به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آبان 90 [ 15:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    1,795
    سطح
    24
    Points: 1,795, Level: 24
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    242

    تشکرشده 235 در 97 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    نقل قول نوشته اصلی توسط matrix_14
    نقل قول نوشته اصلی توسط montana

    ترجمه 34 - مردان، كارگزار[و تدبيرگر امور] زنانند، از آن روى كه خدا برخى از آنان را بر برخى [ديگر] برترى بخشيده، و بدان جهت كه از دارايى‏هاى خويش‏[براى تأمين زندگى زنان‏] هزينه مى‏كنند؛ بنابراين زنان شايسته [آنانى هستند كه در زندگى مشترك، همسرانشان را با رعايت حقوق و احترام متقابل ]فرمانبردارند؛ و از آن روى كه خدا [حقوق آنان را] پاس داشته است، در غياب [شوهرانشان‏] نگاه دارنده [اسرار و حقوق آنان و عفت و كرامت ]خويش‏اند؛ و آن زنانى كه از ناسازگارى [و سركشى ]آنان بيم داريد، اندرزشان دهيد، و [اگر سودبخش نبود] در خوابگاه‏ها از آنان دورى گزينيد؛ و [اگر باز هم به حق و عدالت باز نگشتند] آنان را [به صورت انسانى و عادلانه، به عنوان تنبيه ]بزنيد. پس اگر [به منظور انجام وظايف‏] از شما پيروى نمودند، [هشدارتان باد كه ديگر] راهى بر[زيان‏] آنان مجوييد، كه خدا بلند مرتبه و بزرگ است
    (مطالبی که در پایین اوردم از سایت تبیان هست)
    اگه تو قرآن این متن بالا اومده من به سالم رسیدن قرآن به این عصر شک دارم.
    خداوند تو قرآن اشاره کرده که خودش حافظ این کتابه پس نباید همچین شکی کنید .

    در ضمن این که در قرآن گفته شده که مرد میتونه همسرش رو تنبیه کنه ( فقط در شرایط خاص)این به این معنی نیست که زیر مشت و لگد بگیردش تو خیلی از روایت اومده که مرد نباید طوری بزنه که حتی جایی تو بدن زن کمی قرمز بشه.
    تو همین کتابی که میگم از کجا معلوم صحیح رسیده باشه ، شما میگین که توش خدا گفته حافظ قرآن هست. من باز هم تاکید دارم نمیگم درست نرسیده ، اما صحیح رسیدنش رو هم بدون تحقیق نمی تونم قبول کنم. حالا چرا تحقیق نمی کنم؟ چون اصلا زمینه تحقیق در این مورد فراهم نیست.

  2. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    دوستان عزیز
    در مورد تحریف قران کتابها و مطالب متنوعی هست که من توجه شما را به کتاب سیر تحول تدریجی قران نوشته ی مرحوم مهندس بازرگان جلب می کنم. در این کتاب در ترتیب نزول آیات قرآن بر اساس مدل ریاضی مهدی بازرگان، مولف پس از بررسی منابع قدیم و نظریه‌های موجود، آیات قرآن را بر اساس موضوع دسته بندی کرده، سپس با مدلی "ریاضی" زمان نزول هر دسته را در طول ۲۳ سال بعثت پیامبر به دست آورده‌است. در انتها با مقابله نتایج بدست آمده با ترتیب نزول‌های موجود و شواهد تاریخی اسلام صحت نتایج مدل را بررسی کرده‌است.
    یعنی با استدلالهایی که در این کتاب شده نه با توجه به روایات و احادیث بلکه با توجه به یک مدل ریاضی عدم تحریف قران اثبات می شه که متاسفانه این اثر ارزشمند به دلایل سیاسی مطرح نشده. به کسانی که علاقه مند به مطالعه در مورد تحریف قران هستند توسیه می کنم این کتاب رو بخونن.
    این مطالب هم از اقای عبدلعلی بازرگان در مورد اینه که ایا در اسلام مرد حق داره زن رو بزنه یا نه؟
    آيا مرد حق دارد زن خود را كتك بزند؟

    ابه نظر نمي‌رسد در هيچ موضوعي مربوط به حقوق زنان، به اندازه مسئله "زدن زن" توسط شوهر، به اسلام و قرآن حمله شده‌باشد! مي‌گويند درست است كه حتي در كشورهاي پيشرفته اروپائي و امريكا، هنوز هم مردان به اتكاء قدرت بيشتر، در بسياري موارد زنان را آزار مي‌دهند و كتك مي‌زنند، اما اين مسئله امري بشري است، چگونه مي‌توان باور كرد كه خالق انسانها كه زن و مرد را يكسان آفريده، چنين ظلم و تبعيضي را مجاز شمرده باشد؟ بنابراين يا قرآن كتابي بشري است، كه تمايلات و عاداتِ اعراب و فرهنگ زمانه خود را بازتاب مي‌دهد، يا در آن تحريف و دخل و تصرفي به عمل آمده‌است.

    شگفت اينكه اكثريت منتقدين، نه خود به قرآن مراجعه كرده و ترجمه ساده و زمينه و علت اين حكم را بررسي كرده‌اند، و نه به شرايط زماني مكاني (context) آن و حكمتي كه در حقوق متقابله زن و شوهر مورد نظر بوده، توجه داشته‌اند. نه تنها ناباوران به حقانيت اسلام، كه موج تبليغات عليه اين آئين را تقويت و تشديد مي‌كنند، بلكه برخي مسلمانان تحصيلكرده و آزاده نيز با اتكاء به انتظارات زمانه و نظامات حقوقيِ جوامع مدرن، مي‌كوشند با ارائه ترجمه ديگري براي فعل زدن (ضَرَبَ) معناي قابل پذيرشي از آيه مورد نظر عرضه نمايند و به اين ترتيب ناخواسته تحريفي در كتاب الهي وارد مي‌كنند.

