به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 20 از 26 نخستنخست ... 1011121314151617181920212223242526 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 259
  1. #191
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    بهار عزیز سلام

    اولین سوال اینه چه رویا و چه ارزویی داری؟

    اسم حقیقیت چیه؟

    چند سالته؟

    از چه شهری هستی؟

    موقع بروز مشکل اولین رفتارت چیه؟

    ادم برون گرایی هستی یا درون گرا؟

    ممنون از نازنین گل بابت نشوندن بهار روی صندلی داغ غ غ غ

  2. 4 کاربر از پست مفید ویدا@ تشکرکرده اند .

    ویدا@ (جمعه 30 دی 90)

  3. #192
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    سلام بهار 66

    می خوام از اون خواستگارا که برای دختر مهربون می فرستادم برای توهم بفرستم اون که هیچ کدوم رو قبول نکرد !تو هم با اون سخت گیری هات حتما اصلا نمی زاری طرف بیاد که بخوای ردشون کنی

    دختر مهربون می گفت چرا هرچی خواستگار برام می فرستید ی مشکلی داره !!!!انقد خندم گرفت
    دلم به حال خودم سوخت آخه اینهایی که اینجا براش فرستادم کیس های واقعی بود البته در گذشته دور بودن


    1. بهار 66 اعتماد به نفست خوبه؟

    2.اگر می تونستی جنسیت خودت رو انتخاب کنی بازم دوست داشتی دختر باشی؟چرا؟

    3.نظرت در مورد ازدواج اینترنتی چیه؟خودت دوست داری این جوری ازدواج کنی؟

    4. بهار دوست داری نویسنده شی؟(به نظرم داستانت خیلی با احساس و قشنگن و واقعا من که با هر دو داستانت گریه کردم )

    5.تو این تالار کسی هست که ازش خوشت نیاد؟

    6.تا حالا عاشق شدی؟کی ؟کی ؟ki, key:)

    7.برای ازدواج معیار های ظاهری چقدر برات مهم هست؟معیارهایی وجود داره که نتونی ازشون بگذری؟

    8.ظاهر خودت رو دوست داری؟

    9.به نظرت بهار.شادی ،بهاری تره یا تو؟

    10.اگر یکی می اومد خواستگاریت که لکنت زبان داشت ،ولی بقیه شرایط همش خوب بود،چیکار می کردی؟

    11.چه حیوانی رو دوست داری؟

    12.طرف دار کدوم تیم فوتبالی؟

    13.ترسویی یا شجاعی ؟از چه چیزهایی می ترسی؟





  4. 5 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (شنبه 01 بهمن 90)

  5. #193
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    دخمل مهربون مرسي واقعا دوستان كم كاري نكردن وحسابي داغت كردن خسته نباشي
    اينم از طرف من واسه شما:




    خب بهار خانم من زيادي اذيتت نميكنم . هميشه فكر ميكنم خواستگار سابقت ميخواست چكار كنه كه انقد آشفته بودي؟
    برامون تعريف كن.
    الان هم نگراني يا بهتر شدي؟

  6. 7 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (جمعه 30 دی 90)

  7. #194
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    سلام.
    اول از نازنین جان و دختر مهربون ممنونم که ازم خواستن رو صندلی داغ بشینم.


    اول سوالات جناب فرهنگ.
    می بینم که اولین قرعه به اسم بهار افتاده.

    خوبی بهار؟
    ممنونم.شما خوبین؟؟

    بهار اسم واقعیته؟
    نه.اسم واقعیم نیست.

    اگر می تونستی خودت اسمتو انتخاب کنی چی می ذاشتی؟
    نمیدونم شاید همین بهار یا اسم گل.

    ماجرای خاستگار سابقتو که نمی خوای خانوادت بدونن سیر تا پیازش. تعریف کن.

