سلام شادی خوبم
اگر امکان داره لطفا از توصیه های مشاورت و نتایجی که از عمل به اونها بدست آوردی بگو .
تشکرشده 2,234 در 570 پست
سلام شادی خوبم
اگر امکان داره لطفا از توصیه های مشاورت و نتایجی که از عمل به اونها بدست آوردی بگو .
تشکرشده 3,145 در 958 پست
طاهره عزیز الان چند وقتیه که مشاوره نرفتم چون خانم دکتری که مشاور من هستن سفر خارج از کشور هستن. اما تا حالا
1-ازم خواسته که روی احساسات ومنطقم کنترل داشته باشم و از هر دوش به میزان مناسب استفاده کنم،
2- برنامه ریزی مشخص برای زندگیمون داشته باشیم واهدافمون رو بنویسیم (که این کار رو کردیم)
3- به همسرم عملا نشون بدم که تنهاش نمیذارم
4- عکس العمل همسرم رو در زمانهایی که به کمکش احتیاج دارم بسنجم (فرصت نشده)
5- مخالفتم رو به صورت آشکار بیان نکنم و به آرامی وبا سیاست مخالفت کنم
6- ظرفیتم رو بالا ببرم، به هیچوجه پیش همسرم گریه نکنم
7- درمقابل سخنانی که می شنوم از اطرافیان فقط لبخند بزنم و فراموش کنم (دیگران را همونطور که هستن بپذیرم)
حالا قرار شده نتایج این چیزا رو ببرم براش، بعد کمکم کنه که تخلیه احساسات رو تمرین کنم و نحوه صحیح بازگو کردنشون پیش همسرمو و ...
در مورد شماره 1، نمی دونم چقدر موفق بودم، الان احساس می کنم از هر دو تاش به یه میزان استفاده می کنم و نه به مقدارمناسب.
برنامه ریزی هامون رو کردیم و اهدافمون رو نوشتیم البته اول به صورت جدا جدا و بعد با هم مقایسه کردیم و میشه گفت 99% شبیه هم بود. برای رسیدن بهشون برنامه ریزی کردیم، هم اخلاقی، هم مادی، و هم تقسیم مسئولیت ها و وظایف
در مورد شماره 3 هم تمام سعی ام از اول همین بوده، توی شرایط جدیدی که برامون پیش اومد بدون اینکه به فکر این قضیه باشم ناخودآگاه پشتش بودم و ازش حمایت کردم
متاسفانه نتونستم در این مورد همسرم روبسنجم، چون هم اینکه فرصتش پیش نیومده و هم اینکه الان شرایط مناسبی نداره...
در مورد مورد 5 هم همسرم با هر دو نمونه اش مشکل داره، اگه مخالفتم رو صریح بیان کنم ناراحت میشه اما کمتر از وقتی که بذارم با سیاست این کار رو بکنم، وقتی همون لحظه نمیگم که مخالفم و میذارم برای بعد بهش بر می خوره و میگه از همون اول باید حرفت رو بزنی
در مورد مسئله 6 هم خدا رو شکر خیلی موفق بودم و فعلا با مشکلی برخورد نکردم مسئله 7 همینطور به آرامش خاصی رسیدم دیگه شکر خدا حرفای پدر همسرم ناراحتم نمی کنه...
به نظر شما مشاوره چطور بوده؟
بی نهایت سپاسگذارم که شما و سایر دوستان پیگیر مسائل من هستین
![]()
تشکرشده 498 در 242 پست
شاد عزیزم
واقعا" موارد خوبی بود و من هم استفاده کردم
ممنون
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور
نکرده است\"
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تشکرشده 657 در 204 پست
خیلی خوب بود شاد عزیزم
تشکرشده 10 در 8 پست
عالی بود شادی جان
خیلی زیبا و منطقی داری زندگیتو هدایت میکنی . بیش از پیش موفق باشی گل خانم.
کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.
هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.
تشکرشده 73 در 47 پست
سلام شاد عزيز. خيلي خوب بود. انشاالله كه زندگيت هيچ وقت دچار تلاطم نشه.
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
تشکرشده 3,145 در 958 پست
ممنون دوستان عزیز امیدوارم خدا هیچ کدوممون رو تنها نذاره
![]()
![]()
![]()
تشکرشده 502 در 230 پست
سلام شاد گرامي
از افتادن شما در مسيري كه شايسته شما و صبر شماست بسيار خرسندم. براي كانون كوچك خونواده شما آرزوي بهترينها و گرمترين روزها رو دارم.
پويا باشيد
تشکرشده 3,145 در 958 پست
ممنون سورنای عزیز...امیدوارم بتونم تا آخرش ادامه بدم و خدا کمکم کنه
![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)