به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1387-11-21
    نوشته ها
    182
    امتیاز
    3,780
    سطح
    38
    Points: 3,780, Level: 38
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    96

    تشکرشده 91 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    خانم آنی:
    من و شوهرم بعد از عید بسیار زیبای پارسال که حسابی سورپرایز شدیمرابطه مون رو با خواهرهاش حفظ کردیم چون یکی از خواهرها و شوهرش زمانیکه این حادثه زیبارخ داد خانه مادرش بود اومد دم در و از من عذرخواهی کرد (بابت حرفهای زیبای پدر بزرگوارشون)!بعدش هم تابستان شد .به همین دلیل بعد از امتحانات بچه هاشون حتی بدون اینکه بپرسند من کاری دارم یا نه(اون زمان مشغول انجام پایان نامه ارشد و نمونه برداری هام بودم) خودشون تشریف آوردند و ما هم تا حد ممکن در 80متر خانه همه 8 نفرشان را به هر طریقی بود پذیرایی کردیم!!هفته بعدش برای تشکر تماس گرفتند و بیان کردند که خیلی به آنها خوش گذشته اما این تماس رفت تا امروز!!!!!!!!!!با یکی از خواهرهای شوهرم 2 بار تماس گرفتیم خیلی عادی برخورد کرد اما آن یکی اصلا محل نمیداد. البته برچسب نمیزنم اما جهت آشنایی بیشتر باید بگم قبض تلفنشون همیشه فقط آبونمانش میاد یعنی حتی 1 تماس هم با کسی نمیگیره در هر صورت به ما هم پاسخی نداد. آنتی تز من از راه دور فقط همین می تونست باشه نمیدونم به همه گفته اند ما از پدر اجازه نداریم با برادرمان رابطه داشته باشیم منم دلیل دیگری جز این تز ژن معیوب پیدا نکردم.
    باور کنید این ژن ارثی است. اگه باور ندارید از خانم دکتر تالار بپرسید
    البته برادرشوهرم خارج از کشور زندگی می کند و دوری مسیر باعث شده اون توی این شرایط رابطه اش را با ما حفظ کنه گرچه بابت این کار اون هم حرفهای زیبایی شنیده اما رابطه اش را همچنان حفظ کرده.

    در هر صورت از همه خواهرا . برادرها و پدرها و مادر ها می خواهم مستقل فکر کنند.

    یعنی نتیجه گیری من از اینهمه پرگویی اینه که :
    - گاهی عدم راهنمایی صحیح بزرگترها و هیزم گذاشتن اونها میتونه روابط همسر و خانواده اش را دچار مخاطره کنه.
    - عدم استقلال فکری توسط افراد و ترس از مقامات بالا (مانند پدر شوهر من) هم میتونه ارتباطها رو کم رنگتر کنه

    و اما پیروز این کشمکشها کسی است که بتونه راه خودشو جدا کنه و به زندگی اش بپردازه.
    به امید روزی که دیگه توی تالار هیچ بحثی از روابط تیره بین زن و شوهرها و خانواده ها نباشه و فقط از تجارب زیبامون برای هم بنویسیم. به امید آنروز

  2. کاربر روبرو از پست مفید ویونا تشکرکرده است .

    ویونا (پنجشنبه 06 اسفند 88)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    با تشكر از همگي

    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
    [align=justify]
    . . . و اما در مورد موضوع این تاپیک:

    بهتر نیست به جای بررسی کلی مسئله، بیشتر پیرامون شرایط خودتون توضیح بدید؟ چرا که با توجه به ویژگی های فرهنگی و تربیتی و شخصیتی و ... ریشه اختلافات در هر خانواده ای متفاوته. و مسلما با سوال کلی ای که شما پرسیده اید، ما هم دچار کلی گویی خواهیم شد و احتمالا نتیجه منسجم و قابل اتکایی از تاپیک گرفته نشه.

    بنابراین من منتظر می مونم تا اگر صلاح می دونید بیشتر توضیح بدید و بتونیم مسئله رو دقیق تر بررسی کنیم.