    به نظر مي‌رسد خطاي عمومي در منطبق شمردن عملكرد پيروان يك آئين با اصل و اساس آن، و به حساب اسلام گذاشتن آنچه برخي مردان مسلمان در طول تاريخ با اتكاء به خُلق و خوي بشري و مردسالاري، با زنان خود كرده‌اند، عامل مهمي در اين سوء تفاهم بوده و در نتيجه چنين تصور شده است كه اين رفتارها ريشه در آموزه‌هاي قرآني دارد. در حالي كه مراجعه مستقيم و مستقل از پيش‌ داوري‌هاي فقهي و فرهنگي و تدبر تحقيقي در خود متنِ (قرآن)، مي‌تواند رهگشاي شناخت فلسفه و حكمت صدور چنان حكمي باشد.

    ذيلاً برخي نكات را درباره آيه ۳۴ سورة نساء كه بيانگر چنين حكمي مي‌باشد يادآور مي‌شود.


    قاعده يا استثناء؟

    آيه مورد نظر مطلقاً مربوط به عموم زنان و توده غالب آنان در جامعه نيست، تا كسي آن را توهيني به جنس زن تلقي نمايد! بلكه منحصراً مربوط به زناني است كه در غياب شوهر، در آنچه خداوند حفاظت از آن را بر زنان مقرر كرده، يعني حفظ ناموس و اموال مشترك، خيانت مي‌كنند.

    متن آيه با صراحت و با تأكيد بر اين نكته كه:
    "زنان شايسته در غياب مرد، نگهدار چيزي هستند كه خداوند آن را حفظ كرده" (۱)
    آشكار مي‌سازد كه كدام دسته از زنان مورد خطاب هستند و دنباله آن كه "نگراني از نافرماني" (واللاتي تخافون نشوزهن) را مطرح ساخته‌است، موضوع نافرماني را، كه در زمينه ناموس و حقوق متقابله جنسي (نه مسائل روزمره زندگي)است، نشان مي‌دهد.

    توضيح آنكه در نظام خانوادگي اسلام، مرد عهده‌دار زندگي زن از نظر خوراك و پوشاك و پناهگاه و ساير نيازهاي اساسي زندگي مي‌باشد و زن هيچگونه وظيفه‌اي براي تأمين مخارج زندگي، حتي كار در خانه ندارد و براي خدماتي كه انجام مي‌دهد، حتي شير دادن فرزند خود، حق مطالبه مزد دارد. از آنجائي كه هيچ حقي نمي‌تواند يك طرفه و بدون تكليف متقابله باشد، زن نيز در نظام حقوقي اسلام موظف است در ازاي خدماتي كه از شوهر دريافت مي‌كند، در آنچه مربوط به روابط زناشوئي (امور جنسي) است نسبت به شوهر خود وفادار بوده، نامحرمي را به خود نپذيرد و با ديگري ارتباطي نامشروع، در هر سطحي، برقرار نكند. در اين صورت اگر بيم خيانتي (نُشوزي) در اين زمينه حاصل گردد، طبيعي است كه شرع يا عرف نمي‌توانند ساكت بمانند.


    سلسله مراتب اجراى حكم

    غيرت مرد نسبت به همسر خود، غريزه حفظ خانواده از دستبرد دزدان ناموس، و عزت نفس آدمي اجازه نمي‌دهد شاهد بي تفاوتِ تجاوز به حريم خصوصي خود، يا فساد دروني آن باشد. به همين دليل است كه در طول تاريخ مردان همواره خيانت همسر را با خون شسته‌اند و هنوز هم در مناطقي كه قدرت دولتي بر قدرت فردي مردان سايه نينداخته است، همچنان اخباري از اين نوع را مي‌شنويم و در شهرهائي كه ترس از قانون و كيفر دستگاه قضائي مستولي است، نمونه‌هائي از خودكشي مرد پس از كشتن زن و معشوق او را گهگاه مي‌خوانيم.

    آيه ۳۴ سوره نساء در چهارده قرن قبل، در جامعه‌اي با نظام قبيلگي و در ميان مرداني نازل شده‌است كه بعضاً نوزادان دختر را در خاك مي‌كردند و براي زن كوچكترين حقي در هيچيك از زمينه‌هاي زندگي، قائل نبودند و اصولاً راهي براي ادب كردن، غير از زدن، نمي‌شناختند. در چنين شرايطي، آيه فوق، نه در توصيه و تجويز زدن زنان، بلكه در توقف و تعطيل آن و در پيش گرفتن شيوه تربيتي تدريجي نازل شده است. آن هم نه در موضوعات عادي روزمره و اختلافات و مشاجرات مربوط به زندگي مادي، بلكه در موضوع حفظ ناموس و روابط زناشوئي.

