حتی در درک فرزند سالاری هم دچار اشکال هستیم . در این هیاهوی فرزند سالارانه سوالی در ذهنم نقش می بندد .
من به عنوان یکی از والدین تا چه سنی باید خود را مسئول زندگی فرزندم بدانم ؟!
آیا این روشهای فرزند سالارانه غلط درست خواهد بود تا من به عنوان یکی از والدین به قاعده ی همه ی عمر جای فرزندم فکر کنم ،به جای او تصمیم بگیرم و.....تا نهایتا در اثر رفتارها و برخوردها و روشهای غلط تربیتی کار به جایی برسد که من ، حکم عصای زیر بغل فرزندم را بازی کنم ؟!!!!
آیا عشق مادری و پدری به من این اجازه را می دهد که به دلیل خودخواهی و باورها و عملکردهای غلط ، دست و پای فرزندم را به غلط در قل و زنجیر اسارت وابستگی و انفعال فردی ببندم .
نظر شما چیست ؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)