    [/align]
    اتفاقا من هم دنبال همين كلي گويي هام. در واقع من هم گرفتار نوعي از همين اختلافات هستم. منتها هر دوطرف (مادر من، همسرم و مادرش) معتقدند كه اين قبيل اختلافات بين همه هست. خوب تاحالا اين نكته ي خوب ماجراست. اما قسمت ناخوشايندش اينه كه با وجود اينكه قبول دارن اين اختلافات ناگزيره، اجازه مي دن كه توي زندگي تاثير بذاره.
    حالا من دنبال اينم كه ببينم واقعا اين اختلاف (شامل دخالت كردن، اختلاف سليقه، طعنه و كنايه و ...) اصولا ناگزيره و جزو لاينفك همه ي زندگيهاست؟ اگه اينطوره چطور بايد با اون كنار اومد؟
    نمي خواستم بحث خصوصي بشه، اما يه مثال از خودم مي زنم:
    يكماه بعد از تولد دخترم () ما به زادگاهمون برگشتيم. ظاهرا اونجا همسرم از طرف مادرم اونجور كه مي بايد (!؟) مورد توجه قرار نگرفته (مثلا براش جگر نخريدن به سيخ بكشن) يا يه همچين مواردي (در حالي كه از نظر من رفتارشون كاملا عادي و خوب بود، تاجايي كه مثلا مادرم با دست خودش براش آبميوه مي گرفت).
    اين شده به عنوان يه مساله برامون كه تقريبا هر وقت راجع به خانواده هامون صحبت مي كنيم، دوباره مطرح ميشه.
    سوال من اينجاست:
    آيا اين طرز نگرش طبيعي هست و من فقط بايد اونو مديريت كنم؟ يا اينكه بايد به فكر چاره اي براش باشم؟
    هر چند من مورد خاصي رو مطرح كردم، اما دوست دارم كماكان به صورت عمومي به اين بحث پرداخته بشه.

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mostafun
    هر دوطرف (مادر من، همسرم و مادرش) معتقدند كه اين قبيل اختلافات بين همه هست. خوب تاحالا اين نكته ي خوب ماجراست. اما قسمت ناخوشايندش اينه كه با وجود اينكه قبول دارن اين اختلافات ناگزيره، اجازه مي دن كه توي زندگي تاثير بذاره.
    حالا من دنبال اينم كه ببينم واقعا اين اختلاف (شامل دخالت كردن، اختلاف سليقه، طعنه و كنايه و ...) اصولا ناگزيره و جزو لاينفك همه ي زندگيهاست؟ اگه اينطوره چطور بايد با اون كنار اومد؟
    نمي خواستم بحث خصوصي بشه، اما يه مثال از خودم مي زنم:
    يكماه بعد از تولد دخترم () ما به زادگاهمون برگشتيم. ظاهرا اونجا همسرم از طرف مادرم اونجور كه مي بايد (!؟) مورد توجه قرار نگرفته (مثلا براش جگر نخريدن به سيخ بكشن) يا يه همچين مواردي (در حالي كه از نظر من رفتارشون كاملا عادي و خوب بود، تاجايي كه مثلا مادرم با دست خودش براش آبميوه مي گرفت).
    mostafun گرامی در مورد اول باید عرض کنم که اصلا اینگونه نیست که اینگونه اختلافات در همه زندگیها وجود داشته باشد و ما نیز ناگزیر باید خود را به آن بسپاریم! نه! بنده اینرا قبول ندارم. مثلا بنده علیرغم نوع خاص زندگی ام مادر شوهر بسیار مهربانی داشتم ( خدا رحمتشان کند) و ما با هم مشکلی نداشتیم. البته در یکی دو مورد آنهم اوایل زندگیمان سوء تفاهماتی از طرف ایشان ایجاد شد که با گذشت بنده موضوع برای همیشه فیصله پیدا کرد تا آنجا که ایشان حتی با دختران خود جرو بحث داشتند اما نصیب من فقط مهربانی ایشان بود
    و اما موضوع دوم یعنی عدم توجه مادرتان به همسر زائوی شما: ببینید اگر همسر و مادر همسر شما معتقدند به آنچه که بطور کلی برای همه اتفاق می افتد ناگزیر است، خوب پس حتما باید اینرا نیز بدانند که در عرف ما این مادر زن است که باید دخترش را در ایام زایمان و پس از آن مراقبت و نگهداری کند نه مادر شوهر! و حالا هر کاری هم مادر شوهر کرده به حساب لطف ایشان بگذارند. پس یا به عرف و باور کلی جامه تن بدهند یا به عقل و منطق! که البته به سیخ نکشیدن جیگر را نمیتوان غیر منطقی و غیر عقلی دانست! والله بنده نیز فکر نمیکردم همچین مراسمی باید حتما انجام شود!
    اینکه ما در یک موضوعی مثل ضعف ارتباطی و عدم مهارت کافی در ارتباط با خانواده همسر بیاییم و از خودمان سلب مسولیت کنیم و بگوییم خوب همه جا اینطوریست، به نظر بنده فقط یک طورایی ماست مالی کردن ضعف ها و معایب ماست و نه راه حل.

