به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 27 از 73 نخستنخست ... 7171819202122232425262728293031323334353637475767 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 727
  1. #261
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام افرین هزا ر افرین به خانم سارا محترم
    خانم سارا محترم به زییایی به سو ا لات اعضا پاسخ میدهد

  2. 3 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (شنبه 24 اردیبهشت 90)

  3. #262
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سرافراز جونم..دستت درد نکنه خواهر..فعلا چای بده بخورم و کمی از اون کیکت تا جون بگیرم!!!!افرین پیش من یک امتیاز خنثی داری!!!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدابراهیمی
    سلام خانم سا را محترم سو ا ل از شما

    **سلام علیکم

    1ـ ایا تالار توانسته تغییر مثبتی در شما ایجاد کنه چه تغییری

    ** بله ..اینو در پاسخ سوال قبلی شما کامل توضیح دادم..

    2ـ زییاترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه

    **به نظر من در لحظه های بحرانی که فرد انتظار طرد شدن داره و منتظر بازخورد مثبت نیست بتونیم بهش ابراز محبت و عشق کنیم این یک حس واقعی ست و زیباترین شکل دوست داشتن...
    دوستان اجازه می خوام مطلبی براتون تعریف کنم:
    همکاری دارم که برام از زندگیش می گفت..ایشون وقتی 17 سالش بوده با پسرعموش عقد می کنه...همون سال بعد پزشکی قبول می شه و چند ماه به عروسی می فهمه همسرش دچار تومور مغزی شده ولی باهاش عروسی کرد و 1-2 سال بعد همسرش فقط با واکر راه میره..الان 16 ساله ازدواج کردن ..محل تومور جایی هست که نمیشه عمل کرد ولی بدخیم هم نیست منتها اثرات فشاری موضعی روی اعصابش میاره و موجب از کار افتادگی برخی قسمت ها شده ..این خانم بعد 16 سال چنان عاشقانه از همسرش صحبت می کنه که حد نداره با اینکه این خانمالان حدود 30 سالشه ولی واقعا این عشق احسنت داره..این زیباترین شکل دوست داشتنه...


    3ـ احسا سا نتون رو چگونه مدیریت می کنید

    خب این کار سختیه ..نمیشه تو دو خط بیان کرد ولی به همه توصیه می کنم جهت مدیریت احساسشون کاربردهای تاپیک احساسات زجرآور رو به کار ببندند من واقعا نتیجه گرفتم..اونم تقریبا 90 درصد تا الان...

    4ـ کدام خیابان تهران دوست دارید

    **خیابان خاصی دوست ندارم ولی عاشق کاخ نیاورانم و اون فضای سبزش..تالار آینه هاشم دوست دارم خیلی....

    5ـ بهترین رو ز زندگی ات کی بوده

    **روزی که با همسرم نامزد شدیم و برای اولین بار بعد مدت ها نا محرم بودن دستمو محکم تو دستش گرفت..اون لحظه دیگه هیچ آرزویی نداشتم..هیچی....

    6ـ وقتی غمگینی چه می کنی

    ** راستش قبلا تر ها گریه می کردم..الان دعا می خونم....

    7ـ چه ارزویی داری

    ** انسان بدون آرزو میمیره ..من الان خدا رو شکر از شرایطم خیلی راضیم..بتونم خودمو همسرم یک تخصص خوب بگیریم و همه خانواده من و همسرم سلامت باشیم...هیچی از خدا نمی خوام...جز سلامتی...

    8ـ تو عزت نفس رو چطو ر تعریف می کنی

    ** ساده ساده بگم احترام و دوست داشتن خود ....

    9ـ بهترین دوستتون توی تالار کیه

    ** همه دوست های خوبم هستم..از هرکدام یک درس می گیرم...

    10ـمیزان توجه شما به علم و منطق و معنو یات چه قدر است

    ** زیاد....

    11ـ با شمع جوجه ماشین یک جمله بسا ز

    بابا والله ما خوزستانی هستیم نه ....:
    با شمع و جوجه و ماشین
    رفتم خونه خاله نوشین!!

    شعر شد به جای جمله!!!!ای خــــــــــــــــــــــدا .....


    12ـ دوست داری نفر بعد صندلی داغ چه باشد

    هرکس تونست مدیر همدردی بنشونه رو صندلی داغ من بهش یک سال شارز رایگان هدیه می دم!!! تا الان یکبار هم ننشستن!!!


