی ناراحتم..شوهرم طرف منه و بهم گفت تقصیر خودته که خیلی باهاشون خوبی باید با اونا سردرفتارکنی تا بیان طرفت ...من نمی دونم چکارکنم..دوست دارم پیششون گلگی کنم و بگم به فکر منم باشین اما نمی دونم چطوری بگم که فکر نکن حسودم...باورکنید من دوست دارم همه خوب باشیم نه اینکه به کسی بی محلی بشه...مادرشوهرمم چند بار امتحانی فهمیدم خیلی طرف جاریمه با اینکه جاریم بارها بهش بی احترامی و بی محبتی کرده..نمی دونم چرا دنیا اینجوریه..چکارکنم ؟؟