به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 27 , از مجموع 27
  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون

    (خودم که نمیتونم عوضش کنم. شما از این به بعد با این عنوان در نظر بگیرید.)
    در همون قسمت ارسالهای جدید با mouse رو اسم تاپیک کلیک کن و دکمه رو نگاه دار.

    اون وقت میتونی‌ اسمش رو عوض کنی‌.

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamed65 تشکرکرده است .

    hamed65 (چهارشنبه 28 اردیبهشت 90)

  3. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    سلام جناب احمد علی.
    جات خالی بود توی تالار.
    ممنونم که برام نوشتی.
    نوشتی که:
    شايد لازم باشه الان آب ديده بشيم براي بعدي هاش
    با این حرفت رفتم تو فکر. یعنی بدتر از این؟!!
    میدونی چیه این قضیه برام آزار دهنده هست؟
    اینکه خودم توش هیچ دخالتی ندارم. یعنی نقشم کمرنگه. و اینکه نمیتونم کاری کنم که اوضاع درست شه.
    بخاطر همین شرایط رو خیلی بد میبینم. اگه مثلاً یکی از طرفین دعوا خودم بودم میتونستم برای بهتر شدن شرایط یه کاری کنم. اما اینجوری باید دور از ماجرا بشینم و فقط غصه بخورم.

    ایشالا که مشکلاتت زودتر حل بشن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
    در همون قسمت ارسالهای جدید با mouse رو اسم تاپیک کلیک کن و دکمه رو نگاه دار.
    اون وقت میتونی‌ اسمش رو عوض کنی‌.
    ممنونم ولی این کار هم مثل ویرایش پست، فقط تا 20 دقیقه قابل انجامه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lifeisbeautiful
    ولی این کودکی ما بود که به هدر رفت. کودکی که می تونست بدون دلهره باشه. هر چند انسانی قوی در حوادث می سازه اما حس ترس از قرار گرفتن تو شرایط ناامن مشابه همیشه همراهیمون می کنه.
    جایی تو کتاب "آیا تو آن گمشده من هستی خوندم که انسان خاصیت بازگشت به خانه رو داره" و از این می ترسم که مبادا ناخودآگاه به سمت مردی کشیده بشم که روحیه سخت گیرانه ای مثل پدرم داشته باشه.
    ...
    گفتم که در حال حاضر با شرایط کنار اومدم دارم زخم ها رو ترمیم می کنم. شاید یک دوباره سازی. یه آفرینش دوباره خود. خودی که حقیقتا دوستش دارم
    عزیزم راجع به کودکیمون باهات هم عقیده ام. اما الان دیگه به قول خودت گذشته.
    من یه تاپیک داشتم. نمیدونم بدردت میخوره یا نه. برات لینکشو میذارم.
    این چه حسیه که میاد سراغم

    راجع به بازگشت به خانه منم یه چیزایی شنیدم. اما بنظرم میشه با رفتن پیش یه مشاور راه درست رو تشخیص داد. کمک میکنه. امیدوارم برای هیچ کدوم از دوستایی که این مشکل رو دارن پیش نیاد.

    خوشحالم که کنار اومدی. ایشالا که زودتر به هدفی داری میرسی و زندگیت رو اونجور که میخوای میسازی

  4. 7 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (پنجشنبه 29 اردیبهشت 90)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 تیر 93 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    453
    امتیاز
    4,461
    سطح
    42
    Points: 4,461, Level: 42
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,177

    تشکرشده 2,204 در 465 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    سلام خانومي. مگر حرف خداوند رو باور نداري وقتي كه ميگه: ما اين روزهاي پيروزي و شكست را بين مردم ميگردانيم تا كساني كه ايمان آورده اند از كافران بازشناخته شوند؟" و همچنين: "ما هيچ كس را جز به اندازه توانايي اش تكليف نميكنيم". هركسي مقدره تو اين دنيا به يه روشي در حد توان خودش امتحان شه. درسته؟ حالا شما و مادرت به تحمل و پدرت به كنترل خشم. شما موفق بودي، پدرت موفق نبوده. . "خداوند انسان را در رنج آفريد". بنابراين هركه در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيشترش ميدهند. پس شكيبا باش .