    واقعا!!گفتن صندلی داغ..نگفتن اتیش بزن به زندگیم.ولی حدس میزدم اینو بپرسی.ببینم حالا یه کاری میکنی منو بشناسن.
    خوب این اقا با من یه نسبت فامیلی هم داره خیر سرش.ولی رفت و امد خاصی با هم نداشتیم.منو جایی دیده بود و خلاصه به باباش اینا گفته بود و اومدن خواستگاری.این ماجرا خیلی طول کشید.پسربدی نبود.کلا به نظر دیگران پسر خوبی بود.اما من جواب رد دادم البته درست هم اخلاقشو نمیشناختم اما از اونجایی که دست به رد کردنم خوبه گفتم نه.
    هی این و اونو فرستاد گفتم نه.تا اینکه نمیدونم کی بهش گفته بود بهار ته دلش راضیه.اونم ذوق کرد و اومد جایی که ما رفته بودیم گردش.منم از همه جا بیخبر.وقتی شنیدم بهش اینجوری گفتن حسابی عصبانی شدم و خلاصه فهمید.سوار ماشین شد و رفت با یه نفر دیگه.حدود یه ساعت بعد برگشتن و دیدم قیافش زار و نزار شده و ماشینش هم یه کم اسیب دیده.اون که باهاش بود ازداداشم خواست بره رانندشون بشه چون انگار حالش بد شده و میخواسته ماشین و بندازه تو دره!!!!اون یکی هم شبا چشماش خوب نمیدید..........خلاصه بعد از مدتی که خیلی اتفاقا افتاد قبول کردم باهاش اشنا شم.
    گذشت تا یه بار عصبانی شدم و بهش گفتم ازت بدم میاد و...دیدم نصفه شب هی به گوشی من زنگ میزنن و میگن بیچارمون کردی.بدبخت شدیم..من داشتم سکته میکردم که خدا چی شده..بعد دیگه جواب ندادن تا صبح..که من خوب سکته کردم زنگ زدن گفتن دیشب با گازداشته خودکشی میکرده..
    کلا فکر کنم از مخ تعطیل بوده
    دوباره گذشت و تو این ماجرا اتفاقی از یه موضوعی خبردار شد و قسم و ایه که به کسی چیزی نمیگم...اما وقتی بهش جواب رد دادم..بعد اینکه مطمئن شد نظرم برنمیگرده شروع به تهدید که به بابات میگم و...
    میدونه بابام اخلاقش چیه اعصابمو بهم میریزه...
    نمیدونین چه حالی پیدا کردم.نمیدونم تا حالا شده بدنتون داغ داغ و در عین حال سردسرد باشه.هر دفعه تا چند روز یه لقمه غذا هم نمیخوردم.خیلی بد بود.صدام گرفته بود انگار از ته چاه در میومد.
    خدا نصیب هیچ کس نکنه.یادم میفته دلم واسه خودم میسوزه


    تونستی بری سرکار؟
    نه دنبالش نرفتم.یه کلاس میرفتم تازه تموم شد.یه جا رو بابام معرفی کرد رفتم دیدم با یه مرد گاهی تنهام قبول نکردم اما اونجا رو به دختر خالم معرفی کردم که اگه خواست بره چون کلا جای بدی نبود.ببین چه دختر خوبیم
    (یه ذره از خودم تعریف کنم):D

    رشتت چیه؟
    به خدا پشیمونم کردی فرهنگ..مهندسی ابیاری گیاهان دریایی:)

    اینکه خاستگارت ساکن یه شهر دور باش امتیاز منفی بهش می دی؟
    بستگی به شهرش داره..اگه شهر خوبی باشه نه..کلا من خیلی مامان بابایی نیستم که دوریشونو نتونم تحمل کنم


    قبل از اینکه بیای اینجا به چی داشتی فکر می کردی؟
    اینجا کجاست؟!قبل اینکه بیام اینجا برقا رفت داشتم فکر میکردم کاش بیاد چون از تاریکی خوشم نمیاد

    دوران دبیرستان دوست پسر داشتی؟

    فرهنگ دلم میخواد بشینی اینجا...میدونم چی بپرسم
    دوران دبیرستان واقعا خاص بود.دوست پسر داشتن بحث داغ دخترای دورو برم بود.برای همین موضوع جالبی برام بود اما اونموقع خیلی مغرور بودم.فکر میکردم اصلا کار درستی نیست.(که البته نیست)
    اما سال اول یه دبیرستان پسرونه تو مسیر مدرسمون بود.چندتا پسر بودن همیشه میدیدیمشون..دیدم دوستام هی بهم میگن یه پسر هست خیلی جذابه..به هیچکی محل نمیده..ال هست بل هست..خلاصه همه عاشقش شده بودن.سرش تو مدرسه گیس و گیس کشی بود.اصلا ناخوداگاه توجهم بهش جلب شد.هرروزم میدیدیمش.ازش واقعا خوشم اومده بود اما اصلا به روی خودم نیوردم.هیچکی نمیدونست..خلاصه اخر سال اومد بهم پیشنهاد داد منم گفتم نه.اتفاقا یادمه یه بار برقا رفتن کلا هوا هم تاریک شده بود زمستون داشتیم ازمدرسه برمیگشتیم.زود رفت موتور یکی از دوستاشو گرفت جلو تر از ما میرفت چراغشو روشن کرد تا رسیدیم خونه.بعد اتفاقی دیدیم باباهامون باهم اشنا هستن خدارو شکر کردم دوست نشدم.
    یه بارم مثلا خواستم دوست بشم.پسره دانشجو بود بعد دو روزحوصلم سر رفت تمومش کردم.البته اونم...