    ترتيبي كه قرآن در چنين مواردي (كه كاملاً نادر و استثناء مي‌باشد) توصيه كرده است، شامل سه مرحله و با استفاده از سه زمينه و توان مؤثر به شرح ذيل مي‌باشد:
    ۱- (به كارگيري توان عقلي)، در پيش گرفتن شيوه پند و اندرز (با ذكر عواقب اخروي يا آثار منفي در ميان اعضاي خانواده و فاميل و جامعه).
    ۲- (به كارگيري توان جنسي)، ترك موقت روابط زناشوئي در بستر (البته در صورتيكه رديف اول مؤثر واقع نشود، آن هم پس از مدت زمان لازم).
    ۳- (به كارگيري توان جسمي)، ممانعت از ادامه ارتباط نامشروع و خيانتي كه در شرف وقوع است .(۲)

    هدف، پيشگيرى است نه كيفر و مجازات

    پس از بيان حكم در آيه مذكور، بلافاصله به شوهران هشدار داده است:
    "اگر اطاعتتان كردند، هيچ راهي عليه آنان در پيش نگيريد (هيچگونه اقدام انتقامي انجام ندهيد و بدانيد كه) خداوند بسيار عالي مرتبه و كبير است (دست قدرت او بالاي دست شماست)".
    هشدار فوق به صراحت نشان مي‌دهد كه تدبير سه مرحله اي توصيه شدهِ ، صرفآً براي خاموش كردن آتش فسادي است كه شعله افكنده، نه تنبيه و مجازات شخص خاطي. توضيح آنكه نه تنها در احكام شرعيه، بلكه در قوانين مصوبه اجتماعي نيز تعيين مجازات براي متخلفين عمدتاً نقش پيشگيري دارد. به عنوان مثال تعيين يكصد ضربه تازيانه براي زن و مرد زناكار، كه فقط در صورت مشاهده (دقيق و از نزديك) چهار شاهد عادل قابل اجرا مي‌باشد، با توجه به اينكه چنين روابطي در خفا و به دور از چشم شاهدان انجام مي‌شود، نشان مي‌دهد شارع دين خواسته است اينگونه بي‌بند و باري‌ها در صحنه اجتماع (در پارك‌ها، مجامع عمومي و در منظر مردم) انجام نشود و قبح آن نريزد . رسيدگي به آنچه انجام شده اما تجاوزي علني به عفت عمومي صورت نگرفته، فقط به عهده پروردگار است.

    جالب اينكه اگر مردي بدون چهار شاهد عادل همسرش را به چنين روابطي متهم سازد به هشتاد ضربه تازيانه محكوم شده و براي ابد شهادتش بي‌اعتبار مي‌گردد (آيه ۴ نساء).

    و در همين راستا، قابل توجه است كه مقررات شديد و سنگيني كه در كشورهاي پيشرفته غربي براي تخلفات رانندگي، داد و ستد، توليدات صنعتي، ساختمان سازي و غيره قائل مي‌شوند، عمدتاً جنبه پيشگيرانه داشته و عاري از نيت آزار رساني و توهين به خطاكاران مي‌باشد. اتفاقاً به نسبتي كه نهادهاي مدني در جامعه بيشتر شكل گرفته و روابط اجتماعي گسترده‌تر باشد، ضرورت مقررات كيفري براي مجازات خطاكاران بيشتر مي‌گردد و مجازات، نه تنها تعطيل نگشته و تقليل نمي‌يابد، بلكه به نسبت توسعه روابط اجتماعي، تشديد مي‌گردد. مقايسه‌ بين كشورهاي پيشرفته با كشورهاي عقب‌افتاده، از نظر اهميت رشته حقوق در دانشگاه‌ها، تعداد دفاتر حقوقي، ضخامت كتابهاي قانون، انواع بيمه‌هاي سنگين (در پرداخت جريمه) در دعاوي حقوقي (Law Suit) و آمار مناسبات حقوقي در همه زمينه‌ها تهديد به كيفر براي خطا و خيانت مختص جوامع عقب‌افتاده و روزگار قديم و قوانين ديني نمي‌باشد بلكه روز به روز گسترده تر ميگردد.

    تبيين موضوع در قالب تشبيه و تمثيل
    كلاسي را در نظر بگيريد كه دانش‌آموزي آن را با ايجاد سر و صدا و بي‌انضباطي مختل كرده‌باشد. مسلماً وظيفه معلم جز مهرباني و تذكر و اندرز و ارشاد شاگردان نيست. اكثريت شاگردان معمولاً در چنين مواردي دست از اخلالگري بر مي‌دارند. اما اگر اقليتي بخواهند باز هم نظم و آرامش كلاس را مختل سازند، معلم متوسل به "حربه نمره" مي‌شود و آنان را به محروميت از امتحان هشدار مي‌دهد. به نظر نمي‌رسد كسي باز هم به اخلالگري ادامه دهد، ولي اگر با وجود اين تدابير، همچنان به اخلال در نظم كلاس ادامه داد، فقط دو راه براي معلم باقي مي‌ماند؛ يا بايد تحمل كند و او را آزاد بگذارد، در اين صورت ادامه كلاس امكان‌پذير نبوده و حقوق ساير محصلين، كه بايد از كلاس استفاده كنند، و نظم آموزشي پايمال خواهد شد. يا آنكه به "زور" او را از اخلال باز دارد (مثلاً دست او را گرفته و موقتاً از كلاس اخراج نمايد).

    آيا اگر معلمي، پس از اجراي مراحل تذكر و تهديد (در مورد خطاكاران)، براي اداره و ادامه كلاس متوسل به توبيخ گردد، توهيني به شاگردان تلقي مي‌شود، يا تدبيري به نفع خود آنها انديشيده‌است؟ درست است كه هيچ مدرسه‌اي براي تنبيه تأسيس نشده و هيچگاه تنبيه نمي‌تواند جاي تعليم را بگيرد، امّا آيا كاربرد آن در موارد نادر و استثنائي، در شرايطي كه راه حل هاي قبلي موثر واقع نشده، خلاف منطق و مصلحت است؟ علاوه بر آنكه، وجود چنين كيفري، خود به خود مانع ارتكاب خطا گشته و نگراني از اجراي آن نقش پيشگيرانه مهمي خواهد داشت.

