به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 26 از 73 نخستنخست ... 6161718192021222324252627282930313233343536465666 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 732

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام دوباره!

    واقعاً چه صندلی داغ جالبی!!!

    از خواندن جوابهای شما خیلی لذت بردم! واقعاً آفرین!!!

    سوال خیلی هست، ولی نمی دونم سارا بانو چقدر وقت پاسخگویی داره :)

    1- ترجیح می دهی یک دوستی داشته باشی که دلش پاک باشه، ولی کارهای احمقانه بکنه و ممکن باشه از این راه به تو آسیبی برسونه (مثل خاله خرسه)، یا اینکه یک دوستی داشته باشی که عاقل باشه، ولی شیشه خرده داشته باشه؟!

    2- شما به علت موقعیت شغلیت توی چشم هستی. ممکنه خیلی ها با توجه به اینکه شما دکتر هستی به سمت شما بیایند. این قضیه تا چه حد فکرت رو مشغول می کنه؟ آیا احساس بدی بهت دست می ده وقتی فکر می کنی شاید بعضی از دوستی ها بیشتر از اینکه به خاطر شخصیتت باشه، به خاطر شغلته؟ مگر وقتی که برای به دست آوردن مدرکت شب و روز درس خواندی و زحمت کشیدی، یکی از اهدافت رسیدن به همین موقعیت خوب اجتماعی نبود؟

    3- فرض کنیم در آینده شما یک پزشک جراح می شوی. همسر شما در یک سانحه به شدت مجروح می شود و در خطر مرگ است و باید سریع جراحی شود. شما این انتخاب رو داری که خودت این کار رو به عهده بگیری یا اینکه به یکی از همکارانت اعتماد کنی. چه تصمیمی می گیری؟
    (در ضمن امیدوارم شما و همسرت همیشه در سلامت کامل باشید).

    4- چرا اگر کسی پول به مردم قرض بده و بابتش سود بگیره می شه ربا، ولی وام بانکی ربا نیست؟

    5- راسته که تنها دردی که هیچ دکتری نمی تونه درمانش کنه، عاشقیه؟
    آه ز دردی که درمان ندارد! :)

    6- منظور حافظ از این بیت چی بوده؟
    ز آستین طبیبان هزار خون بچکد
    گــَرَم به تجربه دستی نهند بر دل ریش

    7- حدود 10 سال پیش با مادرم رفتیم چشم پزشک. دکتر خودش چشمهاش چپ بود!! من و مادرم هر کدوم روی یک صندلی نشسته بودیم، صندلی ها حدود 1 متر از هم فاصله داشت. وقتی نگاهمون می کرد هیچ کدوم نمی دونستیم کی رو داره نگاه می کنه. یک سوال پرسید، من و مادرم همزمان شروع کردیم به جواب دادن!
    به نظرت "گر اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی"؟ :)

    8- به یک بنده خدایی گفتم که آره، فوق لیسانسم رو دارم می گیرم، ان شا الله می خواهم ادامه بدهم برای دکتری.
    گفت وا! خب اگه می خواستی دکتر بشی، چرا نرفتی دکتر واقعی بشی؟!!!!!!
    حالا ببینم سارا بانو، یعنی شما دکتر واقعی هستی، من دکتر الکی می شم؟؟؟؟

    9- اگر فقط می تونستی 1 رتبه بدهی، به کدوم کاربر می دادی؟ چرا؟
    تا حالا شده بخوای به کسی رتبه منفی بدی؟! :)

    10- تا حالا دو بهم زنی کردی؟ :)



    ممنون از جوابهایت! باز هم میام!
    شکلکی هم که برای من انتخاب کردی جالب بود :)

  2. 9 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    آفرين سارابانوي گل! جوابات خيلي قشنگن. فكر كردم الان براي شكلك گذاشتن كم مياري ديدم نه بابا! خودم كم آوردم!!
    راجع به اون سوال آخر كه گفتي توضيح مي دي باشه! منتظرم بعدا مفصل بهم بگي!

    خب ساراجان به اين چند تا سوال هم بي زحمت جواب بده!
    - چرا rsrs رو به سارابانو تبديل كردي؟ نكنه اسم و فاميلتو لو مي داد؟
    - با هيچكدوم از اعضاي تالار همدردي در عالم واقعيت دوست هستي و مي شناسي؟مثلا فرشته مهربون يا بالهاي صداقت؟
    - تا حالا محل كارت در مواجهه با بيمارها معجزه ديدي؟ كه مثلا طرف بدون دليل خوب شده باشه و كاسه كوزه هرچي علم پزشكي رو بهم ريخته باشه؟
    - مي دونستي من ازآقاي مدير خواهش كردم بيان توي صندلي داغ شركت كنن اونوقت فيضش به شما رسيده؟ (البته ريا نشه...الان مدير ميگن عجب دختره بي جنبه اي! يادم باشه دفعه ديگه هرچي گفت برعكسشو انجام بدم)
    من كه از اومدنشون خيلي خوشحال شدم.
    - فكر مي كني خانم مدير همدردي چطور ادميه؟خودشم روانشناسه؟ با اين همه نظرات فوق العاده اي كه ايشون دارن خانمشون بايد مثل سيندرلا خوشبخت باشن نه؟
    - هيچ رگي از آباداني ها داري؟ شنيدي كه زيادي اغراق مي كنن؟
    - اگر عاشقي انقدر خوبه و انقدر حسش قشنگه چرا هممون بهش نمي رسيم؟ فكر مي كني چيكار كنيم تا بهش برسيم؟
    - توي كارت چند بار به جمله :الا بذكر الله تطمئن القلوب" توجه مي كني؟ اصلا وقتي غصه ات مي گيره ياد اين جمله ميفتي؟
    - اگر چند سال بعد زندگيت با همسرت دچار روزمرگي شديد چه برنامه هايي براي حفظ طراوت زندگيتون داري؟
    - به طب گياهي و سوزني اعتقاد داري؟ خودت چيزي ازشون مي دوني؟
    اون لحظه هايي كه نامزدت بهم زده بود دنيا چه رنگي شده بود؟ آيا اميد به بازگشتش داشتي؟ مثلا خواب ببيني برگشته و از اين حرفها؟
    - تا حالا كشور خارجي رفتي؟ دوست داري كجا بري؟
    - بنظرت فرق بين شوش و شوشتر چيه؟ يعني يكيشون از اون يكي "شوش" تر بوده؟(صفت تفضيلي)

    خب حالا اينارو جواب بده بازم برميگرديم....

