بعضي وقتا خيلي چيزا دست خود آدم نيست اين انسان بيشتر احساسش خودبخوديه بعضي وقتا چيزي دلش ميخواد که آدم شرمش مياد از گفتنش براي خودم هم منطقي فکر کنم مسخره مياد اما حقيقته پنهانه! اين يکي درباره خودمه بر سر اين مسئله خنده دار و بغرنج کلي اعصابم بهم ريخته مناظره اي بين منطق و احساس گيج شده ام راستش من عاشق دختري شده ام که خيلي دوسش دارم از نظر اخلاق بهم مياييم اما چيزي که در اين مدت فکر مرا مشغول کرده اينه که من از لحاظ جنسي علاقمند به سينه هاي (بزرگ)(ببخشيد) اما تو اين دنيا آدم اون چيزي که خيلي دوس داره بر خلافش نسيبش ميشه اين دوس دختره من هم که يه ساله باهم اشنا شديم و قراره خانواده براي عقد گذاشتيم(دو ماه ديگه)اما سينه هاش از نظر من خیلی مناسب نیست(کوچک) منطقم ميگه بابا بي خيال ؛ احساس جنسيم ميگه اين چيزي نيست که بتوان راحت ازش گذشت واقعا ماندم چيکار کنم کمکم کنيد