سلام دوستان
من یه پسر 26 ساله هستم حدود 5 ماه پیش شرکت ما یه منشی جدید استخدام کردم من نمیدونم همون اول این منشی دیدیم نسبت بهش علاقه پیدا کردم گذشت این 5 ماه تا اینکه یه روز آخر وقت بهش پیشنهاد دادم برسونمش تا خونشون که اینکار را کردم بعد تو بین راه یه قرار کوه گذاشتم کوه هم باهم رفتیم و همونجا بهش پیشنهاد ازدواج دادم البته ناگفته نماند که ایشون 29 سالشه ولی گمان کنم خیلی با هم مچ بودیم چون اصلا من فکرش را میخوندم بگذریم والا من تو اخرین دیدارمون تو خنده اونم بر حسب یه شیطنت بچه گانه و بدون نیت یه ماچش کردم که خیلی عصبانی شد اون به من گفت که نباید اینکار را میکردی باید خودتو کنترل میکردی باید فلان میکردی من براش توضیح دادم که بابا فقط یه احساس بچه گانه بود همین و بس
اون به من گفت که چند روز به من زنگ نزن تا فکرامو بکنم تو با این کارت کل قضیه بردی زیر سوال نا گفته نمونه که ایشون با ازدواج با موموافق بودند و خودشون گفتند که تا پایان محرم و صفر صبر کنیم تا بعدش اون موقع خانواده ها باهم صحبت کنند
حالا سوال من از شما اینه آیا اون خانوم در مورد من چه فکری میکنه
آیا من الان 4 روزه بهش زنگ نزدم خودش رنگ میزنه
ما باهم تو یه شرکتیم تو اون محیط چگونه برخورد کنیم چون من تو این پنچ ماه اصلا باهاش نه سلام میکرم نه خداحافظی
بعد یه سوال دیگه من تو شرکت موبایلم وقتی زنگ میزنه با بچه ها زیاد بحثهایی عشقی میکنیم میشه باز اینکار را کرد یا خیر در ضمن جفتمون تو کار شعر بودیم من وقتی براش خوندم میگفت باورم نمیشه تو هم شعر بگی