  6. 5 کاربر از پست مفید shabe barooni تشکرکرده اند .

    shabe barooni (جمعه 30 اردیبهشت 90)

  7. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 شهریور 90 [ 17:41]
    تاریخ عضویت
    1389-12-13
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,809
    سطح
    25
    Points: 1,809, Level: 25
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    184

    تشکرشده 184 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    سلام
    جات خالی بود توی تالار.
    ممنونم که برام نوشتی.
    خواهش ميكنم
    مشغله نمي زاره زياد بيام

    با این حرفت رفتم تو فکر. یعنی بدتر از این؟!!
    میدونی چیه این قضیه برام آزار دهنده هست؟
    اینکه خودم توش هیچ دخالتی ندارم. یعنی نقشم کمرنگه. و اینکه نمیتونم کاری کنم که اوضاع درست شه.
    بخاطر همین شرایط رو خیلی بد میبینم. اگه مثلاً یکی از طرفین دعوا خودم بودم میتونستم برای بهتر شدن شرایط یه کاری کنم. اما اینجوری باید دور از ماجرا بشینم و فقط غصه بخورم
    ميتونه بدتر و خيلي بدتر از اينا هم باشه
    شب باروني خوب گفت، خدا ظريفت تو رو بهتر از خودت ميدونه چون به تو نزديكتر از خودته

    ببين يه داستاني ميگم كه خيلي بي ربطه ولي شايد بتونم ربطش رو بگم
    فيلمي در تلويزيون گذاشت
    شخصي گويا داستان زندگيش و اتكا به خداوند رو نوشت و اينكه خداوند دوست همه انسانهاست
    خودش هم نمي دونست چطوري اين كتاب رو نوشته و چه جوري اين كلمات رو تونسته بگه
    كتاب پر فروش شد
    توي جايي كه داشت سخنراني مي كرد
    وسط سخنراني مادري گفت: من كتابت رو خوندم ولي نمي تونم باور كنم، در ادامه گفت:
    ما(من و شوهرم) بچه دار نمي شديم، بچه اي رو به سر پرستي گرفتيم، اين حقيقت رو بهش نگفتيم تا 14 سالش شد و ما تشخيص داديم كه مي تونيم اين موضوع رو بهش بگيم و بهش گفتيم. بچمون به هم ريخت و ديگه اعتمادي به ما نداشت و مادرش رو مي خواست و به دنبال مادرش رفت. ما بهش گفتيم كه الان نمي تونيم دنبال مادرش بگرديم ولي قول مي ديم هروقت 18 سالش شد مادرش رو براش پيدا كنيم و اون رو به مادرش برسونيم
    اين مسئله گذشت اما بچمون هيچ وقت اون بچه شاد قديمي نبود. 18 سالش شد و يكي از روزها اون تصادف كرد و مرد.
    چرا؟ چرا خدا بايد اون رو از ما مي گرفت؟ چرا خدا با ما اينجوري رفتار كرد؟

    نويسنده سكوت كرد و دقايقي اين سكوت طول كشيد


    بعد بلند شد و پيش اون زن رفت و بهش با آرامش گفت: خوب، شما بهش قول داديد كه اون رو توي 18 سالگيش به مادرش برسونيد، احتمالا مادر او مرده
    مادر كه اين رو شنيد با تعجب فراواني كه داشت احساس آرامش كرد