    هی..یاد گذشته انداختیم..خندم میگیره


    سیزده بدر چه کار می کنید؟
    اگه جایی پیدا کنیم(ازبس شلوغه) با فامیل میریم بیرون تا عصر.اونوقتم هی سبزه گره میزنیم:)

    اگر یه مردی اجازه بده زنش با دوستاش بره خارج چه فکری راجع بهش می کنی؟
    اصلا فکر بدی نمیکنم..حتما خودشون توافق کردن..اتفاقا پسر داییم زنش خواست بره خارج درس بخونه..همه گفتن وای..اما اون گفت اگه قراره بره دیگه نیاد همون بهتر که بره.زنشم رفت خودش طاقت نیوورد برگشت

    ممنونم فرهنگ

  8. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (سه شنبه 10 مرداد 91)

  9. #195
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    حالا ویدا خانوم گل
    بهار عزیز سلام
    سلام ویدای عزیز

    اولین سوال اینه چه رویا و چه ارزویی داری؟
    رویا:رسیدن به بالاترین درجه هرچیز خوب.وقتی دیگه بدی نباشه و فقط یه ارامش ابدی وجود داشته باشه

    ارزو:ارزو دارم یه ازدواج خوب داشته باشم که هیچ کدوممون حتی یه لحظه پشیمون نشیم.ارزو دارم سر یه کار خوب برم.تو زندگیم ارامش داشته باشم.خوشبخت باشم.و وضع دنیا از اینی که الان هست بهتر بشه.
    به جایی برسیم که نه حق کسی رو بخوریم نه حقمون خورده شه.همسر مادر و فرزند خوبی بشم.
    خدا هیچ وقت هیچ وقت تنهام نذاره.همچنین کسای دیگه رو که بهش احتیاج دارن.

    اسم حقیقیت چیه؟
    بذار نگم

    چند سالته؟
    متولد 66 ام.پس میشه 24سال.

    از چه شهری هستی؟
    الان ساکن اصفهانیم اما نه من نه پدر مادرم اهل این جا نیستیم و بنا به دلایلی اینجا زندگی میکنیم

    موقع بروز مشکل اولین رفتارت چیه؟
    بستگی به مشکلم داره اما سعی میکنم فکرمو به کار بندازم تا یه راه حل براش پیدا کنم.از خدا هم میخوام کمکم کنه.اصولا تا وقتی راه حلش رو پیدا نکنم اروم نمیشم.اما اگه کاری از دستم برنیاد استرس میگیرم

    ادم برون گرایی هستی یا درون گرا؟
    درونگرا

    ممنون از نازنین گل بابت نشوندن بهار روی صندلی داغ غ غ غ
    ممنونم ویدا جون



    نازنین جان
    سلام بهار 66
    سلام نازنین جان

    می خوام از اون خواستگارا که برای دختر مهربون می فرستادم برای توهم بفرستم اون که هیچ کدوم رو قبول نکرد !تو هم با اون سخت گیری هات حتما اصلا نمی زاری طرف بیاد که بخوای ردشون کنی 311
    اینطورا هم نیست

    دختر مهربون می گفت چرا هرچی خواستگار برام می فرستید ی مشکلی داره !!!!انقد خندم گرفت
    دلم به حال خودم سوخت آخه اینهایی که اینجا براش فرستادم کیس های واقعی بود البته در گذشته دور بودن
    هیچ ادمی بی عیب و ایراد نیست از جمله خود ماها..انشالله قسمت تو هم یه دونه خوبشه


    1. بهار 66 اعتماد به نفست خوبه؟
    بد نیست.البته اعتماد به نفس در حد متعادل خوبه

    2.اگر می تونستی جنسیت خودت رو انتخاب کنی بازم دوست داشتی دختر باشی؟چرا؟
    نمیدونم واقعا..هر کدوم مزایایی داره..مهم اینه که از چیزی که هستیم نهایت لذت رو ببریم..ولی دختر بودن خوبه
    راستی میخواستم بگم حواست باشه کودک درونت رو پسر میدیدی این سوال رو هم از همه میپرسی..شاید ربط داشته باشن

    3.نظرت در مورد ازدواج اینترنتی چیه؟خودت دوست داری این جوری ازدواج کنی؟
    دوست ندارم..اما یه وقت دیدی این جوری عروسی کردم:)..