    13ـ به چه میزان اطلاعات روانشناسی در زندگی شخصی ات کمک کرده است و تاثیر گذار بوده است

    ** خیلی زیاد..

    14ـ مهمترین هدف زندگی ات چیست

    ** اینکه فرد مفیدی تو جامعه ام باشم و سربار نباشم...

    15ـ به کدام ار زو در زندگی رسیده ای

    ** به خیلی هاش..پدر و مادر خوب...خواهرهای خوب..خانواده همسر خوب...همسر خوب...شغلی که ارزوشو داشتم....

    16ـ اگر در ایران زندگی نکنی کجا رو انتخاب می کردید

    ** اتریش

    17ـ از چه گلی خوشت میاد

    ** زنبق زرد....

    18ـ اولین جمله ای که با خواندن این کلمات به ذهن تان می رسد
    خدا:همدم
    فرشته: اگر منظورت فرشته مهربانه ..بی نظیر در دوستی...
    جنگ: ازش متنفرم...
    بی بی: ای خــــــــــــــــــــــــ ــــــدا از دست این معتاد ضد زن!!!
    دریا:آرامش...
    تحصیل: جاده ای لایتناهی...
    موفقیت : چی بگم نصفه شبی!!!!
    خوشبختی : سلامتی....
    صندلی داغ :
    شیدا حاتمی: چه رئیسی هستی بابا یک سر نمی زنی ببینی مهمانت زنده یا مرده..خوبه سرفراز جونم تو چکه چای داد بهمون!!وضع پذیرایی خوب نیست اصلا!!
    محمد ابراهیمی : ساده و مهربان و مدیری لایق
    تالار : همدردی..
    مادر : دست ها ی شکسته اش تنها آرامش بخش روزهای زندگی من است می پرستمش ...
    پدر : اسوه تلاش و صبر و مهربانی..نگاهها و لبخندهای مهربانش من را همیشه مدیون حضورش کرده است..اسطوره لحظه های زندگیم...
    ا لوچه : نفهمیدم!!کی لوچه؟؟؟؟

    19ـ بدترین نمره ای که گرفتی کی بودو واسه چه درسی

    ** 15 از جدول ضرب..تو دانشگاه هم از بیوشیمی که ناپلئونی با 10 پاس کردم!!!..

    20ـ صندلی داغ مجازی چه حسی بهت میده

    ** حس اینکه نصفه شبا بیدارم و جمله سازی میکنم..ولی از همه دوستان ممنونم که لطف می کنند و منت می گذارند و سوال می پرسم..امیدوارم تونسته باشم لطفشونو پاسخ بدم....

    21ـ یک جمله اموزنده مفید بگوید

    ** صبر کلید بسیاری از مشکلات است....

    22ـ یک بیت شعر بگو

    **تو نیکی می کن و در دجله انداز *** که ایزد در بیابانت دهد باز **


    23ـ نظرتان درباره سری جدید صندلی داغ چه است

    ** عالیست......


    امیدوارم همیشه موفق باشید

  4. 10 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (یکشنبه 25 اردیبهشت 90)

  5. #263
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    به قول محمد آقای گل: سارا خانوم سوال از شما!

    امشب متوجه شدم که عضو مخفی تشریف داری!!!! به هر حال ما فکر کردیم که شاید از ترس بی بی باشه! حالا نه به اون همه هارت و پورت و تفنگ لوله بخاری، نه به این یواشکی توی تالار آمدنهای حضرتعالی! چرا و به چه علت؟

    چرا برای هر کلمه آقای همسر اونقدر غش و ضعف میری و بقول معروف هر کلمه اش خاطره میشه برات؟
    همه اینهایی که از همسرت می گی رو شاید هر کدوم از ماها به کرات شنیدیم، به نظرت چرا اونقدر که شما قدر اون کلمات رو میدونی ما نمیدونیم و به سادگی از کنارش رد میشیم؟
    الف. وظیفشونه!
    ب. حق مسلممونه!
    ج. دندشون نرم!
    د. ما اینیم!


    فعلا همینها بسه تا بعد

  6. 10 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (یکشنبه 25 اردیبهشت 90)

  7. #264
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام بچه ها می بخشید تاپیک را منحرف می کنم چیکار کنم اصولا آدم منحرفیم
    خواستم تشکر کنم از شکلک های خوشگلی که دوستان واسم میذارن که خیلی از خودم خوشگلتر و بهترن
    این روزها زیاد حال و حوصله ندارم انشالله یه مقدار روحیه م بهتر بشه میام با سوالاتم صندلیتونو ذوب می کنم
    :

  8. 6 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (یکشنبه 25 اردیبهشت 90)

  9. #265
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام بر سارابانوي گل و گلاب!( به خودت نگير منظورم دوستته )

    خب حالا كه انقدر روي صندلي داغ راحتي

    همونطور كه خواستي يه چاي دبش ديشلمه با اين سماور برات دم كردم



    نوش جان كن...



    حالت جا بياد


    منتظر باش تا باز هم با انبوهي از سوالات به خدمت برسيم!