    راستي من متوجه نشدم اون شكلكي كه برام گذاشتي هاا يعني چه! من دنبال پروانه مي دوم يا پروانه دنبال من؟ يا من دنبال چيزي مي دوم؟ پروانه هم دنبال همون چيز؟ و اصلا هردومون دنبال چي مي دويم؟ و اصلا چرا پروانه؟ چرا يه چيز ديگه نه؟

  4. 11 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز
    آفرين سارابانوي گل! جوابات خيلي قشنگن. فكر كردم الان براي شكلك گذاشتن كم مياري ديدم نه بابا! خودم كم آوردم!!
    راجع به اون سوال آخر كه گفتي توضيح مي دي باشه! منتظرم بعدا مفصل بهم بگي!

    ** خواهش می کنم سرافراز جان..بابا ما با بی بی هر روز تو رینگ بوکسیم ..مگه میشه به این راحتی ها کم بیاریم..نه ..تو بگو..میشه؟

    خب ساراجان به اين چند تا سوال هم بي زحمت جواب بده!
    - چرا rsrs رو به سارابانو تبديل كردي؟ نكنه اسم و فاميلتو لو مي داد؟

    ** نه اتفاقا ..تازه بیشتر گمم می کرد!! نه اون کاربری من همین طوری ساخته بودم چون فکر نمی کردم ماندگار بشم..r اول اسم واقعی خودمو و s درواقع سارا هست....سارا همون دوستمه که گفتم سالهاست با هم دوستیم..من همیشه سارا بانو صداش می کردم....برای همین اسمم سارا بانوست..به خودش که گفتم با این نام تو تالارم..می گفت خدا خفت نکنه!!!

    - تا حالا محل كارت در مواجهه با بيمارها معجزه ديدي؟ كه مثلا طرف بدون دليل خوب شده باشه و كاسه كوزه هرچي علم پزشكي رو بهم ريخته باشه؟

    ** بدون دلیل نه ..من ندیدم ..ولی دیدم که در اوج ناتوانی علم ناگهان پاسخ گرفتیم..تو داستان ستایش تو تاپیک یاد باد آن روزگاران یاد باد که تو تالار نوشتم می تونی مفصل بخونیش....

    - مي دونستي من ازآقاي مدير خواهش كردم بيان توي صندلي داغ شركت كنن اونوقت فيضش به شما رسيده؟ (البته ريا نشه...الان مدير ميگن عجب دختره بي جنبه اي! يادم باشه دفعه ديگه هرچي گفت برعكسشو انجام بدم)
    من كه از اومدنشون خيلي خوشحال شدم.

    ** پس این دسیسه چینی از طرف شما بوده دیگه ..!! باشه سرافراز جونم یک جایی جبران می کنم!!! ولی خداییش سوالهاشون کاملا تربیتی بود و امیدوارم دوستان هم از سوالات مدیر از من هم از جواب های من به اونها درس لازمو گرفته باشن...

    - فكر مي كني خانم مدير همدردي چطور ادميه؟خودشم روانشناسه؟ با اين همه نظرات فوق العاده اي كه ايشون دارن خانمشون بايد مثل سيندرلا خوشبخت باشن نه؟

    ** فکر می کنم این شکلی باشن: .....نمی دونم روانشناس هستند یا نه ولی مطمئنا ایشون هم آگاهی کافی از این علم دارن...مگه سیندرلا خوشبخت بود؟؟ این کاملا بستگی داره خوشبختی رو از چه دیدی نگاه کنید ..خیلی از انسان ها از بیرون که نگاهشون کنید خوشبخت به نظر می رسند ولی وقتی نزدیک میشی می بینی خودت خوشبخت تری ..اینو کلی گفتم نه در مورد همسر اقای مدیر ..من که ایشونو نمی شناسم ولی خب با توجه به اینکه آقای مدیر این علمو دارن و روش های خوب رو بلدن مطمئنا ئر مواقع بحران می تونن بهتر از ما عمل کنند و امیدوارم نه در مورد آقای مدیر و همسر محترمشون بلکه در مورد همه ما هیچ وقت این جمله صدق نکنه که کوزه گر از کوزه شکسته آب می خوره...من برای آقای مدیر و همسرشون آرزوی بهترین ها رو دارم...

    - هيچ رگي از آباداني ها داري؟ شنيدي كه زيادي اغراق مي كنن؟

    ** نه ..ندارم ..ولی مردم خیلی خوب و خونگرمی داره...بله خب هر شهری رو به یک چیز نسبت میدن و ابادانی ها به اصطلاح لاف ....ولی لاف هاشون هم با نمکه و آدم خیلی لذت می بره ...