    4. بهار دوست داری نویسنده شی؟(به نظرم داستانت خیلی با احساس و قشنگن و واقعا من که با هر دو داستانت گریه کردم )

    عزیزم..لطف داری..ولی در اون حد نیستم که نویسنده شم.چیزی که به دلم بیاد مینویسم.
    تازه نویسندگی ریسک بالایی داره..اینکه چیزی بنویسی که به دل دیگران بشینه سخته

    5.تو این تالار کسی هست که ازش خوشت نیاد؟
    نه..فقط یه نفر بود که به نظرم راهنمایی هاش شاید گاهی درست نبود..البته ازش بدم نمیاد

    6.تا حالا عاشق شدی؟کی ؟کی ؟
    خودم تو درک حقیقت عشق موندم ولی شده از کسی خوشم بیاد..یک سال گذشته

    7.برای ازدواج معیار های ظاهری چقدر برات مهم هست؟معیارهایی وجود داره که نتونی ازشون بگذری؟
    ظاهر خیلی کمتر ازاخلاق برام مهمه...بله .اخلاق و بعد پول

    8.ظاهر خودت رو دوست داری؟
    اره.(فوران اعتماد به نفس) :D:P

    9.به نظرت بهار.شادی ،بهاری تره یا تو؟
    بهار ترکیبی هست از روزای افتابی بارونی ابری گرم سرد و............شکفتن
    امیدوارم هر دومون بهاری باشیم خصوصا ازنظر تولد و شکوفایی

    10.اگر یکی می اومد خواستگاریت که لکنت زبان داشت ،ولی بقیه شرایط همش خوب بود،چیکار می کردی؟
    اگه قابل درمان بود حتما کمکش میکردم اما مطمئنم خونوادم قبول نمیکردن

    11.چه حیوانی رو دوست داری؟
    ماهی-کبوتر-اردک-مرغ عشق(داشتم قبلا)-

    12.طرف دار کدوم تیم فوتبالی؟
    هیچکدوم.این روزا فوتبال ارزش حرص خوردن نداره..یادش بخیر بچه بودیم هروقت ایران مسابقه داشت و میبرد چه شور و حالی به پا میشد.بابام هم برامون یه عالمه خوراکی میخرید


    13.ترسویی یا شجاعی ؟از چه چیزهایی می ترسی؟
    گاهی ترسو..گاهی شجاع..ازاینکه شرایط خوب خراب بشه قبلا خیلی میترسیدم الان کمتر شده
    گلنوش جان
    دخمل مهربون مرسي واقعا دوستان كم كاري نكردن وحسابي داغت كردن خسته نباشي
    اينم از طرف من واسه شما:


    [تصویر: 1327074095_32102_4c3bddf650.gif]
    مرسی عزیزم
    خب بهار خانم من زيادي اذيتت نميكنم . هميشه فكر ميكنم خواستگار سابقت ميخواست چكار كنه كه انقد آشفته بودي؟
    برامون تعريف كن.
    تقریبا تو پاسخ فرهنگ گفتم
    الان هم نگراني يا بهتر شدي؟
    بهتر شدم اما هنوز نگرانم
    ممنونم گلنوش عزیز

  10. 5 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (شنبه 01 بهمن 90)

  11. #196
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    1-فكر كنم شما شاغل بودين.مگه بيكار شدين؟چرا؟
    2-اگر بهتون یه بلیط رفت و برگشت بدن که خودتون میتونید مقصد رو مشخص کنید کجا رو انتخاب میکنید؟و چرا؟
    3-معيارات براي ازدواج؟
    4-اگر همسر آيندت تحت شرايطي ازت بخواد بعد از عروسي تو خونه پدر و مادرش زندگي كنين قبول ميكني؟
    5-چه چيزي سبب شد تا تصميم به عضويت در تالار بگيري؟
    6_دليل انتخاب نام كاربريت؟




    راستي بهار اواتارت رو خيلي دوست دارم





  12. 7 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (یکشنبه 28 اسفند 90)

  13. #197
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 اسفند 93 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1390-5-11
    نوشته ها
    588
    امتیاز
    7,524
    سطح
    57
    Points: 7,524, Level: 57
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,002

