آره جون خودت . همه از این حرفا میزدن عاقبت کامرانو ندیدینوشته اصلی توسط keyvan
خدا از دلت خبر داره که دلشادی یا دلخونی!!!
ببین عجب توطئه ای ره انداخته بی دل . چیه بی دل آقایون بیان بگن وجود منو فرشته چـــــــی ها داداش !!!!
ببین ما می خوایم زن بگیره شما این وسط چی بهت می رسه که نمی خوای زن بگیره ها از کی پول گرفتی ها ؟؟؟؟
بی دل جان اونی که کامران و تسوکه می خورن و دست و پاشون کج و کوله میشه چیپس و پفکه نه نون و ماست . آنی جان راست میگه این مهتاب هی غذا درست میکنه خوب چرا نون و ماست میخوری هاااااا
کیوان جان داداش گلم خدا نکنه شما نبضت آروم بزنه . ببین تاثیر اون اهنگ غمگیناس ها ، یه خورده شاد گوش بده تا نبضت تنظیم شه![]()
دختر خالـــه مهتاب (با لحجه همدانی بخونین ، بذارین کمکتون کنم اون صفدر یا هومن تو آشپز باشی که هی می گفت دختر خاله مریلا رو یادتونه)
کجا میری بابا بیا بشین پیش ما . هی سرته میزنن تو او آشپزخانه ای . چه مکنی اونجا .
آخرش ای بی بیه فِراری دادی از آشپزخانه .
بیا بیرون دیگه تا دعوات نکردما .







پاسخ با نقل قول







علاقه مندی ها (Bookmarks)