    - اگر عاشقي انقدر خوبه و انقدر حسش قشنگه چرا هممون بهش نمي رسيم؟ فكر مي كني چيكار كنيم تا بهش برسيم؟

    ** واقعا نمی دونم حکمت خداوند در این مورد چیه ..من معتقدم عشقی واقعیست و حس خوبی به انسان میده که در راه درست هدایت بشه ..هر حسی عشق نیست و شاید علت اینکه خدا موجب میشه بهش نرسیم همینه که حس می کنه شاید اون عشق واقعی نیست و ما از اون چیز دور میشیم .من کلا به حکمت و تقدری خیلی اعتقاد دارم اگر خداوند چیزی رو از من گرفت مطمئنا حکمتی داشته و من اصراری روی اون نخواهم داشت ..به نظرم نباید دنبال عشق گشت..من نگشتم فقط همیشه از خدا می خواستم مرد مناسبی بهم بده که من عاشقش باشم ...ولی دنبال عشق هرجا نگشتم ..عشق می تونه به وجود بیاد به شرطی که راه و رسم عاشقی همه بلد باشیم...

    - توي كارت چند بار به جمله :الا بذكر الله تطمئن القلوب" توجه مي كني؟ اصلا وقتي غصه ات مي گيره ياد اين جمله ميفتي؟

    ** خداییش آره ..این جمله برای همین امضا من شده چون من واقعا بهش اعتقاد دارم و بعد ماجرایی که تو زندگیم رخ داد واقعا بهش اعتقاد پیدا کردم..عزیزم من نه تنها در موقع خشم و ناراحتیم این جمله رو همراه تسبیحات اربعه تکرار می کنم و ارام میشم که موقع شادی هم گاهی تکرار می کنم...این جمله گره گشاست می تونی امتحان کنی....

    - اگر چند سال بعد زندگيت با همسرت دچار روزمرگي شديد چه برنامه هايي براي حفظ طراوت زندگيتون داري؟

    **نمی دونم هنوز فکر اون روزو نکردم ولی کلا چیزی که هم من هم همسرم خیلی می پسندیم سفر هست ..همسر من عاشق اینه غذاشو برداره بره وسط درخت و گل و بلبل این موضوع اونو و منو خیلی از یکنواختی در میاره ..فکر کنم سفر بهترین بهونه باشه...
    پ
    - به طب گياهي و سوزني اعتقاد داري؟ خودت چيزي ازشون مي دوني؟

    **راستش من اعتقاد ندارم و البته آگاهی بالایی هم ندارم چون به ما تدریس نمیشه تو 7 سال درس خوندن ..مگر کسی علاقه داشته و رفته دنبالش...من فقط یک سری سمینار رفتم که جالب بود ولی هیچ زمان توصیه نکردم...

    اون لحظه هايي كه نامزدت بهم زده بود دنيا چه رنگي شده بود؟ آيا اميد به بازگشتش داشتي؟ مثلا خواب ببيني برگشته و از اين حرفها؟

    **دنیا اولاش سیاه سیاه بود..من تا حدود 2 ماه کاملا سکوت اختیار کرده بودم..شکه شده بودم ...اونم خیلی تا اینکه عید بود تالارو پیدا کردم..من و فرشته همزمان عضو شدیم..و دوستهای خوبی برای هم شدیمو تو تاپیکم دوستان خوبی چون مرجان..کیوان...نقاب..طاهره و ...اون اول شرکت کردند و موجب شدند دریچه قشنگتری رو ببینم..همه عیب هامو جلوم چیدن..ازشون ممنونم...کم کم دنیا داشت از سیاهی در میومد و کم کم داشتم سعی می کردم فراموش کنم ..تقریبا دنیا برام سفید سفید شده بود وقتی همسرم بازگشت...چون دیگه ازش گذشته بودم ..ازش گذشتم و بدستش آوردم..همین...
    راستش یک خواب جالبی دیده بودم و 2-3 روز بعدش اون اومد ولی چون خیلی خاص بود خوابش اجازه می خوام تعریف نکنم در مکان عمومی...ممنونم...


    - تا حالا كشور خارجي رفتي؟ دوست داري كجا بري؟

    بله رفتم..ولی دوست دارم برم مصر..از کنجکاوی دیدن داخل اهرام مصر !!!

    - بنظرت فرق بين شوش و شوشتر چيه؟ يعني يكيشون از اون يكي "شوش" تر بوده؟(صفت تفضيلي)

    **والا من چندین بار پرسیدم ..درست نمی دونم چرا این طوره..اگر فهمیدید به منم بگید چون اینجا هرکی یک چیزی می گه؟؟

    خب حالا اينارو جواب بده بازم برميگرديم....

    راستي من متوجه نشدم اون شكلكي كه برام گذاشتي هاا يعني چه! من دنبال پروانه مي دوم يا پروانه دنبال من؟ يا من دنبال چيزي مي دوم؟ پروانه هم دنبال همون چيز؟ و اصلا هردومون دنبال چي مي دويم؟ و اصلا چرا پروانه؟ چرا يه چيز ديگه نه؟

    ** آنقدر به خودت فشار نیار سرافراز جونم..اون پروانه خوشبختیه داره میدوه دنبالت بشینه رو شونت ..آخرشم میشینه ..حالا می بینی....

