به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 26 از 57 نخستنخست ... 61617181920212223242526272829303132333435364656 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 561
  1. #251
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1391-9-23
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    150
    سطح
    2
    Points: 150, Level: 2
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 106 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    نزدیک مراسم عروسیمون ، با مهربون در مورد مراسم و خرید و . . . حرف میزدیم . که تصمیم گرفتم برا سفره عقد کیک نگیریم . من به خاطر هزینه اش راضی نشدم . فردای روز عروسی دیدم مهربون با یه جعبه اومد خونه .

    با تعجب باز کردم دیدم یه کیک خوشگل که روش نوشته تقدیم به فرشته عزیزم

    خیلی خوشحال شدم . اصلا فکرشو هم نمیکردم که همچین کاری کنه . مهربون بهم گفت که دلم نیومد که کیک عروسیمونو نخوری

    این کارش خیلی بهم انرژی داد . . . برای شروع یه زندگی عاشقونه

  2. 16 کاربر از پست مفید *صیاد* تشکرکرده اند .

    مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  3. #252
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 12:12]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    204
    سطح
    4
    Points: 204, Level: 4
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 86 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    دیروز قرار بود برم خونه مادر شوهرم با همسری قرار گذاشتم که برم دنبالش از سر کار با هم بریم کلاس داشتمو دیر کردم با عجله رانندگی میکردم دیدم زنگ زد خانومم عجله نکنیا زمین لغزنده هستش من هنوز خودم یه عالمه کار دارم تو اروم بیا منم نگه داشتم یه شاخه گل برا عشقم گرفتمو رفتم دیدم عزیزم تو سرما بیرون مونده برا اینکه من عجله نکنم گفته بود کار دارم کوچکترین کارهاش پر از مهربونیه

  4. 14 کاربر از پست مفید behtarinam تشکرکرده اند .

    behtarinam (یکشنبه 24 دی 91), footer (دوشنبه 24 شهریور 93), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  5. #253
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1391-9-23
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    150
    سطح
    2
    Points: 150, Level: 2
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 106 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)


    یه شب تو دوران نامزدی اس های شبونه مون قطع نمیشد . داشتیم که شب بخیر میگفتیم ، مهربون گفت : الان چی دلت میخواد ؟ منم بهش گفتم کلی خوراکی خوشمزه

    دیدم یه ساعت دیگه حدودای 2 نیمه شب ، گوشیم زنگ خورد . مهربون بود . برداشتم . دیدم میگه بیا دم در .
    نگران شدم . رفتم دیدم کلی خوراکی خوشمزه برام آوره

    این کارش برام بی نظیر بود .


    مهربون از این کارا خیلی انجام میده . وقتی سر کار هستم ، یه دفعه ای به گوشیم زنگ میزنه و میگه بیا بیرون .

    میرم میبینم کلی برام خوراکی آورده . بهش میگم برا چی این همه راه و تا اینجا اومدی . میگه میدونم به خودت نمیرسی . باید تقویت بشی

    (البته الان به خاطر کارش کمتر پیشمه :( )

  6. 14 کاربر از پست مفید *صیاد* تشکرکرده اند .

    footer (دوشنبه 24 شهریور 93), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  7. #254
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 30 دی 91 [ 11:05]
    تاریخ عضویت
    1391-9-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    133
    سطح
    2
    Points: 133, Level: 2
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 29 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    نقل قول نوشته اصلی توسط *صیاد*

    یه شب تو دوران نامزدی اس های شبونه مون قطع نمیشد . داشتیم که شب بخیر میگفتیم ، مهربون گفت : الان چی دلت میخواد ؟ منم بهش گفتم کلی خوراکی خوشمزه

    دیدم یه ساعت دیگه حدودای 2 نیمه شب ، گوشیم زنگ خورد . مهربون بود . برداشتم . دیدم میگه بیا دم در .
    نگران شدم . رفتم دیدم کلی خوراکی خوشمزه برام آوره

    این کارش برام بی نظیر بود .


    مهربون از این کارا خیلی انجام میده . وقتی سر کار هستم ، یه دفعه ای به گوشیم زنگ میزنه و میگه بیا بیرون .

    میرم میبینم کلی برام خوراکی آورده . بهش میگم برا چی این همه راه و تا اینجا اومدی . میگه میدونم به خودت نمیرسی . باید تقویت بشی

    (البته الان به خاطر کارش کمتر پیشمه :( )
    ای شکمو

  8. 4 کاربر از پست مفید *سالار* تشکرکرده اند .

    footer (دوشنبه 24 شهریور 93), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  9. #255
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1391-9-23
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    150
    سطح
    2
    Points: 150, Level: 2
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 106 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)


    مراسم عروسی ما طوری برگزار شد که موسیقی و رقص نداشتیم .:)
    قبل از عروسی به مهربون گفتم حالا که ما رقص نداریم شاباش من چی میشه ؟ ؟
    همسری گفت به روی چشم . ..
    روز عروسی وقتی رفتیم تالار دیدم مهربون یه بادبزن خوشگل با کلی تراول درست کرده و اونجا داد بهم . . .