    خانواده نيز به عنوان اولين و مهمترين واحد اجتماعي، نيازمند نظام و مقرراتي براي تعيين حقوق متقابله زن و مرد، فرزندان و والدين مي‌باشد. مسلّماً جز مهر و محبت و فداكاري و فراستِ طرفين، عامل ديگري براي دوام خانواده قابل قبول نيست. اما همه مردم و در همه مواقع، حقوق يكديگر را رعايت نمي‌كنند و واقعيت را نيز نمي‌توان ناديده گرفت .اتفاقاً قوانين كيفري، شرعي يا عرفي، در همه جوامع براي همين موارد استثنائي، آنهم براي پيشگيري، وضع مي‌شوند. بنابراين مرزها و محدوديتهاي باز دارنده و كيفرهاي پيش‌بيني شده را نبايد به همه افراد تعميم داد و جفائي به جنس مونث تلقي كرد.

    پاسخ به سئوالات احتمالى
    ۱- چرا زن نبايد بزند؟

    مي‌گويند چرا به زن چنين توصيه‌اي نشده‌است؟ و چرا زن نبايد، در صورت خيانت شوهر، او را تنبيه نمايد؟
    بايد ديد اگر چنين توصيه‌اي هم شده‌بود، آيا اصولاً با توجه به برتري نيروي جسمي مردان، چنين امري ممكن و مصلحت بود، و يا موجب درگيري و زد و خوردي مي‌شد كه معلوم نبود در نهايت به نفع زنان باشد؟ از آن گذشته، هم خيانت بايد با توجه به حقوق و وظايف دو طرف تعريف شده باشد، و هم نتايج و آثار متفاوت آن از ناحيه زن يا مرد مورد توجه قرار گيرد. چاره بدرفتاري و خشونت و خيانت مرد را آيات ديگر قرآن به ما آموزش داده است؛ وقتي زن نمي‌تواند شخصاً ستمكاري مرد را متوقف سازد، مراجعه به دستگاه قضا و مقامات داوري اين درد را درمان خواهد كرد. به عنوان مثال متناسب با جامعه معاصر نزول قرآن، سوره "مجادله" با طرح شكايت زني از همسر خود نزد پيامبر آغاز گشته و راهي عادلانه براي اعاده حقوق پايمال شده زنان گشوده است.

    ۲- توهين هرگز!
    مي‌گويند مردي كه به خود اجازه دهد دست روي زنش بلند كند، لايق زندگي مشترك نيست و بايد از او جدا شد! ... البته هيچ مردي چنين حقي ندارد و پيامبر اسلام هم فرموده است: "چگونه دستي را كه در گردن همسر خود انداخته‌ايد روي او بلند مي‌كنيد؟" امّا بايد پرسيد كدام مرد و كدام زن؟ در شرايط عادي زندگي و براي اكثريت مطلق مردم، اين شيوه قابل پذيرش نيست و تحقير و توهيني كه چنين رفتاري براي زن به وجود مي‌آورد، نابخشودني است. امّا بايد پرسيد زني كه در پنهاني به همسرش خيانت مي‌كند و به تعبير قرآن "در غياب شوهر آنچه را خدا حفظ كرده حفظ نمي‌كند" آيا با اين كار عملاً بزرگترين تحقير و توهين را عليه شوهر خود روا نمي‌دارد؟ انصافاً، توهين كداميك سنگين‌تر است؟ و اگر معناي "توهين"، پست كردن باشد، پستي ناشي از خيانت بدتر است، يا پستي ناشي از يك تنبيه تربيتي؟

    ۳- طلاق بهتر است
    مي‌گويند هر زني ترجيح مي‌دهد طلاق داده شود تا دستي روي او بلند شود.

    اولاً چنين امري از نظر آماري اثبات نشده است. البته ممكن است براي چند ساعت و چند روزي پس از يك مشاجرة خانوادگي، چنين احساسي غلبه كند، ولي پس از فروكش كردن احساسات، كمتر زني حاضر مي‌شود كانون خانواده، فرزندان و زندگي مشترك را كه سرشار از خاطرات تلخ و شيرين است، يكسره رها كند.

    ثانياً آثار و عوارض تلخ طلاق و پيامدهاي ناگوار آن براي اعضاي خانواده به مراتب سنگين ‌تر از عوارض متوسل شدن به زور در موارد خيانت است.

    ثالثاً، طلاق را به عنوان گام چهارم (پس از سه مرحله فوق ) در آيه ۳۵ سورة نساء (آيه بعدي) مطرح كرده است. اما در صورتي كه اقدامات سه مرحله‌اي قبلي مؤثر واقع نشود.
    اتفاقاً پيش ‌بيني طلاق، نشان مي‌دهد تدبير سوم فقط به عنوان يك حربه استفاده شده و هرگز كاربرد مطلقِ در همه موارد نخواهد داشت. چه بسا كساني را جز با طلاق نتوان از نافرماني در امور زناشوئي (بي‌وفائي شوهر)باز داشت.