    تشکرشده 4,006 در 737 پست

    Rep Power
    74
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    به به بهار خانوم
    به صندلی داخ خوش اومدی.این هم سوالای من.
    -جالبترین شیطنتت تو دوره ی دبستان چی بود ؟ اصلاً شیطون بودی یا بچه مثبت و درسخون ؟

    -قدیمی ترین خاطره ای که از کودکیت یادت میاد چی بوده؟چند ساله بودی؟

    - اهل كتاب خوندن هستي؟ اگه آره اسم 3تا از كتابهايي را كه خيلي دوست داشتي روبگو.
    - بیشتر کدوم برنامه های تلویزیوم رو نگاه میکنی؟

    -بزرگترين اشتباه زندگيت چي بوده ؟
    - بزرگ ترین دروغی که شنیدید؟ از کی؟
    -تا چه اندازه با خدا خودموني رازو نياز ميكنيد؟
    -يه جمله در مورد زادگاهت بگو ؟
    -عصبانی بشی نهایت عکس العملت چیه؟

    -میونت با آرایش چطوره؟
    -اگه قرار باشه از یکی حلالیت بگیرین اون کیه؟
    -درجه حرارت صندلیت چنده؟
    خوب فعلا بای


    فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی

    یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.


  14. 5 کاربر از پست مفید پاییزان تشکرکرده اند .

    پاییزان (شنبه 01 بهمن 90)

  15. #198
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    بهار لطفا یه مقدار جمع تر بشین، دختر مهربون هم جا بشه
    یه خرده بری اونور جا میشه ، خیلی هم تپل نیست :)
    دختر مهربون موهاشو نکش ، ای بابا ولش کن !
    بهار چرا چنگ میزنی؟!
    حداقل نیشگون بگیر جاش نمونه !
    دختر مهربون ؛ کی بهت گفته مهربونی ؟!شک نکن باهات شوخی کرده
    ببین چجوری لگد میزنه

    خیلی خب دیگه اروم بگیرین دونه دونه به سوالام جواب بدین

    فرض کنین توی خیابون هستیم ، کجا میرین؟ ، گفتم فرض کنین !
    حالا رابطه بین کلمات داخل پرانتز رو کشف کنین :
    (ترافیک سنگین ، انگشت ، دماغ )
    (عابر پیاده ، بوق ، یه حرف خیلی زشت )
    (خانم راننده ، ماشین لباسشویی ، سبیل )


    با دقت پیش فرض ها رو بخونین و مسئله هارو حل کنین
    مامان میگه : فردا عروسی دختر عمه قزیه
    بابا میگه : پول ندارم
    مامان میگه : چقدر تو باهوشی عزیزم ، من چیزی نگفتم اما تو منظورمو فهمیدی
    بابا میگه :جدی می گی؟! ، اگه اشتباه نکنم یه مقدار پول تو کشوم هست . . .

    سوال 1: مامان چه چیزهای دیگه ای می تونست بگه تا بابا کم هوشی خودش رو اثبات کنه ؟
    سوال 2: اگه بخوای به تولد نوه عمه قزی بری چطوری برای خریدن کادو از بابا پول میگیری ؟
    اخطار: وقتی پدر ومادرت باهم صحبت می کنن حق نداری گوش وایسی


    هی بهش میگم بیا بریم دستشویی
    هی میگه ندارم
    تا میرسیم به پرت ترین نقطه جاده ، میگه جیش دارم
    تازه انتظار داره هر چی اب معدنی داریم هم بریزیم به پای این نوگل زندگیمون
    شماها هم از این کارا می کنین ؟

    اگه نمره هوش و زیباییت جمعا 10 باشه ، فکر میکنی نمره هر کدوم از اون ها به صورت مجزا چند بشه ؟

    زود تند سریع چهارتا از کارتن های مورد علاقه ات رو بگو
    دلت می خواد قهرمان کارتون ، دختر باشه یا پسر ؟

    ان چیست که ریش ندارد ، وقتی می شنود نمی گوید و وقتی می بیند نمی شنود و وقتی می گوید که دیگر نمی بیند

    اگه بابا عصبانی بشه و سرت داد بزنه (یه داد خیلی بلند از اونا که وقتی می شنوی بغض میکنی و چونه ات می لرزه لبات:( اینجوری میشه و میری یه گوشه کز میکنی )
    چیکار کنه که زودتر باهاش اشتی کنی ؟
    اگه یادش بره و دیگه نیاد بغلت کنه ، وقتی بزرگ شدی دچار شرمندگی مزمن میشی ؟


