RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"
[size=medium]چند روزی بعد ازمراسم عقدمون همسرم من رو دعوت کرد برم خونه شون.بار اول بود که همسرم من رو بدون حجاب می دید.خودم خیلی خجالت می کشیدم و از خجالت لپ هام سرخ شده بود. برخورد صمیمی و گرم مادرشوهر و شوهرم باعث شد یه کم خجالتم بریزه.اون روز همسرم جلوی مادرش بهم گفت که خیلی دوستم داره
[/size]
صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم
[size=medium]
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
[/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)