    رابعاً، همچنانكه چند بار تا كنون در اين نوشته تكرار شده‌است، موضوع "زدن" ارتباطي به عموم زنان ندارد، كه موجب رنجش خاطر و احساس تبعيض جنسي گردد، بلكه منحصراً درباره زناني است كه وفاي در تعهدات زناشوئي نمي‌كنند و گفتگوهاي ناصحانه و شيوه‌هاي مسالمت‌آميز در مورد آنان مؤثر واقع نشده است.

    ۴- چرا به قاضى نرويم؟
    مي‌گويند اگر زني در معرض چنان انحرافاتي بود و مذاكرات و ترك بستر هم براي به راه آوردن او مؤثر واقع نشد، باز هم مرد حق ندارد متوسل به زور براي ممانعت از ادامه ارتباطات نامشروع و نافرماني همسر خود گردد حداكثر مي تواند به دادگستري و داوري دولتي مراجعه نمايد. چنين پيشنهادي ظاهرا متين و منطقي به نظر مي‌رسد، اما بايد ديد چقدر عملي و ممكن و مصلحت ميباشد ؟ اختلافات زن و شوهر معمولاً زير سقف خانه‌ها پوشيده مي‌ماند و كمتر همسايه‌اي از آن مطلع مي‌شود. اين منازعات به دليل نيازي كه طرفين به هم دارند، معمولاً فيصله پيدا مي‌كند و در مواقع سخت ‌تر، با وساطت نزديكان، اميد به اصلاح همواره وجود دارد. در حالي كه برملا كردن اختلافات يا خطا و خيانت و فساد احتمالي و كشاندن آن به دادگاه و قضاوت دادرسان، مسئله را به كوچه و بازار مي‌كشاند و زن و شوهر را زبانزد عام و خاص كرده و گره‌هاي ناگشودني جديدي پديد مي‌آورد. به علاوه، وقتي يك زن و شوهر نتوانستند مشتركاً و يا با وساطت خويشاوندان، مشكل خود را حل كنند، چه انتظاري مي‌توان از كارمندان بي‌احساس و عاطفه‌اي داشت كه فقط مقررات خشك و بي‌رحم بر آنها حكومت مي‌كند؟ گيريم دادگاه هم حكم به تنبيه زن بدهد، چه كسي اين حكم را اجرا مي‌كند؟ آيا غيرت مرد اجازه مي‌دهد زنش را مرد ديگري تنبيه كند؟ براي زن كدام بدتر است؟ آيا چنين زني امكان دارد بار ديگر به خانه شوهر بازگردد؟ از اينها گذشته، با چه دستگاه عريض و طويل دادگستري و چه تعداد قاضي و بازرس مي‌توان به مشكلات خانوادگي جوامع ميليوني رسيدگي كرد؟ و آيا مصلحت است وقت و انرژي يك مملكت صرف امور شخصي و خانوادگي گردد؟ و اصلاً آيا در جوامعي كه قانون حكومت، بلكه خدائي مي‌كند، با وجود همه تدابير و زندانها، آيا زدن‌ها و ضرب و جرح‌هاي خانوادگي و خيانت‌ها و خلاف‌ها ريشه‌كن شده‌است؟

    ۵- اين حرف ها قديميه!
    مي‌گويند اين مقررات دست و پا گير! مربوط به چهارده قرن قبل و براي يك جامعه بي‌سواد و بي‌فرهنگ وضع شده‌است. امروز زنان آزاد و رها شده‌اند، براي خود كار مي‌كنند، درآمد مستقل و حتي خانه و زندگي دارند، نه احتياجي به نفقه مرد دارند و نه حمايت و دفاع او، در اين روزگار كه قانون حاكم است، ديگر معنا و مفهومي دارد. اصلاً روزگار آقا بالا سر داشتن و مردسالاري به سر آمده‌است!

    همانطور كه گفته شد، حقوقي كه خداوند براي زن و شوهر مقرر كرده‌است، دو طرفه بوده و در يك مجموعه هماهنگ (Package) معنا مي‌دهد. به طوري كه اگر اجزائي از آن تغيير كرد، عادلانه بودن آن زير سئوال مي‌رود. مثلاً احكام مربوط به مهريه، ارث زن، قوام بودن مرد و همچنين "زدن زن" (در شرايط ويژه خود)، مربوط به جوامع و شرايطي است كه مرد وظيفه ادارة مادي خانواده را به عهده داشته و تنها نان‌آور و نگهبان و نظام دهنده خانواده بوده است. در چنان شرايطي، البته نصفه بودن ارث زن (كه نقش نان آوري نداشته) و بقيه روابط، قابل توجيه است. اما در روزگاري كه وضعيت جوامع تغيير كرده و زنان دوش به دوش مردان در تلاش براي معاش و كسب درآمد مشاركت مي كنند و نقشي مساوي در بناي زندگي مادي ايفا مي نمايند، صرفنظر از اينكه آيا كشاندن زنان به محيط‌هاي خشن زندگي و دور ساختنشان از كانون گرم خانواده و فرستادن فرزندان به مراكز نگهداري كودكان مصلحت و مفيد به حال جوامع بوده و يا ضررهاي سنگين‌تري به خودشان و به جامعه وارد شده‌است، حداقل مي‌توان گفت در چنين شرايطي چه بسا خدا هم راضي نباشد و عادلانه نداند ارث زن نصف مرد باشد و شوهري كه نه مهريه داده، نه خرجي داده و نه حمايت و دفاعي كرده است، كامجوئي از زن را حق شرعي و مسلم خود بدانــد و اجازه بيرون رفتن از خانه را هم به زنش ندهد!