    خب حالا که دخترای خوبی بودین
    باربی بخرم یا خرس عروسکی ؟
    بستنی یا بادوم زمینی ؟
    گل سر یا برچسب میکی موس؟
    موهاتو دم اسبی ببندم یا خرگوشی ؟
    دامن گلدار می پوشی یا شلوار جین ؟
    کفش ورنی قرمز یا اسپرت صورتی ؟

    دختر مهربون
    گل سر بهارو بهش پس بده ، گفتم پس بده یالا
    بهار دستتو از تو دماغت در بیار ، تا سرمو برمی گردونم شروع می کنیو
    دختر مهربون نرو اونور
    بهار بشین سرجات
    دختر مهربون گوشیمو پس بده
    بهار
    . . .
    ای خدا منو بکش راحتم کن

  16. 8 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (شنبه 01 بهمن 90)

  17. #199
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    سلام بهار

    اینجا انقدر برف اومده همین جورم داره می اد
    خیلی سرده
    اونجا چی داره برف می اد؟
    به هر حال برفم نیاد می دونم اونجا هم سرده
    برای همین اومدم یکم هیزم بریزم زیر صندلیت شعله رو ببرم بالاتر

    0.بهار اول تعریف کن بالا چه خبر بود؟ تو بیشتر دختر مهربون رو زدی یا اون تو رو زد ؟من حس می کنم تو همش زدی اون طفلکم زورش به تو نرسید!:(
    حس ششمم می گه

    1.بهار تو مغروری؟به نظرم می اد مغرور باشی؟

    2.ورزش می کنی؟چه ورزشی رو دوست داری؟

    3.مامانت رو بیشتر دوست داری یا بابات؟

    4.دوست داری ازایران بری برای همیشه؟

    5.لباس عروس با دامن پفی بزرگ خوبه یا معمولی ؟

    6. شغل همسرت برات مهمه؟
    مثلا دوست داری چه شغلی داشته باشه؟اگر بوتیک لباس خانمانه داشته باشه باهاش ازدواج می کنی؟

    7.چه غذایی از همه بیشتر دوست داری؟چه رنگی؟

    8.صبحانه می خوری؟معمولا چی می خوری؟

    9.از خوراکی جات چی دوست داری؟

    10.الان اتاقت مرتبه؟دروغ نگی




  18. 4 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (شنبه 01 بهمن 90)

  19. #200
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: ~~ صندلی داغ سری هفتم ~~

    سری قبل که جواب چندتا پست رو با هم دادم انقد قر و قاطی شد پوستم کنده شد پس از این به بعد یکی یکی جواب میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلنوش67
    1-فكر كنم شما شاغل بودين.مگه بيكار شدين؟چرا؟


    اخ گلنوش جان..دست رو دلم نذار..من کلا دو جا سر کار رفتم.یه بارم چند روز رفتم و منصرف شدم.جای اولی خوب بود منم ازکارم راضی بودم تا اینکه یه روز که تو شرکت تنها بودم یه مشتری خواست اذیت کنه..منم بند و بساطم و جمع کردم و دیگه نرفتم.همون موقع ها هم خونمونم عوض کردیم

    جای دوم ازخونمون خیلی دور بود و صاحبش هم چی بگم..مشکلاتی اونجا پیش اومد که دیگه نرفتم.تو یه تاپیک مفصل گفتم

    2-اگر بهتون یه بلیط رفت و برگشت بدن که خودتون میتونید مقصد رو مشخص کنید کجا رو انتخاب میکنید؟و چرا؟


    وای خیلی جاها دلم میخواد برم.
    ازجاهای مذهبی مثل کربلا بگیر..تا کشور مصر با اثار تاریخی اسرار امیز..تا..کشورای اروپایی..جزایر قناری (ما که نرفتیم اما میگن جای قشنگیه!)..جنگلهای بکر و دست نخورده..وای خیلی زیاده.
    چون نگفتی بلیط چیه منم میگم اصلا رفتن به فضا مثل انوشه انصاری..اونوقت میگن ازاون بالا کفتر می ایه..یک دانه دختر می ایه.
    چی منصرف شدن..نه من به همون مسافرت داخل ایران هم راضی ام.ولی یه جایی که طبیعتش بکر باشه