  6. 10 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  7. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام خانم سا را محترم سو ا ل از شما
    1ـ ایا تالار توانسته تغییر مثبتی در شما ایجاد کنه چه تغییری
    2ـ زییاترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه
    3ـ احسا سا نتون رو چگونه مدیریت می کنید
    4ـ کدام خیابان تهران دوست دارید
    5ـ بهترین رو ز زندگی ات کی بوده
    6ـ وقتی غمگینی چه می کنی
    7ـ چه ارزویی داری
    8ـ تو عزت نفس رو چطو ر تعریف می کنی
    9ـ بهترین دوستتون توی تالار کیه
    10ـمیزان توجه شما به علم و منطق و معنو یات چه قدر است
    11ـ با شمع جوجه ماشین یک جمله بسا ز
    12ـ دوست داری نفر بعد صندلی داغ چه باشد
    13ـ به چه میزان اطلاعات روانشناسی در زندگی شخصی ات کمک کرده است و تاثیر گذار بوده است
    14ـ مهمترین هدف زندگی ات چیست
    15ـ به کدام ار زو در زندگی رسیده ای
    16ـ اگر در ایران زندگی نکنی کجا رو انتخاب می کردید
    17ـ از چه گلی خوشت میاد
    18ـ اولین جمله ای که با خواندن این کلمات به ذهن تان می رسد
    خدا
    فرشته
    جنگ
    بی بی
    دریا
    تحصیل
    موفقیت
    خوشبختی
    صندلی داغ
    شیدا حاتمی
    محمد ابراهیمی
    تالار
    مادر
    پدر
    ا لوچه
    19ـ بدترین نمره ای که گرفتی کی بودو واسه چه درسی
    20ـ صندلی داغ مجازی چه حسی بهت میده
    21ـ یک جمله اموزنده مفید بگوید
    22ـ یک بیت شعر بگو
    23ـ نظرتان درباره سری جدید صندلی داغ چه است

    امیدوارم همیشه موفق باشید

  8. 7 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سرافراز جونم..دستت درد نکنه خواهر..فعلا چای بده بخورم و کمی از اون کیکت تا جون بگیرم!!!!افرین پیش من یک امتیاز خنثی داری!!!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدابراهیمی
    سلام خانم سا را محترم سو ا ل از شما

    **سلام علیکم

    1ـ ایا تالار توانسته تغییر مثبتی در شما ایجاد کنه چه تغییری

    ** بله ..اینو در پاسخ سوال قبلی شما کامل توضیح دادم..

    2ـ زییاترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه

    **به نظر من در لحظه های بحرانی که فرد انتظار طرد شدن داره و منتظر بازخورد مثبت نیست بتونیم بهش ابراز محبت و عشق کنیم این یک حس واقعی ست و زیباترین شکل دوست داشتن...
    دوستان اجازه می خوام مطلبی براتون تعریف کنم:
    همکاری دارم که برام از زندگیش می گفت..ایشون وقتی 17 سالش بوده با پسرعموش عقد می کنه...همون سال بعد پزشکی قبول می شه و چند ماه به عروسی می فهمه همسرش دچار تومور مغزی شده ولی باهاش عروسی کرد و 1-2 سال بعد همسرش فقط با واکر راه میره..الان 16 ساله ازدواج کردن ..محل تومور جایی هست که نمیشه عمل کرد ولی بدخیم هم نیست منتها اثرات فشاری موضعی روی اعصابش میاره و موجب از کار افتادگی برخی قسمت ها شده ..این خانم بعد 16 سال چنان عاشقانه از همسرش صحبت می کنه که حد نداره با اینکه این خانمالان حدود 30 سالشه ولی واقعا این عشق احسنت داره..این زیباترین شکل دوست داشتنه...


    3ـ احسا سا نتون رو چگونه مدیریت می کنید

    خب این کار سختیه ..نمیشه تو دو خط بیان کرد ولی به همه توصیه می کنم جهت مدیریت احساسشون کاربردهای تاپیک احساسات زجرآور رو به کار ببندند من واقعا نتیجه گرفتم..اونم تقریبا 90 درصد تا الان...

    4ـ کدام خیابان تهران دوست دارید

    **خیابان خاصی دوست ندارم ولی عاشق کاخ نیاورانم و اون فضای سبزش..تالار آینه هاشم دوست دارم خیلی....

    5ـ بهترین رو ز زندگی ات کی بوده

    **روزی که با همسرم نامزد شدیم و برای اولین بار بعد مدت ها نا محرم بودن دستمو محکم تو دستش گرفت..اون لحظه دیگه هیچ آرزویی نداشتم..هیچی....

    6ـ وقتی غمگینی چه می کنی

    ** راستش قبلا تر ها گریه می کردم..الان دعا می خونم....

    7ـ چه ارزویی داری

    ** انسان بدون آرزو میمیره ..من الان خدا رو شکر از شرایطم خیلی راضیم..بتونم خودمو همسرم یک تخصص خوب بگیریم و همه خانواده من و همسرم سلامت باشیم...هیچی از خدا نمی خوام...جز سلامتی...

    8ـ تو عزت نفس رو چطو ر تعریف می کنی

    ** ساده ساده بگم احترام و دوست داشتن خود ....

    9ـ بهترین دوستتون توی تالار کیه

    ** همه دوست های خوبم هستم..از هرکدام یک درس می گیرم...

    10ـمیزان توجه شما به علم و منطق و معنو یات چه قدر است

    ** زیاد....

    11ـ با شمع جوجه ماشین یک جمله بسا ز

    بابا والله ما خوزستانی هستیم نه ....:
    با شمع و جوجه و ماشین
    رفتم خونه خاله نوشین!!

    شعر شد به جای جمله!!!!ای خــــــــــــــــــــــدا .....


    12ـ دوست داری نفر بعد صندلی داغ چه باشد

    هرکس تونست مدیر همدردی بنشونه رو صندلی داغ من بهش یک سال شارز رایگان هدیه می دم!!! تا الان یکبار هم ننشستن!!!


