سلام محدثه ،
خیلی سخته که بهت بی احترامی کنن و تو ناچار باشی علیرغم احساس بد
بی مهری و تحقیر فقط تحمل کنی ...
خیال می کنم دوست داشتن و عشق ورزیدنه که وجود انسان رو معنادار می کنه و اگر زندگی از این احساس تهی بشه خیلی رنج آور و سخته ...
اما فکر می کنم احساس عشق ، محبت و دوستی وقتی بالنده می شه و لذت و آرامش ناشی از اون زندگی رو متاثر می کنه که از سوی دوطرف به زندگی مشترک تزریق بشه ...
و یه جورایی احساسات لطیف عاشقانه مثل یه شارژر برای زندگی عمل می کنه و اگه نباشه ... هر اتفاقی ممکنه بیافته حتی بی احترامی و ...
این موضوع حتی در برخی از روابط معمول اجتماعی هم صدق می کنه .
برای خود من زیاد پیش اومده که با افرادی روبرو شدم که به محض دیدنشون احساس کردم منو دوست ندارند، یا از من خوششون نمی یاد ، یا حتی از من بدشون می یاد و یا ....
معلومه که وقتی یک همچین حسی از سمت شخص مقابل من به من القا می شه منم به سختی می تونم اونو دوست داشته باشم و در چنین شرایطی ایجاد یک رابطه ی سازنده ، مفید و موثر کمی رنج آور و سخته و نیاز به تلاش زیادی داره ...
محدثه ی خوبم ،
نمی دونم تو در این مورد با من موافقی یا نه ؟ هرچند شرایط سختی رو پشت سر گذاشتی و شاید حتی حرفهای من به نظرت کمی بی ربط بیاد ، اما خیلی دلم می خواد بدونم چقدر همسرت رو دوست داری و اصلا آیا دوستش داری یا نه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)