    3-معيارات براي ازدواج؟


    معیار اول و اصلیم اخلاقه اما با جزئیات و مخلفات فراوون..حالا چندتاشو برای مثال میگم.مهربون باشه اما در عین حال مردونه باشه(چه سخت!)-دست و دلباز باشه اما واسه من-اولویت اولش زن و بچه اش یعنی من و نینی های ایندمون باشه-کارهای خونه رو باهم انجام بدیم-کلا به جنس مونث احترام بذاره-کاری باشه-دروغ نگه-وفادار باشه-چشماش اهل چریدن نباشه-زور نگه-سنگ زیر اسیاب باشه(میدونی یعنی چی؟)
    بعد پول برام مهمه اما نه ازجیب بابا بلکه خودش باید اهل کار باشه.پسری که کاری باشه اگه الان هم چیز زیادی نداشته باشه بلاخره بدست میاره اما اون که اهل کار نیست هرچی داره یه روز به باد میده

    4-اگر همسر آيندت تحت شرايطي ازت بخواد بعد از عروسي تو خونه پدر و مادرش زندگي كنين قبول ميكني؟


    بستگی داره این شرایط چیه؟
    اگه کلا فکرش اینه که باید با خونوادش زندگی کنیم باید به حال خودم تاسف بخورم با این انتخاب کردنم
    اگه پول نداره یه جای مستقل بگیریم بازم مثل گزینه اوله
    اما اگه اتفاقی مشکلی براش پیش اومد و موقتا مجبور به اینکار شدیم قبول میکنم.اصلا هم غر نمیزنم.کمکشم میکنم تا مشکلش حل بشه
    (ببینید چه دختر خوبیم.تازه اشپزیمم خوبه اگه موردی سراغ داشتین التماس دعا):)

    5-چه چيزي سبب شد تا تصميم به عضويت در تالار بگيري؟


    راستش یادم نیست دنبال چی میگشتم یهو سر ازاینجا دراوردم.چندتا ازتاپیکاشو خوندم برام جالب بود تا اینکه یه تاپیک خوندم از اقای جلیل که زنش بهش خیانت کرده بود و حال خودشم خیلی بد بود.این وسط بعضی ازکاربرا نمک رو زخمش میپاشیدن.اون اقا میخواست یه فرصت دیگه به زندگیش و زنش بده اما همه میگفتن پس غیرت مردونه ات کو؟:(و..خیلی ناراحت شدم.دلم میخواست بهشون بگم کدخدا میبخشه نوکر کدخدا نمیبخشه؟خودش دوست داره یه بار دیگه تلاش کنه شما میگین نه طلاق بده؟..فقط یادمه انی جون خیلی به همه تذکر میداد که انقد نگن طلاق بده و خیلی به اون مراجع کمک کرد.اونجا ازحرفای انی خیلی خوشم اومد.اخرشم اون تاپیک قفل شد
    اینجوری شد که تصمیم گرفتم عضو شم

    6_دليل انتخاب نام كاربريت؟


    بهار66 تاریخ تولدمه..اما کلا بهار رو خیلی دوست دارم.حتی اگه به زور مجبور بشم عید دیدنی برم..یا سبزی پلو با ماهی شب عید مامانم شور بشه یا عیدی اون قد که فکر میکردیم نگیریم و..من خود بهار که تو طبیعت رخنه میکنه و یه دفعه باعث شکوفایی همه چیز میشه دوست دارم.این یعنی همیشه میشه از نو شروع کرد


    راستي بهار اواتارت رو خيلي دوست دارم


    واقعا؟خودمم خیلی دوسش دارم.میبینمش یاد بچگی خودم میفتم.یه عکس دارم یه کوچولو شبیه اواتارمم.البته الان قیافم خیلی تغییر کرده

    مرسی گلنوش جان.راستی منم یه دوست داشتم تو اسمش گل بود و عاشق گل و گیاه.خیلی دختر خوبیه.مثل تو

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاییزان2
    به به بهار خانوم

    سلام علیکم پاییزان خانوم گل و شیطون

    به صندلی داخ خوش اومدی.این هم سوالای من.

    مرسی.ایشالله روزی شما!!!

    -جالبترین شیطنتت تو دوره ی دبستان چی بود ؟ اصلاً شیطون بودی یا بچه مثبت و درسخون ؟

    نه شیطون بودم نه بچه مثبت ولی درسم خوب بود.والله ازدبستان چیزی یادم نیومد.البته بیرون شیطنت داشتم یادمه با بچه محلا فوتبال بازی میکردیم.یه پسر بود خیلی تپل و خواستنی بود بود.مثلا اسمش امیر.همش گریه میکرد تا مامانش اجازه بده بیاد با ما بازی.مامانش هم هی به من میگفت بهار اگه اذیتتون کرد بیا بهم بگو.میگفتم باشه.بعد تو فوتبال الکی میگفتم چرا منو زدی میرم به مامانت میگم.بعد میگفتم مامان امیر ،امیر تو فوتبال پای منو زد.اونم مثل ابر بهار اشک میریخت بعد میگفتم حالا اشکال نداره میبخشمش.بیاد بازی.خیلی پسر باحالی بود.البته فکر کنم بیشتر به مردم ازاری شبیه بود تا شیطنت.اخرش همون یکی از رتبه های برتر کنکور شد.داداشم میگفت تحویل بگیر یادته چقد اذیتش میکردی