    ارادتمند...سرافراز!


  10. 5 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (دوشنبه 26 اردیبهشت 90)

  11. #266
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    به به سارا بانوی گل وگلاب ، اینورا ، اگه می دونستم حریفمو رو صندلی نشوندین ... بی خیال ترک و اینا می شدم
    اما الانم هنوز دیر نشده ، اینم از خوش شانسی حریفمه دیگه ، راستی اینجا سندلی داخه یا رستوران !!!!

    سارا جون !! تفنگ به دست تو آسمونا دنبالت می گشتم مثل غاز مهاجر شکارت کنم
    شانس آوردی خودت با پای خودت اومدی قتلگاه
    نترس ، اینقدرا هم داغ نیست ، اما جاش تا یه ماه می مونه

    مال بهتره یا ثروت؟چرا؟
    بنظرمن مهمترین علت طلاق ، ازدواجه ، شما چطور فکر می کنی؟
    راستی بالاخره فهمیدی چرا میگن بالای چشمت ابروه ؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه نه پس تاثیر تالار رو شما چی بوده؟؟؟

    کدومش وحشتناکتره و چرا؟ سوسک، موش، گربه، سگ، مار، زنبور، عقرب، مارمولک، مگس، پشه، اژدها؟

    كدوم يك بدتره؟
    - خيانت
    - طلاق
    - سوختن و ساختن
    - سرد شدن تو زندگی

    از چه تیپ آدمی خوشت میاد و چرا؟

    بهترین و بدترين خاطره اي كه تو اين فروم داشتين ( خلاصه )

    كدوم يك رو بيشتر دوست داري؟
    - طلا و جواهر زیاد
    - خانه بزرگ و ماشن شیک
    - مزارع و باغهای بزرگ و سرسبز
    - کلی پول و دارائی تو بانک



    شماره پات چنده؟ چه کفشی میپوشی؟


    فكر ميكنين كدوم خصوصيت شما باعث جلب نظر ديگران میشود؟

    اگر دوباره متولد بشین (یه فرصت دوباره) چه کار خواهید کرد؟
    حالا مثل غضنفر نیای بگی ،
    خوب درس میخونم دکتر میشم مطب میزنم پول در میارم وانت میخرم کار میکنم
    اگرچه تا نزدیکیای آخرش رفتی فقط وانت مونده

    اگر الان شما مصاحبه کننده بودین دوست داشتین چه کسی رو دعوت کنید و ازش سوال بپرسین؟

    با خوندن این کلمات اولین برداشت ذهنیتون رو بنویسین.
    بی وفائی:
    بد قولی:
    بدگوئی:
    بدزبانی:
    برداشت بد:
    بد ذاتی:
    بد نامی:

    چرا اهل کل کل هستی؟

    نظرشما راجع به تبعيض بين زن و مرد چيه؟



    نظرتون درباره مهریه و مقدار اون چیه؟

    پنج تا چــــرا که توی زندگيتون كه هنوز جوابي براشون پيدا نكردين.

    حالا پنج تا آرزوی مهم خودتون رو بنویسین.

    دوست داري به سن ميانسالي برسين يا دوران جواني بهتره؟ چرا؟

    به نظرشما چرا بعضي از خانومها عادت دارن سنشون رو كمتر از اون چيزي كه هست بگن؟

    ا با خوندن هر كدوم از كلمه هاي زير اولین چيزي به ذهنتون ميرسه رو سریع بنویسید.
    فداكاري:
    عشق:
    پاييز:
    زندگي:
    ایمان:
    بهار:
    ایثار:
    انسان:
    حیوان:
    مهمان:
    ایران:


    الان ساعت چنده؟ ناهار چی داشتین؟ واسه چی تو آش کشک میریزن؟ چرا تو قرمه سبزی ماهی نمیریزن؟

    تا حالا بیف استروگانف خوردی؟ چندبار؟ چه مزه ای میده؟

    دستور طبخ پیتزا و ماکارونی و اسپاگتی رو بلدین؟ ( اگه نه چرا؟)


    جلوی آینه با خودتون حرف میزنین؟ چرا؟

    یه جوک خیلی توپ و باحال بگو:

    بهترین همدم تنهایی ات؟ بدترین دوستی که تا حالا داشتی؟

    جمع کن و حسابگری یا ولخرجی؟ چرا؟

    یه بیت شعر بگو که توش کلمه "میخ" به کار رفته باشه:

    نظرت در مورد خواستگاری خانمها از آقایون چیه؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

    فرض کن آینده است و الان همه چیز عالی و روبراهه ، الان دامادت رو بیشتر دوست داری یا عروست رو؟

    مادر زن خوبی میشی یا مادر شوهر خوبی!!

