سلاااااااااام
خوبین بچه ها؟
می بینم که بزرگترامون تو باغ هستن!بی دل جان،ترانه عزیزم، دختر مهربون، آقای ابراهیمی و.... خوشحالم باهاتون آشنا میشم!نیست که چند وقتی نبودیم، دوباره داریم با هم آشنا میشیم!
هم تیمیم حالش چطوره؟باران جان خوبی؟خوش میگذره ؟
عزیززززززززم دیدم چقدر تقلا کردی ازشون جایزه بگیری ولی....
خب در حال حاظر شبکه شما، ما رو مهمان مازندران کرده! حالا چند روز دیگه هم مهمان استان آقای روزنه میشیم ایشالا.اینم تعطیلات تابستان ما!برای خودمون با تی وی همه جا دور زدیم!
باران! میگم حریف رو زمین زدیا نه؟کاش یه کم بهشون رحم میکردی!حداقل باغ رو ترک نمی کردن!اینجا دیگه مالِ مال خودمون شد
حالا خوبه آقای ببر افتخار داد دو جمله از حال واحوالش بهمون گفت.
نمیدونم ایشون و اوشون! که غلط املایی داشتن، چی شد که شکست خوردن، ولی هر چی بود شکست سنگینی بود براشون که ترک باغ کردن
غلط املایی داشته باشی، کیکت وا بره بیای عکسشو بذاری جلو ملّت! مگه میشه بازم بگی شکست نخوردم؟!
ما که رفتیم ولی باغ شش دنگش به نام تیم ما شد!![]()







نیست که چند وقتی نبودیم، دوباره داریم با هم آشنا میشیم!









شدم و بعد گفتم شاید واقعا 158 کیلوئه و اون وقت متعجب شدن منو ببینه ناراحت میشه

..خلاصه گفتم از رنگ پریدگی تون
که دوستم یه جور ماست مالی کرد و سریع پیاده شدیم
(الکی الکی یه آش افتادیم
)

علاقه مندی ها (Bookmarks)