    اصولاً قضاوت درباره يك حكم ديني و ارزيابــي ميزان كاربرد آن در محيط هاي غير ديني و با ضوابط و معيارهاي ارزشي ديگر كاري غير منطقي است.

    خلاصه كلام:

    مطالب گفته شده را شايد بتوان در چند جمله زير خلاصه كرد:
    ۱- موضوع زدن زن، استثنائي بسيار نادر، در شرايط ويژه سركشي در امر زناشوئي و روابط جنسي (نشوز) است.
    ۲- حكم مورد نظر، براي از ميان برداشتن برخوردهاي خشن و خونين در مورد خيانت‌هاي خانوادگي و مهار و محدود كردن آن آمده است، نه توصيه و تشويق به زدن.
    ۳- اين قوانين در چارچوب حقوق و وظائف طرفيني معنا مي‌دهد و در صورت پاي‌بند نبودن مرد به وظائف خود بي‌معنا مي‌گردد.
    ۴- هدف از تعيين اين احكام، پيشگيري و درمان قبل از وقوع است، نه مجازات و اجراي احكام.


  3. 2 کاربر از پست مفید tamas تشکرکرده اند .

    tamas (پنجشنبه 04 فروردین 90)

  4. #23
    روانشناس تربیتی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 تیر 95 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1389-5-26
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    404

    تشکرشده 451 در 101 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    سلام
    یه خصلت داریم با نام غیرت، و خصلتی دیگر داریم بانام تحجر

    غیرت همسر نشونه ایمان اونه ولی تحجر با غیرت فرق میکنه و اصلا صفت خوبی نیست

    باید سعی کنید تشخیص بدید که ایشون غیرتی هستند یا متحجر. توجه کنید که این دو باهم متفاوتند. در ادامه تعریف این مفاهیم رو میذارم. منتها اگر دلایلشون برای حرفهاشون منطقی و مبتنی بر آیات قرآن و روایات صحیح باشه، اونوقت باهاشون در این باره صحبت کنید. مثلا ازشون بپرسید که مرجع تقلیدشون کیه. بعد رساله رو براشون باز کنید و بگید که خب اگر طبق گفته مرجع تقلید حقوق مرد بر زن اینهاست، حقوق زن نسبت به مرد هم اینهاست و آیا شما واقف به این حقوق نیز هستید یا نه؟
    اگر بخواد یک طرفه به قاضی بره و فقط خودش و حقوق خودش رو ببینه اصلا خوب نیست ولی اگر در زبان و عمل(پس از تحقیق شما) مشخص بشه که پایبند به حقوق زن هم هست این نشونه خوبیه


    یه نکته فقط بگم: تفسیر بالرای از بزرگترین گناهانه. منتها تدبر در قرآن از مواردیه که بسیار تاکید شده.

    حالا توجهتون رو به تعریف تحجر و غیرت جلب میکنم:

    تحجر به معنای عدم استفاده صحیح از عقل و توقف خشک و بی اساس بر سنت های غلط است و این امر به شدت در اسلام نفی شده است و مورد نهی قرار گرفته است

    معنای غیرت
    «غیرت» در لغت؛ به معنای رشک بردن، تعصب و حفظ کردن ناموس است و در اصطلاح عبارت است از «تأثیر پذیری همراه با بغض و کینه و تیرگی دل، که انسان معمولاً زمانی درکش می کند که احساس کند فرد محبوب وی، توجه یا محبتش را معطوف شخص دیگری کرده است».

    به عبارت دیگر، «غیرت، حس درونی است که آفرینش برای محافظت و نگاهبانی از حریم خانواده و پاسداری از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقیقت، این حس در مرد وجود دارد که می خواهد ناموس خود را از دسترس کامجویی دیگران دور کند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد».



    میانه روی در غیرت
    کوتاهی و زیاده روی در هر کاری، سبب منحرف شدن آدمی از راه درست و مستقیم است و او را از رسیدن به هدف الهی باز می دارد و پی آمدهای ناگواری نیز به دنبال دارد. غیرت ورزی نیز چنین است و در صورت تفریط و افراط در آن، آثار شومی دامن گیر انسان خواهد شد. زیاده روی در غیرت افزون بر آن که موجب بدگمانی شخص نسبت به ناموس او می شود، احساس شخصیت را نیز از ناموسش می ستاند.

    درباره کوتاهی و بی توجهی در امر غیرت نیز در آموزه های پیشوایان اسلام بسیار سخن ها برجاست. مردی که تحت تأثیر تبلیغات شیطانی، هویت اصیل خود را از دست داده و زن را همچون کالایی مادی می پندارد و شخصیت خود را در داشتن زنی که در منظر دیگران خود را می آراید، جست وجو می کند، به سرزنش اسلام درمی آید، چنان که امیر مؤمنان علی علیه السلام در چنین اوضاعی بر سر مردم کوفه فریاد می زند که: «أما تَسْتَحْیُونَ وَ لا تَغارُونَ؟...؛ چرا حیا نمی کنید، شما را غیرت نیست؟...».

    پیام متن:
    حفظ میانه روی در غیرت و پرهیز از کوتاهی و زیاده روی در آن، سفارش قرآن و دین اسلام است.