    یه بارم سیزده بدر خوزستان بودیم.داشتم با لیوان و کاسه ماهی میگرفتم افتادم تو رودخونه.یکی ازفامیلامون با یه حرکت قهرمانانه پرید توی اب و منو نجات داد.

    یه بارم با داداشم فرفره درست کردیم گذشتیم روی صندوق رفتیم تو کوچه میفروختیم.بابامم ما رو که دید از خجالتمون در اومد
    زنگ خونه ها رو هم که طبق معمول میزدیم و فرار میکردیم اونم شب.
    کلا بچگیمو خیلی دوست دارم خیلی خوش گذشت
    اما تو مدرسه راهنمایی و دبیرستان بیشتر شیطنت کردیم.تا یه فرصت کوچیک پیش میومد(فقط جهت شادمانی و بالابردن راندمان یادگیری!!) بزن و برقص راه مینداختیم.
    کلاسا رو دودره میکردیم.
    یادش بخیر


    -قدیمی ترین خاطره ای که از کودکیت یادت میاد چی بوده؟چند ساله بودی؟


    2-3 سالم بود خونه خالم اینا بودیم


    - اهل كتاب خوندن هستي؟ اگه آره اسم 3تا از كتابهايي را كه خيلي دوست داشتي روبگو.

    باعث خجالت نه...بربادرفته رو دوست داشتم مخصوصا شخصیت رت باتلر...بچه بودم یه کتاب خوندم دخترک فقیر که البته مال سن من نبود.یه چیزایمبهمی ازش یادمه اما قشنگ بود...ازکتابای بچگونه هم علی بابا و چهل دزد یا علاءالدین و..رو دوست داشتم

    - بیشتر کدوم برنامه های تلویزیوم رو نگاه میکنی؟


    هرچی قشنگ باشه..فیلم..کارتون..مستند

    -بزرگترين اشتباه زندگيت چي بوده ؟


    نگم سنگینتره..بد اشتباهی بود..

    - بزرگ ترین دروغی که شنیدید؟ از کی؟

    بزرگترینش رو یادم نیست اما بیشتر ادما خالی میبستن مثلا یه نفر واسه جلب توجه خودشو دانشجوی پزشکی جا زده بود.یا مثلا اینکه یه نفر پیش خودم یه کاری بکنه بعد بگه نه من نکردم..


    -تا چه اندازه با خدا خودموني رازو نياز ميكنيد؟

    تاقبلا از خدا خیلی میترسیدم..یا مثلا روم نمیشد بعضی چیزا رو ازش بخوام..مثلا وقتی درس نخونده بودم روم نمیشد بگم خدایا پاس کنم اما الان خیلی رابطم باهاش بهتر شده

    -يه جمله در مورد زادگاهت بگو ؟

    پر ازخاطرات کودکیمه..خیلی دوسش دارم چون چند سال از عمرم اونجا گذشت..چند وقت پیش خونه مادربزرگم رو دیدم که خرابش کردن و یه ساختمون جدید به جاش ساختن انقد گریم گرفت.یا مثلا خونه بچگیامو خیلی دوست دارم

    -عصبانی بشی نهایت عکس العملت چیه؟

    نهایتش جیغ و داد


    -میونت با آرایش چطوره؟

    ارایش میکنم اما نه در حد زیاد.در حد معمول..بیشتر عادت کردم

    -اگه قرار باشه از یکی حلالیت بگیرین اون کیه؟

    خیلیا..البته خدا شاهده اکثر موارد سهوا کاری کردم نه عمدا اما شاید دل بعضیا رو نه از روی عمد شکسته باشم.خدا منو ببخشه


    -درجه حرارت صندلیت چنده؟
    خوب فعلا بای[IMG]http://www.hamdardi.net/imgup/31551
    /1327094944_31551_6557b7a920.gif[/IMG]



    خوبه..تازه یه کم گرم شدم.
    ممنون پاییزان عزیز.بای

  20. 6 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (یکشنبه 02 بهمن 90)


 
صفحه 20 از 26 نخستنخست ... 1011121314151617181920212223242526 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.