    من گاهی از اینکه مادر شوهر ندارم حرصم میگیرد! خدا انشا الله همه مادر پدر ها را حفظ کند

  5. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (شنبه 08 اسفند 88)

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    با سلام خدمت خانوم philosara عزیز، دوست خوبم منتظرت بودیم که به تالار برگردی! خوشحالم که می بینم هستی و داری با آگاهیهات ما رو هم راهنمایی میکنی؟!
    من با این جمله ی شما به طور کلی موافقم. "امروز دیگه شما باید 100% از نقش یک "پسر" خداحافظی کرده باشید و کاملا حس کنید که "راس" یک خانواده اید. حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته. و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه. اگر اینطور نیست، این خودش می تونه یکی از اساسی ترین ریشه های اختلافات موجود، و خیلی مشکلات دیگه باشه."
    و فکر می کنم که چه خانوم ها و چه آقایون که البته فکر می کنم این در مورد آقایون بیشتر نمود داره که هنوز هم خانواده و خانه ی پدریشان رو اولین خونه برای خودشون می دونن!
    من فکر نمی کنم که چون من با خواهرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، چون من با مادرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، پس همسرم هم باید در حضور خانواده اش با من مثل همون ها رفتار کنه؟ و یا رفتارهایی ازش سر بزنه که من فکر کنم که این مرد چقدر با مردی که هر روز توی خونه می بینمش فرق داره! که نمونه اش همسر خود من هست!
    کاش می شد این باور رو تغییر داد!

    با سلام خدمت خانوم philosara عزیز، دوست خوبم منتظرت بودیم که به تالار برگردی! خوشحالم که می بینم هستی و داری با آگاهیهات ما رو هم راهنمایی میکنی؟!
    من با این جمله ی شما به طور کلی موافقم. "امروز دیگه شما باید 100% از نقش یک "پسر" خداحافظی کرده باشید و کاملا حس کنید که "راس" یک خانواده اید. حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته. و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه. اگر اینطور نیست، این خودش می تونه یکی از اساسی ترین ریشه های اختلافات موجود، و خیلی مشکلات دیگه باشه."
    و فکر می کنم که چه خانوم ها و چه آقایون که البته فکر می کنم این در مورد آقایون بیشتر نمود داره که هنوز هم خانواده و خانه ی پدریشان رو اولین خونه برای خودشون می دونن!
    من فکر نمی کنم که چون من با خواهرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، چون من با مادرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، پس همسرم هم باید در حضور خانواده اش با من مثل همون ها رفتار کنه؟ و یا رفتارهایی ازش سر بزنه که من فکر کنم که این مرد چقدر با مردی که هر روز توی خونه می بینمش فرق داره! که نمونه اش همسر خود من هست!
    کاش می شد این باور رو تغییر داد!

    با سلام خدمت خانوم philosara عزیز، دوست خوبم منتظرت بودیم که به تالار برگردی! خوشحالم که می بینم هستی و داری با آگاهیهات ما رو هم راهنمایی میکنی؟!
    من با این جمله ی شما به طور کلی موافقم. "امروز دیگه شما باید 100% از نقش یک "پسر" خداحافظی کرده باشید و کاملا حس کنید که "راس" یک خانواده اید. حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته. و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه. اگر اینطور نیست، این خودش می تونه یکی از اساسی ترین ریشه های اختلافات موجود، و خیلی مشکلات دیگه باشه."
    و فکر می کنم که چه خانوم ها و چه آقایون که البته فکر می کنم این در مورد آقایون بیشتر نمود داره که هنوز هم خانواده و خانه ی پدریشان رو اولین خونه برای خودشون می دونن!
    من فکر نمی کنم که چون من با خواهرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، چون من با مادرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، پس همسرم هم باید در حضور خانواده اش با من مثل همون ها رفتار کنه؟ و یا رفتارهایی ازش سر بزنه که من فکر کنم که این مرد چقدر با مردی که هر روز توی خونه می بینمش فرق داره! که نمونه اش همسر خود من هست!
    کاش می شد این باور رو تغییر داد!