    13ـ به چه میزان اطلاعات روانشناسی در زندگی شخصی ات کمک کرده است و تاثیر گذار بوده است

    ** خیلی زیاد..

    14ـ مهمترین هدف زندگی ات چیست

    ** اینکه فرد مفیدی تو جامعه ام باشم و سربار نباشم...

    15ـ به کدام ار زو در زندگی رسیده ای

    ** به خیلی هاش..پدر و مادر خوب...خواهرهای خوب..خانواده همسر خوب...همسر خوب...شغلی که ارزوشو داشتم....

    16ـ اگر در ایران زندگی نکنی کجا رو انتخاب می کردید

    ** اتریش

    17ـ از چه گلی خوشت میاد

    ** زنبق زرد....

    18ـ اولین جمله ای که با خواندن این کلمات به ذهن تان می رسد
    خدا:همدم
    فرشته: اگر منظورت فرشته مهربانه ..بی نظیر در دوستی...
    جنگ: ازش متنفرم...
    بی بی: ای خــــــــــــــــــــــــ ــــــدا از دست این معتاد ضد زن!!!
    دریا:آرامش...
    تحصیل: جاده ای لایتناهی...
    موفقیت : چی بگم نصفه شبی!!!!
    خوشبختی : سلامتی....
    صندلی داغ :
    شیدا حاتمی: چه رئیسی هستی بابا یک سر نمی زنی ببینی مهمانت زنده یا مرده..خوبه سرفراز جونم تو چکه چای داد بهمون!!وضع پذیرایی خوب نیست اصلا!!
    محمد ابراهیمی : ساده و مهربان و مدیری لایق
    تالار : همدردی..
    مادر : دست ها ی شکسته اش تنها آرامش بخش روزهای زندگی من است می پرستمش ...
    پدر : اسوه تلاش و صبر و مهربانی..نگاهها و لبخندهای مهربانش من را همیشه مدیون حضورش کرده است..اسطوره لحظه های زندگیم...
    ا لوچه : نفهمیدم!!کی لوچه؟؟؟؟

    19ـ بدترین نمره ای که گرفتی کی بودو واسه چه درسی

    ** 15 از جدول ضرب..تو دانشگاه هم از بیوشیمی که ناپلئونی با 10 پاس کردم!!!..

    20ـ صندلی داغ مجازی چه حسی بهت میده

    ** حس اینکه نصفه شبا بیدارم و جمله سازی میکنم..ولی از همه دوستان ممنونم که لطف می کنند و منت می گذارند و سوال می پرسم..امیدوارم تونسته باشم لطفشونو پاسخ بدم....

    21ـ یک جمله اموزنده مفید بگوید

    ** صبر کلید بسیاری از مشکلات است....

    22ـ یک بیت شعر بگو

    **تو نیکی می کن و در دجله انداز *** که ایزد در بیابانت دهد باز **


    23ـ نظرتان درباره سری جدید صندلی داغ چه است

    ** عالیست......


    امیدوارم همیشه موفق باشید

  10. 10 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 تیر 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1387-4-01
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    5,107
    سطح
    45
    Points: 5,107, Level: 45
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    696

    تشکرشده 713 در 214 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام خانم دکتر
    منم اجازه می خوام چند تا سوال بپرسم
    1. اگه مریضی داشته باشین که پول عملشو و بیمارستان را نداره و اگه عمل نشه خانواده ای مادرش را از دست می ده چیکار می کنید؟

    2. وقتی با مریض هایی که به علت اعتیاد دچار فقر هستند روبه رو می شید چه عکس العملی دارید؟

    3. آیا اگر پیش از این که دکتر شوید از دردسرهای این کار خبر داشتید باز هم دکتری را انتخاب می کردید؟

    4. به نظرتون چرا برخی توی محیط بیمارستان حالشون به هم می خوره؟

    5. وقتی کسی سرخود و بدون مراجعه به دکتر دارو مصرف می کنه چه عکس العملی دارید؟

    6. اگه مریضتون کسی باشه که خیلی براتون عزیزه چه احساسی دارید؟ فکر می کنید در کار پزشکی تون تاثیر داره؟

    7. توی اورژانس بیمارها فریاد می زنند و کمک می خواهند، یک نفر زائو است، یک نفر پایش شکسته،یکی تصادف کرده و ... شما پزشک کشیک هستید آیا خونسرد هستید جوری که لج بیمارها در می آید و می خواهند شما را بزنند! یا دست و پایتان را گم می کنید؟ چگونه بر خودتان مسلط می شوید؟

    8. انتخاب کنید:
    پزشکی:
    بیمارستان خصوصی- بیمارستان دولتی
    سردرد- دندان درد- شکستگی پا
    مرگ باغ سکته! مرگ با تصادف! مرگ با سرطان!

    9. به نظرتان استرس ها و حوادث بیمارستان روی زندگی شخصیتان تاثیر می گذاره؟
    10. آیا این تصور که پزشک ها سنگدل می شوند درست است؟

  12. 10 کاربر از پست مفید مسلمان تشکرکرده اند .

    مسلمان (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان
    سلام خانم دکتر
    منم اجازه می خوام چند تا سوال بپرسم

    ** سلام آقای مسلمان عزیز...

    1. اگه مریضی داشته باشین که پول عملشو و بیمارستان را نداره و اگه عمل نشه خانواده ای مادرش را از دست می ده چیکار می کنید؟

    ** الان که پزشک عمومی هستیم کمک کردن محدود میشه به نگرفتن حق ویزیت و دادن پول دارو یا تجهیزات مورد نیاز ولی ان شا الله اگر خدا بخواد هم من و همسرم قصد داریم حتما در آینده اگر در چنین شرایطی قرار گرفتیم انسانیت به پول ترجیح بدیم..نمی دونم چقدر موفق میشیم و چقدر زمان در اینده مارو تغییر خواهد داد و چقدر اسیر پول خواهیم شد ولی این نیتی هست که الان در ذهن داریم..توکل به خدا....



