دوستان سلام


وقتي تو ماموريت بود
==تغییر قفل==
و يکي دو بار بهش گفتم تنها اومدم خونه مامان اينا و
کسي نبود بياد دنبالم و
ازش خواستم تا اجازه بده ماشين رو بردارم .
>>> مردها تمایل دارند که به طور واضح ازشون درخواست بشه نه در لفافه و غیر مستقیم---کاری که می می کرد---(تغییر قفل)<<<
** تغییر کلید**
موافقت کرد
@@@@@
==تغییر قفل==
وقتي ديد مشکلي پيش نيومده
>>> احتمالا مشکلهای کوچکی پیش اومده که شما خودت حلشون کردی--مردها تمایل دارند زنشون زیادی ناز نازی نباشه و از پس مشکلات کوچک بربیاد(تغییرقفل)<<<
** تغییر کلید**
نگرانيش کمتر شد
طوري که ديگه يکي دو روزيه وقتي ميرسم اداره بهش زنگ نميزنم که سلامت رسيدم
@@@@@
==تغییر قفل==
رفتيم براش يه کتاب تست خريديم و بعد از خريد بهش گفتم:اميدوارم اين کتاب عامل خير بشه تا
تو انشالله قبول بشي ،
>>> اهمیت دادن یه شوهر (تغییر قفل)<<<
** تغییر کلید**
کلي خوشحال شد و تشکر کرد
@@@@@
==تغییر قفل==
اگه هر دومون قبول شديم تو ادامه ميدي چون دارم ميبينم که به رشتت خيلي علاقه نشون ميدي،
>>> ارزش دادن به شوهر و حفظ غرور مردونه اش (تغییر قفل)<<<
** تغییر کلید**
سکوت کرد
@@@@@
==تغییر قفل==
بخاطر حرفم که حاضرم بکشم کنار بخاطر اون
>>> مهربانی کردن به همسر---مردها عاشق اینجور محبت ها و مهربونی های ما زنها هستند---(تغییر قفل)<<<
** تغییر کلید**
بهم گفت:تو اگه بخوني قبول ميشي چون
باهوشي.
@@@@@
==تغییر قفل==
گفت:اگه خونه داشتي خونه رو به نام من ميکردي؟
منم بلافاصله بدون اينکه فکر بکنم گفتم:آره چرا که نه؟
>>> با زیرکی زنانه بدون جبهه گرفتن تاکید بر ما بودن و من و تو اهمیتی نداره (تغییر قفل)<<<
** تغییر کلید**
سکوت کرد و البته سکوتي از روي رضايت
علاقه مندی ها (Bookmarks)