    یه آرزو کن که محال نباشه ولی زیاد دم دست هم نباشه:

    تاحالا شده خواب بد ببینی؟ بعدش چی شد؟ چرا؟

    آدم خوشبینی هستی یا آدم بد بینی؟


    ایشالله که خوب گرم شده باشی و نرمش و انعطاف لازمه رو داشته باشین جهت انجام امور اعدام با صندلی داخ خ خ خ خ...
    فکر نکنی تموم شده ها !! نه تازه دارم گرمترش می کنم ، شما 48 دقیقه وقت داری جواب بدی ،( وقت طلاست )
    سوالات به رنگ آبی

    نظزت راجع یه جمله داخل پرانتز

    رنگ سوسک مورد علاقه ات چیه ؟ نگو که علاقه نداری !! قدو وزنش رو هم بگو

    تا حالا خلاف کردی؟ از خلاف خوشت میاد؟
    بهترین تفریحت چیه؟ چرا؟

    چرا توپ گرده؟
    زمین چرا گرده؟
    چرا خان دائی چاقه ؟ چرا کتری رو گازه ؟ چرا ... چرا چی ؟

    چرا وقتی سیب تو سر نیوتن خورد تعجب کرد؟

    چرا مارمولک شبیه سوسماره ولی بهش میگن مار+ مولک؟
    پنج تا چــــرا که توی زندگيتون كه هنوز جوابي براشون پيدا نكردين.

    حالا پنج تا آرزوی مهم خودتون رو بنویسین.
    چندتا میوه که دوست داری رو بگو:

    غذا چی دوست داری؟ شکمو هستی یا نه؟

    خیلی اساسی و فنی اما خلاصه بزغاله رو توصیف و تشریح کن:

    تا حالا برق گرفتگی رو تجربه کردی؟ توضیح بده:


    تا حالا دعوا و کتک کاری داشتی؟ شیری یا روباه؟

    گریه کردی؟ آخرین بار؟ اولین بار؟ وسطاش رو هم بگو دیگه:

    عشق رو تو نیم خط تعریف کن:

    اگه صد میلیون بهت بدیم چیکار میکنی؟

    اگه سیصد میلیون دیگه هم بهت بدیم چیکار میکنی؟

    حالا اگه همشو ازت بگیریم بهت یه بیست و پنج تومنی بدم چیکار میکنی؟

    حالا اگه اون بیست و پنج تومنی رو ازت نگیریم و بهت ببخشیم چیکار میکنی؟

    به چه رنگی علاقه داری؟ چرا؟


    یه جوک دیگه هم بگو ولی ایندفعه باید بامزه تر باشه ها اون یکی زیاد خوب نبود:

    نظرت در مورد فرهنگ و تاریخ ایران چیه؟ از گذشتگان کیا رو بیشتر دوست داری؟

    دلت واسه کسی تنگ میشه؟ چرا؟

    نظرت راجع به کله و پاچه چیه؟ سیرابی دوست داری؟ حلیم چی؟ نون و پنیر بهتره یا کباب بره؟

    تا بحال ضایع شدی؟ تعریف کن ( خلاصه)
    بجز تو تالار و توسط BABYو

    از بین زیبایی و ثروت کدوم رو انتخاب میکنی ؟ البته فرض بر این است که با ثروت زیبایی رو نمیشه خرید( فقط یک انتخاب)



    راستی می دونی چند تا رنگ داریم ؟
    ..

    3 تا ، 6 تا ، 12 ،24 برو بالا ، بالاتر .... خب بسه دیگه ، "هر کی حیلی بالا بره ، وقتی میخوره زمین بیشتر دردش میگیره " ولی درسته 256 تا

    بریم سراغ سوالای بنفش

    ببینم این سارا بانو ی شلوغ و شیطون... اینجا چجوری میخواد از دستم فرار کنه....

    سارا خودتو آماده کن که نقشه قتلت رو در سر می پروانم.... البته قتل مجازی جیگر و با صندلی داغ!!!!


    نظرت راجع به "هر کی حیلی بالا بره ، وقتی میخوره زمین بیشتر دردش میگیره "
    حالا راجع به این یکی "وقتی آدمای ضایع با ارزش بشن ، ارزشها ضایع میشن"



    کش شلوار رو تو یک خط تعریف کن:

    فرق کش شلوار و بند تنبون چیه؟

    سوال خیلی مهم که میتونه تمام مشکلات دنیارو حل کنه :
    آدم و یه بوس خر کنه بهتره یا یه خر آدمو بوس کنه ؟

    اگه جای BABY بودی سارا رو از کدوم ناحیه آویزون میکردی ؟
    1: گوش 2: گیس 3:گردن 4 – یه ناحیه دیگه