    2. وقتی با مریض هایی که به علت اعتیاد دچار فقر هستند روبه رو می شید چه عکس العملی دارید؟

    **نمی دونم چی بگم..یکی از مشمئز کننده ترین صحنه های زندگی ادم همین صحنه هاست..من به واقع به این افراد حس خوبی نداریم و واقعا ضعف و ناتوانی و اگر پیشرفته باشه خفت رو در بند بند وجودشون می بینم....عکس العمل خاصی ندارم ..چون حق ندارم داشته باشم..باید مریض ها اونقدر اعتماد کنند که همه چیز به ما بگن و اگر ما بازخورد بدی بدیم ممکنه از درمان صحیح باز بمونیم...پس در درون احساس نفرت می کنم ولی ظاهرا باید خونسرد باشم و عادی رفتار کنم وهمین کارم می کنم...

    3. آیا اگر پیش از این که دکتر شوید از دردسرهای این کار خبر داشتید باز هم دکتری را انتخاب می کردید؟

    **بله..صد درصد..من کاملا از دردسرهاش اطلاع داشتم چون خواهرم می خوند ..اتفاقا خیلی منو تشویق به دندانپزشکی کرد ولی من عاشق پزشکی بودم و هنوزم هستم و هیچ وقتم پشیمان نمیشم..هیچی مثل این شغل نمی تونست منو قانع کنه....

    4. به نظرتون چرا برخی توی محیط بیمارستان حالشون به هم می خوره؟

    **ببینید یادمه در خاطره ای شما تعریف کرده بودید که این طور میشید..راستش خیلی ها این طورن..بوی خون..الکل..استفراغ..ادرار ..همه چیز توی محیط بیمارستان پخشه ...و کلا خود من اول شیفت که از فضای ازاد واردش میشم حالم بد میشه و طول میکشه عادت کنم..و در کنار همه اینها دیدن زجر و درد مردم سخت ترین صحنه هاست ...

    5. وقتی کسی سرخود و بدون مراجعه به دکتر دارو مصرف می کنه چه عکس العملی دارید؟

    ** داروهای بی خطر رو که در حد رفع علامت هستند رو عکس العمل خاصی نمیدم ولی در رابطه با آنتی بیوتیک خیلی حساسم ...و اکثر اوقات دارم دعوا می کنم...آموکسی سیلین شده نقل اصلا دیگه رو هیچ کس به راحتی اثر نمی کنه بسکه خود درمانی غلط کردند..بسته به نوع دارو و نوع مریض رفلکس های متفاوتی دارم...

    6. اگه مریضتون کسی باشه که خیلی براتون عزیزه چه احساسی دارید؟ فکر می کنید در کار پزشکی تون تاثیر داره؟

    ** راستش کلا من خیلی برام مهمه درمانی که میدم برای مریض ایجاد مشکل نکنه حالا چه اعضا خانواده ام باشند چه سایر انسان ها ...ولی روی طریقه مصرف و فوکوس روی درمان کامل چون به طبع به بستگانم نزدیکترم بیشتر فوکوس می کنم ولی هیچ زمان در دقتم در درمان یک مریض تفاوتی نداره ..ولی راستش از مریض هایی که ادعا می کنن همه چیز می دونن و ما چون جوونیم هیچی نمی دونیم خیلی بدم میاد تا حالا چند تا شونم از اتاقم بیرون کردم!!!!

    7. توی اورژانس بیمارها فریاد می زنند و کمک می خواهند، یک نفر زائو است، یک نفر پایش شکسته،یکی تصادف کرده و ... شما پزشک کشیک هستید آیا خونسرد هستید جوری که لج بیمارها در می آید و می خواهند شما را بزنند! یا دست و پایتان را گم می کنید؟ چگونه بر خودتان مسلط می شوید؟

    **راستش دعوام نکنی ولی خیلی خونسرد هستم جوری که همراه مریض دلش می خواد بزنتم!!!همه ما این طوریم..می دونی چرا..نه اینکه چون مریض برامون مهمنیست نه ولی کار اورژانس طوریه که مریض پاشو میزاره داخل ما سعی می کنیم از قیافه و طرز راه رفتن یا اومدنش تشخیصو تا حدی بزاریم..تو اورژانس نمیشه وقت تلف کرد مگه یک اورژانس ساکت نه اورژانسی مثل اونی که من کار می کردم هر شیفتش 200 تا بیشتر مریض می اومد...برای همین مثلا بیمار تصادفی برای همراهاش ترسناکه ولی برای ما که به وفور دیدیم نه ..ما با دیدن وضع جنرال مریض وخامت اونو تشخیص میدیم و می دونیم کدوم مریضو بیشتر بهش بها بدیم کدومو کمتر ..چون باید تریاژ بشن مریض ها و طبق اولویت بندی ویزیت بشن نه روی زمان اومدن....یادمه مریضی از در میومد با همراش تو ..همراش داد می زد خانم دکتر سرش ..سرش...منم خونسر نگاهش کردم گفتم خوب آقا بزارش رو تخت نترس..گفت داره میمیره ..گفتم نترس..و ارام ارام کارهاشو کردم و مریضشم نمرد هیچ زودم رفت..این دیگه به تجربه ست که مردم چون نمی دونن اسمشو می ذارن بی تفاوتی..نه بی تفاوتی نیست اگر قرار باشه ما هم هول بشیم با حرف های اونها که کی به مریض برسه...ما خونسردیم ولی بی تفاوت نه..حداقل من که نیستم..

    8. انتخاب کنید:
    پزشکی:
    بیمارستان خصوصی- بیمارستان دولتی.... من خصوصی ترجیح میدم...
    سردرد- دندان درد- شکستگی پا..... سردرد...
    مرگ باغ سکته! مرگ با تصادف! مرگ با سرطان!........ مرگ با سکته

    9. به نظرتان استرس ها و حوادث بیمارستان روی زندگی شخصیتان تاثیر می گذاره؟

    ** 100 درصد ..شک هم نکنید...ناخوداگاه تاثیر داره ..نمی دونم چطور توضیح بدم آدم توی یک هراس همیشگی ست..یکبار تو تالار گفتم وقتی مریضی سرفه می کنه همه فکر سرماخوردگی هستند ما فکر سرطان ریه...همین ایجاد فرسایش می کنه ..شک نکنید..دیدن هر روزه مرگ..دیدن گریه..دیدن جیغ ..دیدن دست قطع شده..دیدن خون..دیدن چشم کور شده ..چطور ممکنه اثر نکنه؟.