    گذشته از جنبه منفي فيلم كه داشت يه جورايي وحي و پيامبري رو زير سوال مي برد، اين نكته مثبت بود كه ما واقعا خيلي كارها رو مي كنيم كه نمي دونيم بعدا چي ميشه و چه اثري مي زاره
    خيلي از كارهاي الان ما هم نتيجه اي از كارهاي قبليه
    و خيلي از مسائل هست كه ما فكر مي كنم بد هستن اما نكات مثبتي در درونش نهفته است

    اما در مورد حرف من
    ببينيد شما از ديد منفي نگاه كردي قضيه رو كه البته ممكنه هم همين اتفاق بيفته، كسي چه ميدونه، همه چيز به شما بستگي داره
    ( حالا نري يه تاپيك ايجاد كني كه " آيا من بد بينم" اصلا اين طور نيست)
    اما من با نسبت خوبي به يه چيزي معتقدم
    توي اين دار مجازات عموما يا اول بايد سختي بكشي بعد راحتي يا برعكس
    شايد الان بايد سختي بكشي تا پخته بشي و آماده بشي و تجربه كسب كني و بعدا با اين پختگي و كسب تجارب دنياي بهتري رو براي خودت رقم بزني

    ربط اون داستان به حرف من اينه كه هميشه ميشه همه جور ديد و اين با شماست كه چه جوري دنيا رو ببيني
    مثل من عينك فوتوكرميك بزني و طبيعت رو هميشه پشت يه پرده اي از سياهي ببيني يا اينكه عينك معمولي بزني و هميشه رنگ ها رو واقعي ببيني دي:




    ایشالا که مشکلاتت زودتر حل بشن.
    ممنون
    التماس خمپاره بيشتر دي:


    ببخشيد دختر مهربون
    راستي من خيلي جاها نمي تونم تاپيك ايجاد كنم و پست بدم و نمي دونم كجا برم اين رو بگم كه باز باشه
    امتحان كردن خيلي جاها بوده كه كسايي پست دادن كه شارژ نداشتن اما من نمي تونستم
    چرا واسه من اينجوريه؟



  8. 3 کاربر از پست مفید احمد علي تشکرکرده اند .

    احمد علي (جمعه 30 اردیبهشت 90)

  9. #25
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط shabe barooni
    سلام خانومي. مگر حرف خداوند رو باور نداري وقتي كه ميگه: ما اين روزهاي پيروزي و شكست را بين مردم ميگردانيم تا كساني كه ايمان آورده اند از كافران بازشناخته شوند؟" و همچنين: "ما هيچ كس را جز به اندازه توانايي اش تكليف نميكنيم". هركسي مقدره تو اين دنيا به يه روشي در حد توان خودش امتحان شه. درسته؟ حالا شما و مادرت به تحمل و پدرت به كنترل خشم. شما موفق بودي، پدرت موفق نبوده. . "خداوند انسان را در رنج آفريد". بنابراين هركه در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيشترش ميدهند. پس شكيبا باش .
    سلام.
    چرا. باور دارم...
    درست میگی شب بارونی عزیز. خدا حتماً چیزی توی من دیده که میتونم این همه سختی رو تحمل کنم و کم نیارم و شکر گزارش هم باشم. هر چند توی اون شرایط خیلی سخته که قابلیت هایی که خدا بهم داده رو ببینم. واقعاً احساس میکنم خالی از هر توانایی و توانی هستم.
    ممنونم که اومدی اینجا و نوشتی برام


    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد علي
    ...
    اما من با نسبت خوبي به يه چيزي معتقدم
    توي اين دار مجازات عموما يا اول بايد سختي بكشي بعد راحتي يا برعكس
    شايد الان بايد سختي بكشي تا پخته بشي و آماده بشي و تجربه كسب كني و بعدا با اين پختگي و كسب تجارب دنياي بهتري رو براي خودت رقم بزني
    همین فکراست که توی شرایط سخت و طاقت فرسا آدم رو آروم میکنه. اینکه اصلش درسته یا غلط، نمیدونم. اما اینو میدونم که به هر چیزی فکر کنی اون برات رقم میخوره. پس من دوست دارم اینجوری فکر کنم که اینا مقدمه ای برای راحتیِ بعدیِ منه. (بعدی ممکنه خیلی بعده ها باشه. حتی شاید اون دنیا)

    هميشه ميشه همه جور ديد و اين با شماست كه چه جوري دنيا رو ببيني
    اون روز رو نمیدونم. اما الان که از اون اتفاق گذشته، دوس دارم خوب ببینم. خوب...