    مساحت دايره چقدر است ؟

    الف) ٢ متر
    ب) ٥/٢ متر
    ج) بيشتره
    د) صبر کن بپرسم

    نظرت در مورد این شعر چیه ؟

    خود ندانست مگر عاشق ما****که ز خوب رویان نتوان خواست وفا****عاشقان را گر همه آب برد****خوب رویان را همه خواب برد


  12. 12 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 26 اردیبهشت 90)

  13. #267
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 تیر 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1387-4-01
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    5,107
    سطح
    45
    Points: 5,107, Level: 45
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    696

    تشکرشده 713 در 214 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    من که از کل کل توی تالار خبری ندارم حوصله اش و وقتش را هم ندارم اما اگر خانم دکتر سارا خودش را سر دسته ی فمینیست ها می دونه نامردیه اگر از baby حمایت نکنم. baby جان صندلی هنوز خیلی خیلی سرده دماش را ببر بالا لطفا

  14. 4 کاربر از پست مفید مسلمان تشکرکرده اند .

    مسلمان (دوشنبه 26 اردیبهشت 90)

  15. #268
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    فعلا برم ناهار ، برمی گردم

  16. #269
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    117
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سارا بانوی گلم، منم چنتا سوال دارم ازت ...

    1- تا حالا شده به بن بست بخوری و به شدت نا امید بشی از همه چی؟ چیکار کردی اون موقع؟

    2- وقتی یه آدم معلول و ناتوان جسمی می بینی اولین احساسی که نسبت بهش داری چیه؟

    3- تا حالا با خدا قهوه خوردی؟ کی و کجا؟

    4- آدما به نظرت چه رنگی ان؟

    5- می توان آیا به دل دستور داد؟

    6- خدا باهات حرف زده تا حالا؟ اگه آره، از کجا می فهمی این حرفا حرفای خداست؟

    7- من یه دختر بچه 4 ساله ام و ازت می پرسم: خدا خونه اش کجاست برم ببینمش ... چی جواب می دی؟ ( یادت باشه فقط چهار سالمه ها!)

    8- دلخوشی زندگی تو چیه؟

    9- قبرها بالکن دارن ؟! ...

    10- ته دنیا کجاست؟





  17. 11 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    آویژه (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  18. #270
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان
    سلام خانم دکتر
    منم اجازه می خوام چند تا سوال بپرسم

    ** سلام آقای مسلمان عزیز...

    1. اگه مریضی داشته باشین که پول عملشو و بیمارستان را نداره و اگه عمل نشه خانواده ای مادرش را از دست می ده چیکار می کنید؟

    ** الان که پزشک عمومی هستیم کمک کردن محدود میشه به نگرفتن حق ویزیت و دادن پول دارو یا تجهیزات مورد نیاز ولی ان شا الله اگر خدا بخواد هم من و همسرم قصد داریم حتما در آینده اگر در چنین شرایطی قرار گرفتیم انسانیت به پول ترجیح بدیم..نمی دونم چقدر موفق میشیم و چقدر زمان در اینده مارو تغییر خواهد داد و چقدر اسیر پول خواهیم شد ولی این نیتی هست که الان در ذهن داریم..توکل به خدا....



    2. وقتی با مریض هایی که به علت اعتیاد دچار فقر هستند روبه رو می شید چه عکس العملی دارید؟

    **نمی دونم چی بگم..یکی از مشمئز کننده ترین صحنه های زندگی ادم همین صحنه هاست..من به واقع به این افراد حس خوبی نداریم و واقعا ضعف و ناتوانی و اگر پیشرفته باشه خفت رو در بند بند وجودشون می بینم....عکس العمل خاصی ندارم ..چون حق ندارم داشته باشم..باید مریض ها اونقدر اعتماد کنند که همه چیز به ما بگن و اگر ما بازخورد بدی بدیم ممکنه از درمان صحیح باز بمونیم...پس در درون احساس نفرت می کنم ولی ظاهرا باید خونسرد باشم و عادی رفتار کنم وهمین کارم می کنم...

    3. آیا اگر پیش از این که دکتر شوید از دردسرهای این کار خبر داشتید باز هم دکتری را انتخاب می کردید؟

    **بله..صد درصد..من کاملا از دردسرهاش اطلاع داشتم چون خواهرم می خوند ..اتفاقا خیلی منو تشویق به دندانپزشکی کرد ولی من عاشق پزشکی بودم و هنوزم هستم و هیچ وقتم پشیمان نمیشم..هیچی مثل این شغل نمی تونست منو قانع کنه....

    4. به نظرتون چرا برخی توی محیط بیمارستان حالشون به هم می خوره؟

    **ببینید یادمه در خاطره ای شما تعریف کرده بودید که این طور میشید..راستش خیلی ها این طورن..بوی خون..الکل..استفراغ..ادرار ..همه چیز توی محیط بیمارستان پخشه ...و کلا خود من اول شیفت که از فضای ازاد واردش میشم حالم بد میشه و طول میکشه عادت کنم..و در کنار همه اینها دیدن زجر و درد مردم سخت ترین صحنه هاست ...

