نوشته اصلی توسط بی دل
اوووووووووف گل گفتی بی دل
این جمله از طرف من هم هست . که تخت چسبید به این تنگ دلم .![]()
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
نوشته اصلی توسط بی دل
اوووووووووف گل گفتی بی دل
این جمله از طرف من هم هست . که تخت چسبید به این تنگ دلم .![]()
ani (چهارشنبه 13 مرداد 89)
تشکرشده 1,123 در 399 پست
دور از جونننننننننننننن شیرینتون عزیزانم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
سلام؛نوشته اصلی توسط بی دل
ببخشيد كدام پست؟ از چي داريد حرف ميزنيد، من كه قبلا" هم عرض كردم هر گونه شب مراد و لالا.... و مجنون و ليلي رو تكذيب ميكنم.
keyvan (پنجشنبه 14 مرداد 89)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
من هم تکذیب کیوان را تائید می کنم
مثلی است قدیمی می گویند : به روباه گفتند شاهدت کیه ؟!
گفت : دمم
در ضمن چرا یک وصف عروسی را نمی تونی به ما ببینی که داریم کیفش را می بریم ؟!
و برای خودمون لباس بدوزیم . مگه چی میشه ؟!
دوست داریم تو را توی لباس دامادی تجسم کنیم .
عروسی دعوت کردن تو هم مثل سارا می شود . بوی جوجه کباب می آد اما از خودش خبری نیست . شاید هم عکس آن را نشانمان بدهی و..........
ani (پنجشنبه 14 مرداد 89)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
سلام به همه دوستان:
آنی جونم به خدا خیلی ناراحتم..ننتونستم به بچههای تالار یک شام بدم...
می خواستم جشنی هم راه بندازم بلد نبودم والا
ولی کارت دعوت عروسی دادم...
دوست دارم یه کاری بکنم ولی هیچی به ذهنم نمی رسه که بتونم پاسخ محبت دوستانم رو بدم...
دست رو دلم نذار به خدا......
کیوان راست می گن دوستان بابا یک زن خوب بگیر ما هم دلمون خوشحال شه داداشی گل!!![]()
سارا بانو (پنجشنبه 14 مرداد 89)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
شما يه طوري مينوسيد انگار كه من همه چي ام كامله فقط يه زن خوب كم دارمنوشته اصلی توسط rsrs1380
بابامن گير اين هام؟!
تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها.
و ساير ملزومات اداره يك زندگي
و مابقي مربوط به رفتن زير يك سقف است
keyvan (پنجشنبه 14 مرداد 89)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
درست میشه
غمت نباشه ، همه اینا رو از نوع مجازیش برات فراهم می کنیم داداش
مگر نشنیدی هر کس نان دهد دندان دهد .
یه مثل کردی :
قرد بکه ژن بخواز
قردگه دیدو ژنه گه وجاس
اگر چه امروزیش شده :
قرد بکه ژن بخواز
ژنه گه چود قرده گه وجاس
غمت نباشـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــه بزار کرات جور شه زن خودش میاد ، خدا هم روزی رسونه دادش نازنین .
.
فرشته مهربان (پنجشنبه 14 مرداد 89)
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
کیوان اینهایی که گفتی همه حل است و ...............(زمان - صبروپشتکار و ...)
کار و غیرت و شرف و....( ملزومات روحی و روانی و مهارتی و توانایی مرد ) که باشه بقیه اش هم به امید خدا حل می شود . فرکانس را تنظیم کن روی موج مثبت و ثابت نگه دار و بهش دست هم نزن . از تو حرکت از خدا برکت .
خلاصه اینکه با پررویی عروسی تو افتادیم !!!!!!!!!!!!!( بله؟!!!!!!! افتادیم ؟!!!!!!!!!!!!!!) ( خانم محترم این چه دیالوگ وحشتناکی است ؟اووووووووووووووش !!!!!!!!!
خودم با آبکش برای عروسی شاه داماد گلمون آب میارم( باز هم تبلور نبوغ و... !!!!!!)
ani (جمعه 15 مرداد 89)
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
سلام بر كيوان خوش باورنوشته اصلی توسط keyvan
تازه اينها كه گفتي همش شد سخت افزاري كه مربوط به روز اول زندگي ات هست كه شروع كني از روز دوم علاوه بر سخت افزار بايد به استقبال مسائل نرم افزاري بروي كه در اين تالار انواع و اقسامش رو مديريت مي كني
بايد خيلي قويتر از اينها براي زندگي باشي. خيلي زياد...
اين جمله زير هم به خاطر اينكه كائنات آني ازم دلگير نشود:
مشکلی نيست که آسان نشود.....مرد آن است که هراسان نشود!
مدیرهمدردی (شنبه 16 مرداد 89)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
کیوان خان عزب اوقلی! ببینم مگه شما فهمیدی که فرشته چی گفت که رفتی جیرینگی یه تشکر زیر مطلبش از خودت در وکردی!
ترجمه مثل فرشته برای دوستان:
ورژن قدیمی:
برو قرض کن زن بگیر
قرض و میدی زن برات میمونه
ورژن جدیدش:
برو قرض کن زن بگیر
زنت میره قرض برات میمونه
فکر کنم این مثل فرشته خیلی بار اخلاقی و روانشناسانه داشت نه؟end مثبت اندیشی بود.
ببین برادر من! همه زنها که این چیزها را نمیخوان! انشا الله خدا یک زن فهیم و واقع بین نصیبت کنه که خیلی دربند اینجور ظواهر نباشه.
به قول آقای مدیر فردای روز عروسی خیلی مهمتره که بتونی زندگی خوب و با ثباتی داشته باشی.
یک خاطره از خودم در وکنم:
چند سال پیش وقتی هنوز ازدواج نکرده بودم رفتیم به یک مراسم عروسی اونقدر مجلل بود که بیا و ببین! با آخرین مدل ماشینی که تو ایران پیدا میشد عروس رو آوردن توی بهترین باغ و خلاصه هرچی کله گنده هم دعوت کرده بودند. همش فکر میکردم وای چقدر خاطر این عروس عزیز بوده و چه زندگی اییییییییییییییی اینها داشته باشن بعدش
اما! چند ماه بعد این دو از هم جدا شدند!!!!!!!!! ما که نفهمیدیم چرا اما...
اینجور اتفاقات باعث شد من بینشی پیدا کردم که وقتی با همسرم نامزد شدم به من گفت دو هفته تمام برات عروسی مییرم با ارکستر و ال و بل و چنین میکنم و چنان میکنم... از ایشون اصرار از من انکار که نه آقا من فقط راضی ام به عقد محضری وعلاقه ای هم به عروسی ندارم!
ما بعدها توی زندگیمون خوب مسائل زیادی داشتیم اما من تا به حال حتی یک لحظه فکر نکردم که چرا عروسی نگرفتم. و از این بایت خیلی هم راضی ام.
نمیدونم شاید یه عده بگن آخه مگه میش عروسی نگرفت ما آرزو داریم یا اینکه بعدا داماد و خانواده اش سو استفاده میکنند یا میگن دختر رو دستشون مونده بود و...
به هر حال نگرشها را باید عوض کرد. چون این سخت گیریها و اسراف و تبذیرهایی که ازدواج را به عقب میندازه باعث به گناه افتادن جوانان میشه و یا حداقلش اینه که فشار روانی زیادی را بر آنها وارد میکنه.
بی دل (شنبه 16 مرداد 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)