سلام دوست عزیز
بارها باهاش صحبت کردم در این باره و خواستم که تجدید نظر کنه تو رفتارش چون با این کارهاش فقط منو از خودش دور می کنه و یه ترسی از بودن باهاش برام ایجاد میشه.اما همش میگه نمی فهمه چی کار کرده و دست خودش نبوده و سعی میکنه دیگه تکرار نکنه.
قبول دارم که منم تو دعوا گاهی اوقات حرف هایی می زنم که خیلی ناراحتش می کنه و واقعا تحریکش می کنه به کتک زدن من. من نمی تونم مثل خودش بهش اسیب فیزیکی برسونم ،توی دعوا میخوام همون دردی رو که من می کشم با حرفام بهش انتقال بدم و اون هم مثل من زجر بکشه.دیگه مثل یه دور باطل شده.
نتیجه ی همه این ها هم شده دو تا اعصاب داغون و یه بدن همیشه کبود و زخمی.







علاقه مندی ها (Bookmarks)