    5. وقتی کسی سرخود و بدون مراجعه به دکتر دارو مصرف می کنه چه عکس العملی دارید؟

    ** داروهای بی خطر رو که در حد رفع علامت هستند رو عکس العمل خاصی نمیدم ولی در رابطه با آنتی بیوتیک خیلی حساسم ...و اکثر اوقات دارم دعوا می کنم...آموکسی سیلین شده نقل اصلا دیگه رو هیچ کس به راحتی اثر نمی کنه بسکه خود درمانی غلط کردند..بسته به نوع دارو و نوع مریض رفلکس های متفاوتی دارم...

    6. اگه مریضتون کسی باشه که خیلی براتون عزیزه چه احساسی دارید؟ فکر می کنید در کار پزشکی تون تاثیر داره؟

    ** راستش کلا من خیلی برام مهمه درمانی که میدم برای مریض ایجاد مشکل نکنه حالا چه اعضا خانواده ام باشند چه سایر انسان ها ...ولی روی طریقه مصرف و فوکوس روی درمان کامل چون به طبع به بستگانم نزدیکترم بیشتر فوکوس می کنم ولی هیچ زمان در دقتم در درمان یک مریض تفاوتی نداره ..ولی راستش از مریض هایی که ادعا می کنن همه چیز می دونن و ما چون جوونیم هیچی نمی دونیم خیلی بدم میاد تا حالا چند تا شونم از اتاقم بیرون کردم!!!!

    7. توی اورژانس بیمارها فریاد می زنند و کمک می خواهند، یک نفر زائو است، یک نفر پایش شکسته،یکی تصادف کرده و ... شما پزشک کشیک هستید آیا خونسرد هستید جوری که لج بیمارها در می آید و می خواهند شما را بزنند! یا دست و پایتان را گم می کنید؟ چگونه بر خودتان مسلط می شوید؟

    **راستش دعوام نکنی ولی خیلی خونسرد هستم جوری که همراه مریض دلش می خواد بزنتم!!!همه ما این طوریم..می دونی چرا..نه اینکه چون مریض برامون مهمنیست نه ولی کار اورژانس طوریه که مریض پاشو میزاره داخل ما سعی می کنیم از قیافه و طرز راه رفتن یا اومدنش تشخیصو تا حدی بزاریم..تو اورژانس نمیشه وقت تلف کرد مگه یک اورژانس ساکت نه اورژانسی مثل اونی که من کار می کردم هر شیفتش 200 تا بیشتر مریض می اومد...برای همین مثلا بیمار تصادفی برای همراهاش ترسناکه ولی برای ما که به وفور دیدیم نه ..ما با دیدن وضع جنرال مریض وخامت اونو تشخیص میدیم و می دونیم کدوم مریضو بیشتر بهش بها بدیم کدومو کمتر ..چون باید تریاژ بشن مریض ها و طبق اولویت بندی ویزیت بشن نه روی زمان اومدن....یادمه مریضی از در میومد با همراش تو ..همراش داد می زد خانم دکتر سرش ..سرش...منم خونسر نگاهش کردم گفتم خوب آقا بزارش رو تخت نترس..گفت داره میمیره ..گفتم نترس..و ارام ارام کارهاشو کردم و مریضشم نمرد هیچ زودم رفت..این دیگه به تجربه ست که مردم چون نمی دونن اسمشو می ذارن بی تفاوتی..نه بی تفاوتی نیست اگر قرار باشه ما هم هول بشیم با حرف های اونها که کی به مریض برسه...ما خونسردیم ولی بی تفاوت نه..حداقل من که نیستم..

    8. انتخاب کنید:
    پزشکی:
    بیمارستان خصوصی- بیمارستان دولتی.... من خصوصی ترجیح میدم...
    سردرد- دندان درد- شکستگی پا..... سردرد...
    مرگ باغ سکته! مرگ با تصادف! مرگ با سرطان!........ مرگ با سکته

    9. به نظرتان استرس ها و حوادث بیمارستان روی زندگی شخصیتان تاثیر می گذاره؟

    ** 100 درصد ..شک هم نکنید...ناخوداگاه تاثیر داره ..نمی دونم چطور توضیح بدم آدم توی یک هراس همیشگی ست..یکبار تو تالار گفتم وقتی مریضی سرفه می کنه همه فکر سرماخوردگی هستند ما فکر سرطان ریه...همین ایجاد فرسایش می کنه ..شک نکنید..دیدن هر روزه مرگ..دیدن گریه..دیدن جیغ ..دیدن دست قطع شده..دیدن خون..دیدن چشم کور شده ..چطور ممکنه اثر نکنه؟.

