به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: چطور با حس مردسالاری در خانواده شوهرم کنار بیایم؟

    سلام بچه ها
    نمیتونم حرفها و رفتارهایی رو که از طرف پدر و مخصوصا مادر همسرم دیدم فراموش کنم
    البته الان مشکلی نداریم
    مادر شوهرم با اینکه انسان ارومیه باز در مقابل عروس مادرشوهره و این قلقلکهای زنانه رو کاریش نمیشه کرد
    اینبار میخوام اشتباه خودمو بگم و ازتون راهنمایی بخوام
    حرفهایی رو که مادرشوهرم میزنه همیشه به حساب خودم مینویسم
    همش فکر میکنم از ساده ترین حرفهاش قصد منفی داره و میخواد نیش و کنایه بزنه
    البته بگم مادرشوهر من محتاطه
    نیش و کنایه هاش هم خیلی غیر مستقیمه
    همین باعث شده به سادهترین رفتار و حرفش حساس بشم نکنه میخواسته چیزی برسونه به من
    منم خیلی افراطی بدبین شدم بهش
    کوچکترین حرفش منو به فکر میندازه
    اونقدر فکر میکنم که عصبانی میشم دیوونه میشم
    یه جور وسواس فکری گرفتم نسبت بهش
    گاهی دلم به حالش میسوزه
    گاهی ازش متنفر میشم
    گاهی سعی میکنم منطقی به موضوع نگاه کنم و میگم به خودم که هیچ ادمی کمال مطلق نیست و مادر شوهر منم یه انسانه و ممکنه اشتباه کنه.به خودم میگم با شرایطی که اون بزرگ شده و درش زندگی کرده همین سطح فکری انتظار میره و اینکه باید از بعضی اشتباهاتش بگذرم و بعضی رو نادیده بگیرم.
    میگم بخاطر خدا و زندگی مشترکمون بهتره بعضی چیزا رو تحمل کنم.اینطوری اون دنیا ارامش خواهم داشت و ارامش اخرت برام مهمتره
    اما فقط چند دقیقه دوام میاره
    طرز فکر منطقی و مثبت رو باید واسه خودم درونی کنم اما نمیشه
    وقتی مثل خوره فکر حرفاش به جونم میفته میخوام دق دلیمو روش خالی کنم
    اونموقع هیچ چیز ارومم نمیکنه.شده یه جور عقده
    بچه ها من خیلی پرخاشگر شدم.خیلی زود عصبانی میشم مخصوصا اگه فکرم مشغول به اینا باشه
    مامانم خیلی نگرانمه
    از یه طرف چون حرفامو اصلا بهش نمیگم
    از طرف دیگه از رفتار ظاهریم میفهمه درونم مشکل دارم
    میگفت یه روانشناس اخیرا تو tv گفت اگه کسی نتونه حرفشو بزنه پرخاشگر میشه و اینطوری مشکلش بروز میکنه
    خودم هم خیلی عذاب میکشم
    خیلی وقتا از مادرشوهرم بدم میاد
    اگه ببینم ازمون انتظار کوچکترین کاری رو داره ازش متنفر میشم
    مثلا اون روز به شوهرم گفته بود بریم با تو و خانمت واسه خواهرت کفش بخریم.گفته خیلی جاها رو گشته پیدا نکرده
    اینو با کلی مقدمه چینی و غیرمستقیم از خودم هم خواست.اما من خیلی ناراحت شدم
    انگار نباید از ما انتظاری داشته باشن
    میدونم غی منطقی فکر میکنم
    کمک کنید

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 تیر 90 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1389-12-16
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    1,599
    سطح
    22
    Points: 1,599, Level: 22
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور با حس مردسالاری در خانواده شوهرم کنار بیایم؟

    دوست عزیزم مشکل شما تقریبا شبیه مشکل من هستش اینکه همسران هر دوی ما میخواهند رئیس باشند و ما به دنبال یک زندگی مشترک هستیم از آنجایی که هنوز در آغاز راه هستیم و برای تغییر دادن اوضاع هنوز دیر نیست...
    لطفا به هر نتیجه ای که رسیدی مرا هم در جریان بگذار ... ممنونم

    نتیجی که من گرفتم این بوده:
    با مادر شوهرم هرچه قدر هم ازش متنفرم صمیمی و دوست باشم چون کلید کوک شوهرم دست اونه(متاسفانه)
    به هیچ عنوان در مورد خانواده اش حرف نزنم اینکه نمیام خونشون و چرا اینو گفتن و.... چون این نوع خانواده ها مدام در ترس هستند که عروس پسرشون رو ازشون جدا کنه و مدام توی گوش پسره هم اینو میخونند بذار بهت اعتماد کنند که همچین قصدی نداری.
    من که بعد از یک عالمه کشمکش به این نتیجه رسیدم. شما هم به نظر من با روی خوش هر وقت میخواد بره خونه پدر و مادرش باهاش برو و بعد طوریکه نفهمه در طول زمان این رفت و امد رو کم کن...
    و یادت باشه که هیچ چیز ارزش اینو نداره که شما خودتو به خاطرش مریض کنی و زندگی زناشویی ات را به خطر بندازی


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.