بیشتر ما یاد نگرفته ایم که احساسات خودمون را بروز بدهیم چون پدر و مادرامون هم یاد نگرفتن! یادمه یه بار کوچک بودم با مادرم با معلم های مدرسه شون(مادرم معلم مدرسه بود) رفته بودم اردو، من رفته بودم دور از مامان و داشتم بازی می کردم وقتی برگشتم مادرم داشت به معلم های دیگر می گفت که چقدر من را دوست دارد در حالی که من هیچ وقت ازش ابراز محبت کلامی ندیده بودم.
از زمانی که فهمیدم که این یه کمبوده توی خود من سعی کردم این مساله را حل کنم و با ابراز محبت به دوستانم مساله بروز احساسات را در شخص خودم حل کردم، حالا مونده بود بروز احساسات به پدر و مادرم
من الان هفت ساله که تنها زندگی می کنم یعنی از زمانی که دانشگاه قبول شدم تا بعد که مشغول کار شدم. کم کم تونستم خجالت را کنار بگذارم و دستشون را ببوسم الان هر زمان که به خانه می رم دستشون را می بوسم یا هر وقت می خوام از خونه برم هم دستشون را می بوسم و گاهی اوقات هم پشت تلفن بهشون ابراز محبت کلامی می کنم. توی این مدت اون ها هم تونسته اند گاهی اوقات این مساله را بروز دهند. البته هنوز من خیلی راه دارم تا به جایی که آقای baby رسیده اند برسم
به نظرم قبل از این که از پدر و مادرتون انتظار داشته باشید که مهارت ارتباطی شون درست بشه باید خودتون این مهارت ارتباطی را به وجود بیارید. با کنار گذاشتن خجالت و بروز احساسات کم کم این پرده ی ضخیمی که پدر و مادرتون و خودتون در ذهنتون به وجود آوردید محو می شه و ارتباط راحت می شه.







علاقه مندی ها (Bookmarks)