    10. آیا این تصور که پزشک ها سنگدل می شوند درست است؟

    ** بله و تا حدی هم خیر..سنگدل نمیشن بلکه براشون عادی میشه ..شما ویندوزت خراب میشه برات عادیه و درستش می کنی ولی من تازه کار یا نا بلد نمی دونم و گیج میشم من نمی گم شما سنگدلی می گم شما با این مورد زیاد برخورد کردی ..تجربه داری..این مثال در مورد پزشکی هم صادقه ...ما سنگدل نمیشیم ما آداپته میشیم ..همین...
    ممنونم از حضورتون و سوالهای خوبتون...

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    به قول محمد آقای گل: سارا خانوم سوال از شما!

    ** سلام خانم بی دل ...در خدمتم...

    امشب متوجه شدم که عضو مخفی تشریف داری!!!! به هر حال ما فکر کردیم که شاید از ترس بی بی باشه! حالا نه به اون همه هارت و پورت و تفنگ لوله بخاری، نه به این یواشکی توی تالار آمدنهای حضرتعالی! چرا و به چه علت؟

    ** راستشو بخواید نه دلیل خاصی نداره..من گاهی آنلاین میام گاهی مخفی ولی بی دلیله ..مثلا گاهی می خوام دنبال چیز خاصی بگردم نمی خوام تو آنلاین ها دیده بشه کجا میرم برای همین مخفی میشم ولی در کل دلیل خاصی نداره ..زیاد به این موضوع فکر نمی کنم و خودمم زیاد به این دقت نمی کنم کی چراغ روشن میاد کی خاموش..چه فرقی در اصل موضوع داره...؟؟کلا چون زمان های اومدنم محدود شده خیلی تفاوت نداره روشن بیام یا خاموش....

    چرا برای هر کلمه آقای همسر اونقدر غش و ضعف میری و بقول معروف هر کلمه اش خاطره میشه برات؟

    ** حدس می زدم همچین سوالی بپرسید..یادمه یکبار در عشقولانه های گفتاری من و چند تا از اعضا مشخص گفتید این ها هنوز جوهر عقدنامه هاشون خشک نشده..جمله خیلی پر مغزی بود..شاید علتش دقیقا همین باشه ...هرچند مال من دیگه 1 سال شده ....ولی در کل قبول دارم هرچیزی اولش یک طراوت خاصی داره ...
    ولی کلا من آدم خاطره بازی هستم..این جز خصوصیات فردی کنه..خوب یا بد من اهل خاطره هستم و برای همینهمیشه به کوچکترین بهانه هم شاد میشم هم میکنمش خاطره و هم به دگیران انتقال میدم تا تو شادی هم سهیم باشیم..مثل پست های غزاله جون..آویژه و خیلی دوستان که از عشق به همسرشون می گن نمی گن که خدای نکرده خودنمایی باشه می گن که همه در شادی هم سهیم باشیم و همه تالار بوی غم نگیره ..من که صرفا بیشتر به خاطر شاد شدن جو تالار و پخش کردن عطر عشق دوست دارم خاطره بگم...همین...


    همه اینهایی که از همسرت می گی رو شاید هر کدوم از ماها به کرات شنیدیم، به نظرت چرا اونقدر که شما قدر اون کلمات رو میدونی ما نمیدونیم و به سادگی از کنارش رد میشیم؟
    الف. وظیفشونه!
    ب. حق مسلممونه!
    ج. دندشون نرم!
    د. ما اینیم!



    گزینه د.....بله درسته ما اینیم...از نظر من همه مسئولیت های زن و مرد در قبال هم یک طرف و تعهد به انجام اون یک طرف ..تمام مردها و زن ها می دونن در قبال هم مسئولیت دارند ولی آیا همه اون مسئولیت ها رو بدرستی انجام میدن؟کاملا درست میگید اگر زوج های تالار این کلماتی که من می گم از همسرانشون نشنیده باشم جای تعجبه..چون جملات و کلماتی که من تو خاطراتم می گم نه خاص منه نه خاص فرد همسرم..تو خیلی زوج ها هست..من خودم از رابطه غزاله و شوهر محترمش یاد گرفتم ..همیشه عاشق عشق غزاله به شوهرش بودم..عشق دل به شوهرش..آوِیژه و خیلی های دیگه..لذت می بردم. برای همین فکر می کنم شاید با گفتن من همان طور که غزاله می گفت و سر لوحه من شد با گفتن منم کس دیگری بتونه این طور عشق بورزه چه عیبی داره..علتش اینه..خوشبختی هرکس تو وجودشه..یکی از این چیزها حالش بهم می خوره یکی مثل من یک بوسه میشه قشنگترین خاطره اش..من زندگی سخت نمی گیرم بی دل جان..اگر از نزدیک منو ببینی می فهمی ..که من چقدر ساده خوشحال میشم و چقدر ساده اونو پخش می کنم..و نیت خاصی هم ندارم ارزوم خوشبختی همه زوج هاست و اینکه این مسائل تابوش شکسته بشه و راحت بهم بگن دوستت دارم.همین..خوشحالم که شما به کرات از همسرت اینا رو شنیدی پس سعی کن بهشون لذت و بزرگی بدی اونوقت خیلی شادتری..خیلی..زندگی اصلا سخت نیست یک دوست دارم ساده می تونه بهانه لبخند هر روزه من باشه..همین...
    فعلا همینها بسه تا بعد