  5. 3 کاربر از پست مفید mohsenazizi تشکرکرده اند .

    mohsenazizi (چهارشنبه 03 فروردین 90)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 فروردین 90 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1389-9-29
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,788
    سطح
    24
    Points: 1,788, Level: 24
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    پرستوي سفيد اينجور ادما غير قابل تحمل اند من خودم به عنوان يك مرد هيچ وقت ازين حرفها نميزنم. او مشكل شناختي دارد . شايد حركتي و ياچيزي از همسران مردم و يا دوستاش ديده فكر ميكند همه اينطورين ! صحبت يه هدبند نيست كه . فردا بخواي تو خونه خودت راحت باشي بهت گير ميده عروسي برين جرو بحت دارين . مهماني برين باز بهت گير ميده و تازه خواهرجون تواين دوره زمونه كه ميبيني چقدر پوششها راحت شده ميشه به نظرت تحمل كرد اين جور آدمي رو ؟ متعصب افراطي شاخ و دم ندارند عزيزم همينه ديگه !

  7. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 تیر 93 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    453
    امتیاز
    4,461
    سطح
    42
    Points: 4,461, Level: 42
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,177

    تشکرشده 2,204 در 465 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    سلام دوست عزيز. شما فعلا كاري به متعصب بودن يا نبودن ايشون نداشته باشين. در حال حاضر سعي كنيد منطقي و به دور از احساسات محدوده ي خودتون رو مشخص كنيد و ببينيد ميتونيد با شخصي كه از شما انتظار حجاب كامل داره ازدواج كنيد؟ آيا ميتونيد در تمام مهماني ها و جشن ها حجاب خودتون رو حفظ كنيد؟ ميتونيد اراده و استقلال خودتون رو به همسرتون واگذار كنيد؟ اين كار شايد براي افرادي كه خودشون با اين نگرش موافقن ممكن باشه، اما براي اشخاصي كه با اين شرايط سر نكردن، چندان كار راحتي نيست. حتي مخالف اين مورد هم چندان ممكن نيست. خيلي ها هم برعكس، انتظار دارند همسرشون حجاب نداشته باشه. به هر حال اين موارد بيشتر ناشي از فرهنگ و نگرش افراده. بهتره بيشتر به مقايسه فرهنگ هاتون متمركز بشين و اگر تضاد فرهنگيتون زياده در پاسخ دادن، بيشتر احتياط كنيد. اما چند نكته:
    1.تعصب ناشي از سه چيزه: 1. تجربه تلخ 2. فرهنگ 3. مقايسه خود با ديگران.
    2.درسته بعد از ازدواج ممكنه يه سري محدوديت ها از جانب همسر مشخص شه كه قرآن هم به اونها اشاره كرده، اما اين به هيچ وجه صلب آزادي انسان رو در مورد خودش شامل نميشه. خداوند انسان رو مختار و آزاد خلق كرده. پس همسر هيچگاه حق محدود كردن اراده ي شخصي فرد رو نسبت به رفتار شخصي و غير مشترك خودش نداره. (همسر فقط حق داره محدوده براي چيزهايي تعيين كنه كه به زندگي مشترك مرتبطه نه شخصي)
    3.هيچگاه پذيرنده ي تحميلي نباشيد. يعني اگر به اين باور رسيديد كه حجاب كامل بهتر و مناسبتره (با دليل و منطق و از سر ميل) بپذيرين. در غير اينصورت در پاسخ گويي عجله نكنيد.
    4.به ظاهر احكام طرف مقابلتون اعتماد نكنيد. قرآن همان اندازه كه در به سعادت رسوندن افراد ياري رسونه، ميتونه افراد جاهل و بي خرد رو به گمراهي بكشونه و به خطا و اشتباه بندازه. بنابراين در مورد ايمان خالص طرف مقابلتون بيشتر تحقيق كنيد و در جواب دادن محتاط تر باشين.
    5. فرق غيرت و تعصب هم كه محسن عزيزي گرامي به اون اشاره كردند، قابل تامل و زيبا بود.

  8. 5 کاربر از پست مفید shabe barooni تشکرکرده اند .

    shabe barooni (چهارشنبه 22 تیر 90)

  9. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    البته بنظر من قبل از اینکه رساله رو باز کنید یک نگاهی خودتون بهش بندازید چون ممکنه تعابیر و استدلالهای به قول دوستمون shabe barooni جاهلانه درش باشه که شراط رو به ضرر شما بکنه.من خودم مرحع تقلید و رساله رو قبول ندارم البته این نظر شخصیمه.
    کاش پرستوی سفید یک پستی اینجا می گذاشتن که ما خصوصیات بیشتری رو از خواستگارشون متوجه می شدیم تا شاید امکان تشخیص تعصب در افکار ایشون می بود.چون ظاهرا دوستمون از ما خواسته بودن که خصوصیات ادمهای متعصب رو بهشون بگیم

  10. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    جناب تماس عزيز
    از مطلبتون خيلي ممنون
    حقيقتا تلاش شما رو در روشن سازي اين مطلب تحسين ميكنم و اميدوارم خداوند هم شمارو مورد رحمت بي انتهاش قرار بده .

    البته بنده يك نقد كوچك نسبت به اين مطلب دارم و اونم اينه كه اولا "ناشزه" در لغت به معناي زن فاسد و خيانت كار نيست بلكه دقيقا به معناي زني هست كه از همسر خود اطاعت محض نكنه (طبق نظريه ي برخي علما به استناد به اين حديث پيامبر كه "اگر پرستش كسي به غير از خدا حرام نبود به زنان امر ميكردم شوهرانشان را بپرستند" ) و برخي ديگر هم ناشزه را به معناي زني دانستند كه تمكين نكند.