    10. آیا این تصور که پزشک ها سنگدل می شوند درست است؟

    ** بله و تا حدی هم خیر..سنگدل نمیشن بلکه براشون عادی میشه ..شما ویندوزت خراب میشه برات عادیه و درستش می کنی ولی من تازه کار یا نا بلد نمی دونم و گیج میشم من نمی گم شما سنگدلی می گم شما با این مورد زیاد برخورد کردی ..تجربه داری..این مثال در مورد پزشکی هم صادقه ...ما سنگدل نمیشیم ما آداپته میشیم ..همین...
    ممنونم از حضورتون و سوالهای خوبتون...

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    به قول محمد آقای گل: سارا خانوم سوال از شما!

    ** سلام خانم بی دل ...در خدمتم...

    امشب متوجه شدم که عضو مخفی تشریف داری!!!! به هر حال ما فکر کردیم که شاید از ترس بی بی باشه! حالا نه به اون همه هارت و پورت و تفنگ لوله بخاری، نه به این یواشکی توی تالار آمدنهای حضرتعالی! چرا و به چه علت؟

    ** راستشو بخواید نه دلیل خاصی نداره..من گاهی آنلاین میام گاهی مخفی ولی بی دلیله ..مثلا گاهی می خوام دنبال چیز خاصی بگردم نمی خوام تو آنلاین ها دیده بشه کجا میرم برای همین مخفی میشم ولی در کل دلیل خاصی نداره ..زیاد به این موضوع فکر نمی کنم و خودمم زیاد به این دقت نمی کنم کی چراغ روشن میاد کی خاموش..چه فرقی در اصل موضوع داره...؟؟کلا چون زمان های اومدنم محدود شده خیلی تفاوت نداره روشن بیام یا خاموش....

    چرا برای هر کلمه آقای همسر اونقدر غش و ضعف میری و بقول معروف هر کلمه اش خاطره میشه برات؟

    ** حدس می زدم همچین سوالی بپرسید..یادمه یکبار در عشقولانه های گفتاری من و چند تا از اعضا مشخص گفتید این ها هنوز جوهر عقدنامه هاشون خشک نشده..جمله خیلی پر مغزی بود..شاید علتش دقیقا همین باشه ...هرچند مال من دیگه 1 سال شده ....ولی در کل قبول دارم هرچیزی اولش یک طراوت خاصی داره ...
    ولی کلا من آدم خاطره بازی هستم..این جز خصوصیات فردی کنه..خوب یا بد من اهل خاطره هستم و برای همینهمیشه به کوچکترین بهانه هم شاد میشم هم میکنمش خاطره و هم به دگیران انتقال میدم تا تو شادی هم سهیم باشیم..مثل پست های غزاله جون..آویژه و خیلی دوستان که از عشق به همسرشون می گن نمی گن که خدای نکرده خودنمایی باشه می گن که همه در شادی هم سهیم باشیم و همه تالار بوی غم نگیره ..من که صرفا بیشتر به خاطر شاد شدن جو تالار و پخش کردن عطر عشق دوست دارم خاطره بگم...همین...


    همه اینهایی که از همسرت می گی رو شاید هر کدوم از ماها به کرات شنیدیم، به نظرت چرا اونقدر که شما قدر اون کلمات رو میدونی ما نمیدونیم و به سادگی از کنارش رد میشیم؟
    الف. وظیفشونه!
    ب. حق مسلممونه!
    ج. دندشون نرم!
    د. ما اینیم!



    گزینه د.....بله درسته ما اینیم...از نظر من همه مسئولیت های زن و مرد در قبال هم یک طرف و تعهد به انجام اون یک طرف ..تمام مردها و زن ها می دونن در قبال هم مسئولیت دارند ولی آیا همه اون مسئولیت ها رو بدرستی انجام میدن؟کاملا درست میگید اگر زوج های تالار این کلماتی که من می گم از همسرانشون نشنیده باشم جای تعجبه..چون جملات و کلماتی که من تو خاطراتم می گم نه خاص منه نه خاص فرد همسرم..تو خیلی زوج ها هست..من خودم از رابطه غزاله و شوهر محترمش یاد گرفتم ..همیشه عاشق عشق غزاله به شوهرش بودم..عشق دل به شوهرش..آوِیژه و خیلی های دیگه..لذت می بردم. برای همین فکر می کنم شاید با گفتن من همان طور که غزاله می گفت و سر لوحه من شد با گفتن منم کس دیگری بتونه این طور عشق بورزه چه عیبی داره..علتش اینه..خوشبختی هرکس تو وجودشه..یکی از این چیزها حالش بهم می خوره یکی مثل من یک بوسه میشه قشنگترین خاطره اش..من زندگی سخت نمی گیرم بی دل جان..اگر از نزدیک منو ببینی می فهمی ..که من چقدر ساده خوشحال میشم و چقدر ساده اونو پخش می کنم..و نیت خاصی هم ندارم ارزوم خوشبختی همه زوج هاست و اینکه این مسائل تابوش شکسته بشه و راحت بهم بگن دوستت دارم.همین..خوشحالم که شما به کرات از همسرت اینا رو شنیدی پس سعی کن بهشون لذت و بزرگی بدی اونوقت خیلی شادتری..خیلی..زندگی اصلا سخت نیست یک دوست دارم ساده می تونه بهانه لبخند هر روزه من باشه..همین...
    فعلا همینها بسه تا بعد

    نقل قول نوشته اصلی توسط آویژه
    سارا بانوی گلم، منم چنتا سوال دارم ازت ...