    نقل قول نوشته اصلی توسط آویژه
    سارا بانوی گلم، منم چنتا سوال دارم ازت ...

    **سلام آویژه جونم..خوشحالم توهم اومدی دوست خوبم....

    1- تا حالا شده به بن بست بخوری و به شدت نا امید بشی از همه چی؟ چیکار کردی اون موقع؟

    ** آره شده ..چند بار شده ..حتی بعدازدواجم هم یکی دوبار شده...من تو اون موقع ها از همه دور میشم و بدجور سکوت می کنم جوری که گاهی خودمم می ترسم لال بشم!!و بعد شروع می کنم نوشتن حال و هوام و اگر دسترسی به دوست خوبی داشته باشم که بهش اعتماد دارم باهاش صحبت می کنم...و سعی می کنم خودمو خالی کنم..معمولا سکوت به قول اطرافیان ترسناکی می کنم...

    2- وقتی یه آدم معلول و ناتوان جسمی می بینی اولین احساسی که نسبت بهش داری چیه؟

    ** چرا؟؟این اولین حسمه..چرا خدا این افراد این طور افرید ؟واقعا چرا؟شما می دونی؟

    3- تا حالا با خدا قهوه خوردی؟ کی و کجا؟

    ** ای بابا معلومه تازه آلبوم ابی دانلود کردی و اون قسمت شعرش که خدا با ما چای می نوشه روت اثر کرده ها....منم این قسمت اون آهنگو خیلی دوست دارم..آره من با خدا نوشیدنی زیاد داشتم.توی تمام لحظات سلامتی..توی تمام لحظات شادی..توی تمام نگاه های بیمارانم..توی التماس هام به خدا ..و..باهم نشستیم و نوشیدیم و سیراب شدیم و یاد گرفتیم که خداوند تنها قادر متعال است...

    4- آدما به نظرت چه رنگی ان؟

    ** الوان..

    5- می توان آیا به دل دستور داد؟

    ** بله ...100 درصد..دل دست ماست و ما می تونیم با ندای عقل و منطق اونو تربیت کنیم..چرا نمیشه خوب میشه به دل دستور داد...

    6- خدا باهات حرف زده تا حالا؟ اگه آره، از کجا می فهمی این حرفا حرفای خداست؟

    خدا با همه حرف می زنه..وقتی با تلاش و دقت مسیری میرم و خدا جلوش سنگ نمیذاره می فهمم خدا کارمو قبول داره..وقتی همه چیز قشنگ جفت و جور میشه می فهمم خدا باهامه..به قول خودمونی دمش گرم من واقعا بهش ایمان دارم..

    7- من یه دختر بچه 4 ساله ام و ازت می پرسم: خدا خونه اش کجاست برم ببینمش ... چی جواب می دی؟ ( یادت باشه فقط چهار سالمه ها!)

    **می گم خدا تو قلبته ..نمی تونی بری ببینیش ولی می تونی حسش کنی...

    8- دلخوشی زندگی تو چیه؟

    **عشق..عشق به پدر و مادرم..عشق به بستگانم..به همسرم..به کارم..به درسم..به عروسک هام..به دوستام..به تالار..به سفره که فامیل دورشن...به نگاه مادربزرگ و پدر بزرگ همسرم..به کودک های اطرافم...به گل ها...به درخت ها...دلخوشی من خود زندگیست اینکه مجال زندگی کردن دارم بزرگترین دلخوشی منه....


    9- قبرها بالکن دارن ؟! ...

    ** نمی دونم ..مردم میام تو تالار می گم بالکن داشت یا نه؟؟؟؟

    10- ته دنیا کجاست؟


    جای خاصی نیست..ببین آویژه جونم..د-ن-ی-ا....تهش ((ا)) داره!! دیدیش..ندیدی بدم عینک برات بگیرن ها!!!


  19. 14 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)


 
صفحه 27 از 73 نخستنخست ... 7171819202122232425262728293031323334353637475767 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.