    اگر نظريه ي دوم را كه قابل قبول تر است بپذيريم آيا به نظر شما مشكل زني كه به هردليل اعم از بي اعتمادي به همسر يا ترس از رابطه جنسي و ... تمكين نميكند (نه خيانت) با كتك زدن حل ميشود؟ يا با مشورت و صحبت با اهل فن (مثل مشاور خانواده و جنسي و ...)؟

    مهم نيست آقاي تماس بياين از اين موضوع بگذريم بالاخره ميشه از اين يك آيه ي قرآن صرف نظر كرد به قول علامه طباطبايي اگر انسان فقط به همون آيات و روايتي كه يقين داره و منطقا ميپذيره عمل كنه بهشتي خواهد بود. اين همه آيه داريم ما بهش عمل نمي كنيم
    به قول شاعر:

    بگذار بي مجادله از نيل بگذريم
    كافيست هر چه عقل درافتاد با خدا

  11. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    yasaعزیز
    با تشکر از لطف شما
    من توی این مقالات این لغت رو به معنای زنی که از انجام عمل زناشویی سرباز می زنه دیدم متوجه نمی شم کجا این بیان اومده که شما می فرمایید.
    در این مقاله امده که قران 3 مرحله رو به مرد توصیه می کنه:
    ترتيبي كه قرآن در چنين مواردي (كه كاملاً نادر و استثناء مي‌باشد) توصيه كرده است، شامل سه مرحله و با استفاده از سه زمينه و توان مؤثر به شرح ذيل مي‌باشد:
    ۱- (به كارگيري توان عقلي)، در پيش گرفتن شيوه پند و اندرز (با ذكر عواقب اخروي يا آثار منفي در ميان اعضاي خانواده و فاميل و جامعه).
    ۲- (به كارگيري توان جنسي)، ترك موقت روابط زناشوئي در بستر (البته در صورتيكه رديف اول مؤثر واقع نشود، آن هم پس از مدت زمان لازم).
    ۳- (به كارگيري توان جسمي)، ممانعت از ادامه ارتباط نامشروع و خيانتي كه در شرف وقوع است .(۲)

    مرحله ی اول در زمان ما می شه همون مشاور که شما فرمودید.شاید قران اخرین راه رو برای این تنبه گذاشته تا به این واسطه مرد به حریم خانوادش خیانت نکنه

    قصد من از بیان این مقاله این بود که هم خودم هم دوستان با بعضی مفاهیم اشنا بشیم و گرنه من کوچکتر از اونم که بخوام این مفاهیم رو برای کسی بیان کنم چون دیدم داره به علت نبود اطلاعات داریم یک جاهایی به قران جفا می کنیم
    باز از لطفتون سپاسگذارم


  12. کاربر روبرو از پست مفید tamas تشکرکرده است .

    tamas (پنجشنبه 04 فروردین 90)

  13. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    نقل قول نوشته اصلی توسط tamas
    من توی این مقالات این لغت رو به معنای زنی که از انجام عمل زناشویی سرباز می زنه دیدم متوجه نمی شم کجا این بیان اومده که شما می فرمایید.
    در بعضي قسمتهاش به نظر من سعي شده بود تا القا كنه كه زن ناشزه يعني زن خائن از جله اين قسمت:
    "زن نيز در نظام حقوقي اسلام موظف است در ازاي خدماتي كه از شوهر دريافت مي‌كند، در آنچه مربوط به روابط زناشوئي (امور جنسي) است نسبت به شوهر خود وفادار بوده، نامحرمي را به خود نپذيرد و با ديگري ارتباطي نامشروع، در هر سطحي، برقرار نكند. در اين صورت اگر بيم خيانتي (نُشوزي) در اين زمينه حاصل گردد، طبيعي است كه شرع يا عرف نمي‌توانند ساكت بمانند."




  14. کاربر روبرو از پست مفید yasa تشکرکرده است .

    yasa (چهارشنبه 03 فروردین 90)

  15. #30
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: مرد متعصب به کی میگن؟(بدبین)

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasa

    در بعضي قسمتهاش به نظر من سعي شده بود تا القا كنه كه زن ناشزه يعني زن خائن از جله اين قسمت:
    "زن نيز در نظام حقوقي اسلام موظف است در ازاي خدماتي كه از شوهر دريافت مي‌كند، در آنچه مربوط به روابط زناشوئي (امور جنسي) است نسبت به شوهر خود وفادار بوده، نامحرمي را به خود نپذيرد و با ديگري ارتباطي نامشروع، در هر سطحي، برقرار نكند. در اين صورت اگر بيم خيانتي (نُشوزي) در اين زمينه حاصل گردد، طبيعي است كه شرع يا عرف نمي‌توانند ساكت بمانند."


    برای من هم جای سوال بود که چرا به این معنا به کار رفته و جالب بود که مجازاتش ارتباط نامشروع را نصحیت و راهنمایی بیان کرده بود!

    البته من اطلاعاتی در این زمینه ندارم، ولی اولین بار بود که می شنیدم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید بهشت تشکرکرده است .

    بهشت (چهارشنبه 03 فروردین 90)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تعصب و سختگیری همسر
    توسط سپیده64 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 04 خرداد 96, 22:16
  2. همسرم بیش از حد متعصبه
    توسط سپیده64 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 مرداد 94, 18:19
  3. جملات قصار بزرگان در مورد سخت گیری و تعصب
    توسط مدیرهمدردی در انجمن سخنان نغز و جملات قصار بزرگان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 بهمن 90, 11:42
  4. تعصب بیش از حد شوهر خواهرم
    توسط شاپرک جون در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 اسفند 89, 07:58
  5. تعصب از کجا می‌آید؟
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 10:37

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.