    وای نمیدونین چه قدر خوشگل و تک بود . همه مهمونا میگفتن همسرت خیلی با سلیقه است . . .
    اون کارش و سلیقه و حسش خیلی برام ارزش داشت و یکی از بهترین هدیه هایی بود که ازش گرفتم .(نه به خاطر ارزش مادیش به خاطر کاری که با عشق انجام داده بود )

  10. 16 کاربر از پست مفید *صیاد* تشکرکرده اند .

    فرخ رو (چهارشنبه 19 شهریور 93), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  11. #256
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 بهمن 92 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    270
    سطح
    5
    Points: 270, Level: 5
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered250 Experience Points
    تشکرها
    1,336

    تشکرشده 1,148 در 268 پست

    Rep Power
    42
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    دیشب داشتم با همسرم تخته بازی می کردم. ولی هر دست رو اون می برد.(با اینکه بازی من هم خوبه) دیگه بعد 7 دست باختن خیلی کلافه شده بودم.
    تو دست بعدی دیدم همسرم از قصد داره بد بازی می کنه تا من ببرم (مثل باباهایی که با بچه شون بازی می کنند و الکی بهش می بازند). بد بازی کردنش خیلی تابلو بود.
    یا وقتی جفت می آوردم خوشحال می شد و تشویقم می کرد. (انگار نه انگار که تو بازی حریف و رقیبمه)
    به روی خودم نیاوردم. ولی این کارش که دوست داشت من و خوشحال ببیند برایم خیلی ارزش داشت.

  12. 19 کاربر از پست مفید shabe niloofari تشکرکرده اند .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92), footer (دوشنبه 24 شهریور 93), shabe niloofari (یکشنبه 24 دی 91), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  13. #257
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1391-9-23
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    150
    سطح
    2
    Points: 150, Level: 2
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 106 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)


    چند ماه بعد عروسی سر یه موضوع الکی با مهربون حرفم شد . خیلی عصبانی بودم الکی داد و بیداد میکردم . بنده خدا همینطوری نشسته بود و بهم نگاه میکرد . این کارش بیشتر حرصم میداد .صدامو بالاتر بردم که اونم یه چیزی بگه
    اما اون فقط بهم لبخند میزد . خیلی عصبانی شدم و حلقه نامزدیمو دراوردم که اونو هم ناراحت کنم . مهربون با لبخند همیشگی اش گفت : ( اما اگه من بمیرم هم حلقه مو از دستم درنمیارم ) . همین که اینو گفت منم آروم شدم و زدم زیر گریه و کلی شرمنده شدم . . .
    همیشه با ارامشش منو آروم میکنه

  14. 17 کاربر از پست مفید *صیاد* تشکرکرده اند .

    footer (دوشنبه 24 شهریور 93), فرخ رو (چهارشنبه 19 شهریور 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 30 شهریور 92), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  15. #258
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 دی 92 [ 16:17]
    تاریخ عضویت
    1391-9-05
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    1,411
    سطح
    21
    Points: 1,411, Level: 21
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 30 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    سلام دوستای خوبم قشنگترین لحظه های من با همسرم مربوط میشه به اس ام اس های قشنگ وزیبایی که روز تولدم به من میده و اینکه امسال 300::روزیتولدم زود رسیدم خونه عزیزم داشت هدیه رو کادو میکرد بعد دیدم پشتش پنهان کرد بعدش بهم داد

  16. 8 کاربر از پست مفید fakhteh1365 تشکرکرده اند .

    fakhteh1365 (شنبه 23 دی 91), footer (دوشنبه 24 شهریور 93), مارتا63 (چهارشنبه 09 مرداد 92), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  17. #259
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 257 در 108 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    شمام با این تاپیکتون
    خوبه باز اینارو یاد میگیریم برا زمانی که ازدواج کردیم
    ولی انصافا خانوما به چه چیزایی کوچیکی خوشحال میشن
    خیلی جالبه

  18. 4 کاربر از پست مفید ژپتو تشکرکرده اند .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92), ژپتو (جمعه 15 دی 91), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)

  19. #260
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 91 [ 14:59]
    تاریخ عضویت
    1391-2-20
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    735
    سطح
    14
    Points: 735, Level: 14
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    87

    تشکرشده 94 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    سلام به همه بچه هاي همدردي
    من تازه عضو اين سايت شدم ، اين تاپيك واقعا عاليه و حدود يك ماه كه دنبال ش ميكنم ميخواستم ازتون تشكر كنم!

    برام دعا كنيد تا چند وقت ديگه من هم بيام خاطره بنويسم آخه در شرف كشمكش هاي ازدواجم

  20. 7 کاربر از پست مفید م.ش تشکرکرده اند .

    م.ش (شنبه 23 دی 91), بارن (دوشنبه 10 اسفند 94)


 
صفحه 26 از 57 نخستنخست ... 61617181920212223242526272829303132333435364656 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.