    ببخشيد دختر مهربون
    راستي من خيلي جاها نمي تونم تاپيك ايجاد كنم و پست بدم و نمي دونم كجا برم اين رو بگم كه باز باشه
    امتحان كردن خيلي جاها بوده كه كسايي پست دادن كه شارژ نداشتن اما من نمي تونستم
    چرا واسه من اينجوريه؟
    راستش من فکر نمیکنم اینجوری باشه.شاید اونا قبلاً شارژ داشتن و الان بدون شارژ هستن.
    لینک "ارتباط با ما" (که توی نوار آبیِ پایین تمام صفحه ها هست) شاید کمکی کنه اگه مشکلی باشه.


    دوستای عزیز و خیلی خوبم، از همه ی شمایی که اومدین و برام نوشتید تا آروم شم، ممنونم.
    حالا که 2 روز از اون روز میگذره، میبینم اگه نمیومدم اینجا و با شما صحبت نمیکردم و ازتون انرژی نمیگرفتم، شاید تا الان، و حتی تا چند روز دیگه، همه تصاویر و حس های بد به همون قوت اول توی ذهنم مونده بود.

    از همتون ممنونم.

    چون این تاپیک رو زده بودم که آرامشی که از دست رفته بود دوباره برگرده، و حالا به لطف خدا و به لطف همدردی شما برگشته، وظیفه خودم دونستم بیام از همتون تشکر کنم و بهتون بگم که نوشتن ها و همدردی ها و محبتاتون بی نتیجه نبود.

    خدا رو شکر میکنم که من اینجام. بین این همه دوستای خوب و مهربون.


    امیدوارم که همیشه خدا توی متن زندگیتون باشه.
    شاد باشید و موفق.

  10. 9 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (جمعه 30 اردیبهشت 90)

  11. #26
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    دختر مهربون سلام
    ظاهرا تاپیکت به نتیجه رسیده ، اما منم بی مناسبت ندیدم که مطلبی رو بگم

    یه روایتی هست که معنای توحید و عدل رو از معصوم پرسیدن
    فرمودن "التوحید ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه"

    مدرکش رو الان نمی دونم.

    اما معنیش اینه که وقتی میگیم خدا عادله یعنی اینکه اونو متهم نکنیم ، نگیم خدایا چرا ....
    و این موضوعیه که عموم ماها تو شرایط سختی "خدا را متهم می کنیم"

  12. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 31 اردیبهشت 90)

  13. #27
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: خدایا به چه جرمی؟

    سلام babyعزیز.
    ممنونم که اومدین و این نکته رو بهم یادآوری کردین.

    واقعاً همیناست که فرق آدما رو معلوم میکنه.
    توی شرایط عادی که همه چیز خوب و آرومه که هیچی.
    توی شرایط سخته که باید حواسمون باشه.

    حرفتون یادم میمونه.

  14. 2 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (شنبه 31 اردیبهشت 90)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برم سمت دارو درمانی؟
    توسط گل همییشه بهار در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 اسفند 94, 04:55
  2. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آذر 94, 21:08
  3. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آذر 94, 16:37
  4. چرا باید کمی اشتباه بکنی؟
    توسط khaleghezey در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مهر 94, 12:43
  5. اظهار تمایل همکار خانم به ازدواج و نحوه رد بدون دلخوری؟
    توسط sayrex در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 شهریور 91, 23:38

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.