    با سلام خدمت خانوم philosara عزیز، دوست خوبم منتظرت بودیم که به تالار برگردی! خوشحالم که می بینم هستی و داری با آگاهیهات ما رو هم راهنمایی میکنی؟!
    من با این جمله ی شما به طور کلی موافقم. "امروز دیگه شما باید 100% از نقش یک "پسر" خداحافظی کرده باشید و کاملا حس کنید که "راس" یک خانواده اید. حالا دیگه خونواده شما همین خونواده 3 نفره ایه که دارید، و خونواده سابق به نوعی تبدیل شده به "فامیل". یعنی یک پله عقب تر رفته. و انتظار می ره که این تغییر برای شما کاملا "درونی" شده باشه. اگر اینطور نیست، این خودش می تونه یکی از اساسی ترین ریشه های اختلافات موجود، و خیلی مشکلات دیگه باشه."
    و فکر می کنم که چه خانوم ها و چه آقایون که البته فکر می کنم این در مورد آقایون بیشتر نمود داره که هنوز هم خانواده و خانه ی پدریشان رو اولین خونه برای خودشون می دونن!
    من فکر نمی کنم که چون من با خواهرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، چون من با مادرشوهرم رابطه ی خوبی دارم، پس همسرم هم باید در حضور خانواده اش با من مثل همون ها رفتار کنه؟ و یا رفتارهایی ازش سر بزنه که من فکر کنم که این مرد چقدر با مردی که هر روز توی خونه می بینمش فرق داره! که نمونه اش همسر خود من هست!
    کاش می شد این باور رو تغییر داد!

    بچه ها نوشته ی من چون با نوشته ی آقا ی مصطفی همزمان شده بود، به همین دلیل چندین بار تکرار شده!
    از این بابت شرمنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بچه ها نوشته ی من چون با نوشته ی آقا ی مصطفی همزمان شده بود، به همین دلیل چندین بار تکرار شده!
    از این بابت شرمنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. 2 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 09 اسفند 88)

  8. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    سلم بچه ها
    بیاین این تاپیکو از نو شروع کنیم
    بنظر من مختصر مفید ریشه اختلافات با خانواده همسر ته تهش یه چیزه:



    احساس مالکیت دو نفر بر سر یک نفر



    والسلام




    lol
    sorry




    با اجازه اومدم حرفمو اصلاح کنم
    شاید این درست تر باشه:




    حس مالکیت دو (یا چند)نفر بر سر یک نفر

  9. کاربر روبرو از پست مفید lvlahtab تشکرکرده است .

    lvlahtab (سه شنبه 11 خرداد 89)

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 بهمن 91 [ 17:07]
    تاریخ عضویت
    1390-12-06
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: ريشه اختلافات با خانواده ي همسر كجاست؟

    salam

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    به نظر من یکی از دلایلش اینه که خونواده ها باور ندارن بچه هاشون مستقل شدن و فکر میکنن هنوز همون دختر و پسر مجرد و بی تجربه هستن که همیشه احتیاج به کمکشون دارن.

    یکم اگه خونواده ها بچه ها روبه حال خودشون رها کنن تا بتونن با شرایط زندگی جدید کنار بیان و خودشون رو از زمان مجردیشون جدا کنن مشکلات کمتره

    من و شوهرم تا وقتی که هر روز خونواده هامون رو ببینیم و باهاشون تعامل داشته باشیم همش دعوا داریم اما وقتی هفته ای یک بار میبینیم همو روابطمون خیلی بهتره

  12. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 تیر 94 [ 05:14]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    284
    امتیاز
    3,610
    سطح
    37
    Points: 3,610, Level: 37
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    517

    تشکرشده 294 در 168 پست

    Rep Power
    42
    Array
    مهتاب جون دقیقا زدی تو خال


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.