    **سلام آویژه جونم..خوشحالم توهم اومدی دوست خوبم....

    1- تا حالا شده به بن بست بخوری و به شدت نا امید بشی از همه چی؟ چیکار کردی اون موقع؟

    ** آره شده ..چند بار شده ..حتی بعدازدواجم هم یکی دوبار شده...من تو اون موقع ها از همه دور میشم و بدجور سکوت می کنم جوری که گاهی خودمم می ترسم لال بشم!!و بعد شروع می کنم نوشتن حال و هوام و اگر دسترسی به دوست خوبی داشته باشم که بهش اعتماد دارم باهاش صحبت می کنم...و سعی می کنم خودمو خالی کنم..معمولا سکوت به قول اطرافیان ترسناکی می کنم...

    2- وقتی یه آدم معلول و ناتوان جسمی می بینی اولین احساسی که نسبت بهش داری چیه؟

    ** چرا؟؟این اولین حسمه..چرا خدا این افراد این طور افرید ؟واقعا چرا؟شما می دونی؟

    3- تا حالا با خدا قهوه خوردی؟ کی و کجا؟

    ** ای بابا معلومه تازه آلبوم ابی دانلود کردی و اون قسمت شعرش که خدا با ما چای می نوشه روت اثر کرده ها....منم این قسمت اون آهنگو خیلی دوست دارم..آره من با خدا نوشیدنی زیاد داشتم.توی تمام لحظات سلامتی..توی تمام لحظات شادی..توی تمام نگاه های بیمارانم..توی التماس هام به خدا ..و..باهم نشستیم و نوشیدیم و سیراب شدیم و یاد گرفتیم که خداوند تنها قادر متعال است...

    4- آدما به نظرت چه رنگی ان؟

    ** الوان..

    5- می توان آیا به دل دستور داد؟

    ** بله ...100 درصد..دل دست ماست و ما می تونیم با ندای عقل و منطق اونو تربیت کنیم..چرا نمیشه خوب میشه به دل دستور داد...

    6- خدا باهات حرف زده تا حالا؟ اگه آره، از کجا می فهمی این حرفا حرفای خداست؟

    خدا با همه حرف می زنه..وقتی با تلاش و دقت مسیری میرم و خدا جلوش سنگ نمیذاره می فهمم خدا کارمو قبول داره..وقتی همه چیز قشنگ جفت و جور میشه می فهمم خدا باهامه..به قول خودمونی دمش گرم من واقعا بهش ایمان دارم..

    7- من یه دختر بچه 4 ساله ام و ازت می پرسم: خدا خونه اش کجاست برم ببینمش ... چی جواب می دی؟ ( یادت باشه فقط چهار سالمه ها!)

    **می گم خدا تو قلبته ..نمی تونی بری ببینیش ولی می تونی حسش کنی...

    8- دلخوشی زندگی تو چیه؟

    **عشق..عشق به پدر و مادرم..عشق به بستگانم..به همسرم..به کارم..به درسم..به عروسک هام..به دوستام..به تالار..به سفره که فامیل دورشن...به نگاه مادربزرگ و پدر بزرگ همسرم..به کودک های اطرافم...به گل ها...به درخت ها...دلخوشی من خود زندگیست اینکه مجال زندگی کردن دارم بزرگترین دلخوشی منه....


    9- قبرها بالکن دارن ؟! ...

    ** نمی دونم ..مردم میام تو تالار می گم بالکن داشت یا نه؟؟؟؟

    10- ته دنیا کجاست؟


    جای خاصی نیست..ببین آویژه جونم..د-ن-ی-ا....تهش ((ا)) داره!! دیدیش..ندیدی بدم عینک برات بگیرن ها!!!


  14. 14 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (سه شنبه 12 مهر 90)

  15. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    خب سارابانو جان! فعلا براي پذيرايي و رفع خستگي يكم استراحت بفرماييد تا دوباره خدمت شما برسيم!

    چاي؟



    قهوه؟



    نسكافه؟



    آيس كافي؟



    دسر؟



    يا بستني؟



    آخي عزيزم! مي دونم دلت خواست. بعد از ظهر با همسر گرامي يك قرار دو نفره عاشقانه بذاريد به حساب ما بريد از خودتون پذيرايي كنيد!

  16. 9 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)

  17. #9
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام افرین هزا ر افرین به خانم سارا محترم
    خانم سارا محترم به زییایی به سو ا لات اعضا پاسخ میدهد

  18. 3 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (یکشنبه 25 اردیبهشت 90)

  19. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    به قول محمد آقای گل: سارا خانوم سوال از شما!

    امشب متوجه شدم که عضو مخفی تشریف داری!!!! به هر حال ما فکر کردیم که شاید از ترس بی بی باشه! حالا نه به اون همه هارت و پورت و تفنگ لوله بخاری، نه به این یواشکی توی تالار آمدنهای حضرتعالی! چرا و به چه علت؟

    چرا برای هر کلمه آقای همسر اونقدر غش و ضعف میری و بقول معروف هر کلمه اش خاطره میشه برات؟
    همه اینهایی که از همسرت می گی رو شاید هر کدوم از ماها به کرات شنیدیم، به نظرت چرا اونقدر که شما قدر اون کلمات رو میدونی ما نمیدونیم و به سادگی از کنارش رد میشیم؟
    الف. وظیفشونه!
    ب. حق مسلممونه!
    ج. دندشون نرم!
    د. ما اینیم!


    فعلا همینها بسه تا بعد

  20. 10 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (سه شنبه 27 اردیبهشت 90)


 
صفحه 26 از 73 نخستنخست ... 6161718192021222324252627282930313233343536465666 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.